X
تبلیغات
صلصال - فقدان تولید اندیشه در سینمای افغانستان

صلصال

هفته نامه سیاسی، فرهنگی واجتماعی- چاب کابل

فقدان تولید اندیشه در سینمای افغانستان

بر قامت سينماي افغانستان كشيد اما لباسي است كه براي آن دوخته مي شود و توضيح مطلب اينكه درفلمهاي كه بيشتر جوانان تحصيل يافته درخارج از كشور مي سازند و يا مي توان درفلمهاي جوانهاي آماتور داخل كشور ديد ريشه هاي تفكر و نو آوري به وضوح ديده مي شود تجربه يك نوع ابداعاتي كه هرچند در بسياري موارد با قواعد كلي سينما مغايرت دارد اما زمينه هاي تفكر درآنها ديده مي شود شما مي توانيد گاهي موضوعات آبستره و يا انتزاعي را ببيندكه در چنين فضايي به تصوير كشيده مي شود و گاهي مي توان قابهايي  را ديد كه به منظور القاي مطلب خاصي گرفته شده است خوب اين فرايند همانگونه كه اشاره شد يك جريان عامي نيست و تازه توسط آماتورها تجربه مي گردد و منهم بيشتر به همين آزمون و خطاهاي جوانان اميد بسته ام زيرا در آنها زمينه يك تفكر افغاني وجود دارد كه متناسب با معضلات اجتماعي جامعه افغاني شكل مي گيرد اما در مجموع فرایند در چرخش نیست تا چیزی از درون سینمای افغانستان زاده شود که بالای جامعه تاثیر داشته باشد معمولا سینما گران افغانستان دنباله رو حوادث سیاسی و تحولات اجتماعی بوده اند و نگاه شان نگاه محافظه کارانه، حکومتی و شعار گرایانه بوده که کمتر می شود در آنها اندیشه خاصي راتماشاكرد.

  در سه دوره قبل از جنگ،دوران جنگ وبعد از جنگ چه تاثیری جامعه بالای سینما وچه تاثیری سینما بالای جامعه داشته است؟

همانگونه كه اشاره شد درافغانستان فرآیند نقد وجود ندارد اینگونه نيست كه يكعده بیایند داستاني يایک فیلمي را ببينند و روي آن نقد و تحليلي صورت بگيرد و در خوبترين وجهش اين نقدها از طريق مطبوعات انعكاس يابد اين چرخه وجود ندارد گاهي اگر چيزي هم در مطبوعات چاب مي شود ياخبر است و يا تعريف و تمجيد كه البته اين تعريف و تمجيدها هم ازسوي طرفداران كارگردانها صورت مي گيرد و هيچ ربطي به كيفيت فلم ندارد و متاسفانه اين فرهنگ نيز ريشه دارد كه هستند بسيار هنرمنداني كه نقد آثارشان را به معني خصومت شخصي قلمداد مي كنند و گاهي اگر نقدي صورت بگيرد تبعاتي منفي نيز براي ناقد در پي خواهد داشت اما راجع به سينماگران طوري که قبلا نیز گفته شد آنان  بيشتر دنباله رو حوادث اند و بیشتر آثار شان جنبه های شعاری داشته است مثلا در گذشته و در زمان كمونيستها و حتي در زمان  مجاهدين بيشترين محتويات فلمها را ستايش از نظامهاي ايديولو‍‍‍‍‍ژيك تشكيل مي داده اند و البته ممكن است در بعض موارد بعضي از اين فلمها براي كشاندن مردم به جبهه هاي جنگ موثر واقع شده باشند اما آنگونه تاثيراتي كه ما از تجربه نمايش فلمهايي خارجي بر روي اجتماع گاهي مي بينيم اتفاق نمي افتد حتي تجربه هاي كشورهاي همسايه را هم نداريم بعنوان مثال آنگونه كه درایران دیده میشودکه با وجود اجازه وزارت ارشاد بازهم بعضی فیلم ها را مردم از روي پرده پائین می کشند مثلا آنچه درمورد فلم مارمولك رخ داد و قطعا تاكنون چنين فلمهايي را در سينماي افغانستان نداشته ايم ولي در زمینه مطبوعات گاهی مقالات جدی نوشته میشود که با عکس العمل های جدی از طرف دولت و مردم رو برو میشوند و بهترين شاهد مثالهايش ماجراهاي آقايان ميرحسين مهدوي ومحقق نسب مي باشد نوشته هاي اين دو نفر بگونه بود كه با وجود رويه دولت درحمايت ازآزادي بيان بازهم در زندان افتادند و سروصداهاي بسياري ايجادكرد و ازگستره افغانستان نيز بيرون رفت اما فرقي كه دربين فلمهاي قبل ازنظام كمونيستي و فلمهايي كه در اين چندسال اخيرساخته شده است اینست که فقط ایدئولوژی تغییر کرده و دیگر هیچ تغییری از نظر شکل و ساختار و محتوا دیده نمی شود، نگاههای مان نگاههاي مملو دراماتيك سطحي سابق است با اين تفاوت كه در بعد از طالبان شمه هايي از تكاپو و كوشش براي بيان موضوعات عميقتر وجود دارد كه عمده ترين انگيزه اين كار چشمداشت سينماگران به فلمها و مراكز خارجي بيرون از افغانستان است فلم اسامه و فلم خاک و خاکستر البته ويژگيهاي صد درصد افغاني ندارند اين فلمها بيشتر در چارچوبه سينماهاي بدون مرز و چند مليتي قابل ارزيابي است و بهمين خاطر نمي توان با اين دو فلم شاخصه هاي سينماي افغانستان را ارزيابي كرد.

 تفکر شما به عنوان یک فیلم سازنسبت به جامعه افغانستان چگونه است؟

درنگاه اول  به نظر من جامعه افغا نستان یک جامعه كاملا آشفته است اين آشفتگي بيشتر از حيطه مسايل امنيتي در حيطه مسايل اندیشه ، فکر  و فرهنگ وجود دارد که البته زاده همان جنگ مي باشد ما یک کشور ایدئو لوژی زده بودیم جنگ کردیم مجاهد بودیم کشور نا امن بوده ولی حالا فضا باز شده گسترش رسانه های ارتباطی و تصویری به آ شفتگی فکر و اندیشه دامن زده و هیچ فکر نمی شود که این فضاي باز در نهايت به نفع افغانستان تمامي مي شود و يا نه؟که امید واریم به نفع تمام شود اما در مجموع آشفتگی دیده میشود و اين نگران كننده است.

ذهنیت مردم نسبت به سینما گران چگونه می باشد؟

منظور شما را نفهميدم اگرمنظور شما ذهنيت عام مردم نسبت به شخصيت فلمسازان باشد نگاه ها در كل چندان مثبت نيست يعني حرفه فلمسازي تاكنون بعنوان يك حرفه آبرومند در بين مردم به رسميت شناخته نمي شو دبسياري مردم هنوز فرقي بين تصوير برداران محافل شادي شانرا با فلمسازان نمي دانند و متاسفانه نگاه آنان راجع به خانمهايي كه دراين عرصه كار مي كنند بسيار بد است و شما كمتر خانواده ي را پيدا مي كنيدكه حاضر باشند به دخترشان اجازه دهند تا وارد اين عرصه شود اما اگرمنظور شما توقع مردم از سينماي افغاني باشد عموما خواست مردم  متاثر از فلمهاي ملودارم عشقي هندي است يعني آنان همانگونه كه به ديدن فلمهاي هندي عادت كرده اند به همان شكل توقعشان ازعموم فلمسازان ساخت فلمي باچاشني عشق و ماجراهاي افسانوي بيشتر است و البته كه اين خواست چندان خواست نامنطقي هم نيست زيرا مردم افغانستان تاكنون به فلمهاي سايركشورها دسترسي نداشته اند و تاكنون فلم جدي ملي نيز تماشا نكرده اند تا ذايقه آنهارا ارزيابي كرد گاهي اگر بعضي فلمهاي سينماي جنگي هنك كنگ وياهاليوود ديده مي شود باز هم آنها مشكل زبان دارد و بيشتر مردم حادثه ها را مي بينند تا ريزه كاريهاي داستان اما مسله جامعه روشنفکری کشور تا حدودي فرق مي كند آنان  عموما يا از خارج آمده  اند و يا شرايط مالي شان بگونه ي بوده كه دسترسي به كتابها و فلمهاي خارجي داشته اند و زبان  نيز مي فهميده اند اين عده بتبع خواستار فیلم های جدی میباشند عموما سوال مي كنند که چرا فیلم های جدی ساخته نمی شود خود من تاكنون با سوالهاي اينچنیني زيادي برخورده ام حتي گاهي آنان پيشنهادهايي نيز مي دهند مسايل رواني بعد ازجنگ و موضوعات مرتبط به زنان كودكان و موضوعاتي از اين قبيل را پيشنهاد مي دهند كه ساخته شود و البته جديدا تفكرهنرهاي معاصر نيز ريشه دوانده است چيزي كه بيشتر زيبايي وكمپوزيسيون درآن نقش دارد و يكنوع تبليغ هنر براي هنر است و البته اين طرفداران كمتري دارد.

شما به عنوان یک مستند ساز چقدر در کارهایتان به این مباحث مي پردازيد؟

كارهاي خود من بستگي به مخاطب داشته و بستگي به اين كه كارها از كدام شبكه تلويزيوني در نهايت پخش خواهد شد و در چه كشوري مثلا فلمي كه براي يك شبكه تلويزيون هالند ساختم با فلمهايي كه براي يك شبكه ايراني ساختم فرق مي كند براي اينكه خواستهاي مخاطبين اين كشورها از وضعيت افغانستان فرق مي كند مخاطبين ايراني به خاطر درگيري بيشتر با موضوع افغانستان و همسايگي بيشتر خواستار تحليل اند و اينكه بالاخره سرنوشت كشور همسايه شان به كدام سوي روان است و به چه سرانجامي خواهد رسيد در حاليكه مخاطبين اروپايي درپي درك موضوع اند اينكه ديموكراسي چه مي شود زنان چگونه پيكار مي كنند و كودكان آيا به مكاتب مي روند و يانه و حتي فلمهاي كه بدون سفارش دهنده بوده و بيشتر براي مخاطب داخلي ساخته شده سبك و سياقش فرق مي كند مخاطبين داخلي بيشتر خواستار شناخت سرزمين شان است خواستار آگاهي از وضعيت فرهنگي و اجتماعي ولايتهاي ديگر، اين خواست خواست بعد از جنگ است كه مردم معمولا مي خواهند نسبت به پيرامون خودشان آگاهي كسب كنند و ببينند كه مردماني كه با آنان در مقاطعي جنگ هم داشتند چگونه زندگي مي كنند؟

 علت تاثیر گذاری فیلم های هندی رادر چه چیز هايی مي بينيد؟

چند عامل دارد دانستن زبان که مر دم افغانستان اکثرا زبان هندی را می دانند و يا اگركاملا نمي دانند بعضي واژه ها را مي فهمند و همين واژه ها زمينه حدس ساير بخشها را افزايش مي دهد دوم موزیکال بودن فیلم های هندی است مي دانيد که جامعه افغانستان در زمان مجاهدين و طالبان در يك فضاي بسته ي بسر برده اند وقتي اين بستگي تمام مي شود مردم به فلمهاي هندي روي مي آورند چون فلمهاي هندي دقيقا چيزهايي را بيشتر دارد كه حكومتهاي طالبان و مجاهدين مخالف آنها بودند يعني رقص و موسيق و عشق فیلم های هندی كاملابه اين نيازهاي فروخورده پاسخ مي دهد و این خلاها را پر می کند  مسله بعدي قصه ساده فلم های هندی  و مو ضوعات خانوادگي است که برای مخاطب عام جذاب است و شما مي دانيد که اکثر مردم افغانستان عام هستند نزدیک بودن تشابهات فرهنگی بخصوص در زمینه موسیقی بین سه کشور افغانستان پاکستان و هندوستان از عوامل ديگر مقبوليت فلمهاي هندي نزد مخاطبين افغان است مجموعه اين عوامل در تاثيرگذاري فلمهاي هندي نقش دارد.

بعنوان سوال آخرآينده سينماي افغانستان راچگونه مي بينيد؟

در مورد آینده سینمای افغانستان باید بگویم که امیدوار کننده است و نقطه اميدواري هم جواناني است كه تازه از كورسهاي آموزشي سينما فارغ مي شوند و دغدغه فلم ساختن را دارند اما دركل افغانستان سينماي بزرگ با توليدات كلان را تا مدتهايي نخواهد داشت زيرا ما در بسيار شهرها نه اينكه سالنهاي سينما نداريم بلكه برق هم وجو دندارد و وقتي برق نباشد چگونه مي شود فلم ديد؟ گسترش شبكه هاي تلويزيوني نقطه اميد ديگر فلمسازان است كه ممكن است به بازار فلم رونق ببخشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان