سلام
دوست عزیز تشکر از اینکه از صفحه انترنتی هفته نامه صلصال بازدید کردید!
هفته نامه صلصال مدتی است تعطیل شده است. بعد از این در اینجا هیچ مطلب تازه ای به نشر نمی رسد.
هفته نامه سیاسی، فرهنگی واجتماعی- چاب کابل
دوست عزیز تشکر از اینکه از صفحه انترنتی هفته نامه صلصال بازدید کردید!
هفته نامه صلصال مدتی است تعطیل شده است. بعد از این در اینجا هیچ مطلب تازه ای به نشر نمی رسد.
آنچه در ذیل می خوانید متن قطعنامه جلسه ی می باشد که تعدادی از سران مجاهدین در 4/ 12/1385- 22 فبروری 2007 به اعتراض از برنامه عدالت انتقالی و بخاطر به تصویب نهایی رساندن منشور مصالحه ملی که چندی قبل توسط ولسی جرگه و به ادامه ی آن با تغییر کوچکی در ماده های دو و چهار آن توسط مشرانو جرگه، تصویب گردید، به راه انداخته شده بود.
بسم الله الرحمان الرحيم
قطعنامه همايش بزرگ مردمي
در حالي كه مردم افغانستان حدود سه دهه جنگ را با تمام وجود تجربه كرده اند و از خسارت ها، ويراني ها و آوارگي هاي ناشي از آن، زندگي آنان به حالت عادي برنگشته است و خطر تروريزم از بين نرفته و مداخلات برخي از كشور هاي خارجي در امور داخلي مملكت ما تا هنوز دوام دارد، مدعيان حقوق بشر، و حلقات عقده مند و تنگ نظر داخلي با بستن اتهامات واهي بر شخصيت هاي جهادي و ملي كشور بار ديگر مي خواهند آرامش و امنيت نسبي جامعه را برهم زده و مردم آسيب پذير و رنج ديده افغانستان را با بحران ديگر مواجه سازند.
مردم مسلمان، غيور و با ايمان افغانستان همانطوري كه در گذشته، هرگاه احساس مي كردند، عزت، شرافت، كرامت انساني و حاكميت ملي شان به خطر افتاده است، دست به اقدامات جمعي و ملي مي زدند و در مقابل دشمنان دروني و بيروني ايستادگي مي كردند؛ اين بار نيز با توجه به حساسيت اوضاع و با درك توطئه هاي پيدا و پنهاني كه برضد ارزشهاي ملي و جهادي ملت ما جريان دارد، اين گرد همايي بزرگ و باشكوه را تشكيل دادند تا مواضع خود را در قبال مسايل و رويدادهاي مهم كشور اعلام داشته، ياد و خاطره شهداي گمنام و مظلوم افغانستان را يكبار ديگر زنده و جاودانه سازند.
ما اشتراك كنندگان اين گرد همايي بزرگ، اعم از زنان و مردان متعلق به همه اقوام، زبانها و مذاهب كشور، صداي رساي خود را در حمايت از صلح، آشتي، اعتماد و حسن نيت بلند نموده، مواد ذيل را اعلام مي داريم:
1- جهاد و مقامت مردم افغانستان به عنوان يكي از درخشان ترين نماد هاي عدالت خواهي و آزادي طلبي در تاريخ اين سر زمين و در تاريخ جهان به شمار مي آيد و به عنوان افتخارات مردم افغانستان درج قانون اساسي شده است. بناءً خدشه دار كردن افتخارات جهاد و مقاومت و اهانت به شخصيت هاي جهادي و مورد احترام مردم از سوي هر كس و هر نهادي كه باشد، اهانت به مردم، جهاد و مقاومت آنها محسوب مي گردد. فلهذا مردم افغانستان در اين راستا بي تفاوت نخواهد بود.
2- مصوبه ثبات ملي را كه از سوي شوراي ملي افغانستان به تصويب رسيده است و مبين خواستها و آرمان هاي اكثريت عظيم مردم ما است با تمام قوت تأييد و پشتيباني مي نماييم.
3- ما از شوراي ملي افغانستان به خاطر اين اقدام شجاعانه و ملي، صميمانه قدرداني نموده، از جلالتمآب، رئيس جمهور جمهوري اسلامي افغانستان، آرزو منديم تا آنرا به عنوان خواست ملت مسلمان افغانستان و به منظور تأمين امنيت و ثبات پايدار در اين كشور تأييد و توشيح نمايند.
4- افغانستان داراي حاكميت ملي، قانون اساسي، شوراي ملي و قوه قضائيه است. ملت افغانستان در هر موردي كه لازم ببينند، مي توانند بهتر از هر كسي ديگر تصميم بگيرند و به هيچ فرد و سازماني اجازه نميدهند، تا با مداخلات غير قانوني شان حاكميت ملي مارا خدشه دار نمايند.
5- ما از سرمنشي سازمان ملل متحد و شوراي امنيت مصرانه مي خواهيم تا واقعيت هاي عيني كشور ما را در نظر گرفته از موضع گيري هاي غير مسئولانه اي كه از آدرس آن سازمان در جهت مخالف حاكميت ملي، مصالح ملي و ثبات سياسي كشور، ابراز مي گردد، جداً جلو گيري نمايد.
6- ما اظهارات شتاب زده و غير مسئولانه سخنگوي نماينده سر منشي سازمان ملل در افغانستان را در قبال مصوبه تاريخي پارلمان كشور خود، اهانت به مردم افغانستان، شوراي ملي و در تضاد با صلح و ثبات سياسي دانسته شديداً محكوم مي نماييم.
7- مطابق ماده 25 قانون اساسي، ماده 11 اعلاميه جهاني حقوق بشر و ماده 14 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي مجمع عمومي سازمان ملل، برائت ذمه حالت اصلي است. هيچ فردي تا زمان اثبات جرم توسط محكمه با صلاحيت مجرم شناخته نمي شود. بناءً نسبت دادن جرم و جنايت از طريق افراد، سازمانها و رسانه هاي جمعي به شهروندان و شخصيت هاي اين كشور، مخالف قانون اساسي، اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي مجمع عمومي سازمان ملل بوده، مستوجب پيگرد قانوني مي باشد. خواست ما از دولت افغانستان و مجامع بين الملليّ معتقد به اصول ياد شده، اين است كه با اين حلقات مغرض برخورد جدي و قانوني نمايند.
8- ما از مجاهدين سربلند، علماي كرام، اعضاي محترم شوراهاي ولايتي، منورين و روشن فكران، نهاد هاي سياسي و مدني، ملا امامان و شخصيت هاي متنفذ ملي دعوت مي نماييم تا در گفتار و كردار از افتخارات جهاد و مقاومت مردم افغانستان حراست نموده، افتخارات ملي خويش را تا هميشهء تاريخ جاودانه سازند. بهترين راه جاويدانه كردن افتخارات جهاد و مقاومت و شاد كردن ارواح شهداي پاكباز ما همانا جد جهد صادقانه در راه تأمين صلح، آشتي، وحدت و برادري ميان مردمان تشنه به صلح اين كشور جنگ زده مي باشد. اطمينان داريم كه مردم افغانستان، همانگونه كه امروز ثابت كردند، از چنين داعيه برحقي با تمام توان حمايت مي كنند.
به اميد روزي كه صلح و آشتي بر جنگ و نفاق غالب آيد و كشور ما با غرور ملي در قله هاي بلند آزادي و برابري فراز آيد.
و من الله توفيق
4 حوت 1385 شهر كابل
800 نفر افشاری تاهنوز مفقود الاثر هستند
اجساد تعدادی دیگر هنوز در زیر ویرانه ها و در چاه های آب می باشند
مرا دردیست اندر دل اگر گویم جهان سوزد اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
چراغ ظلم ظالم تا دمی محشر نمی سوزد اگر شبی سوزد شب دیگر نمی سوزد
(مجری برنامه محفل یاد و بود قربانیان افشار)
در 27 دلو 1385 (16 فبروری 2007) چهاردهمین سالروز قتل عام افشار توسط قربانیان افشار و با شرکت صدها تن از فعالین حقوق بشر، دانشجویان، نمایند های پارلمان افغانستان و شهروندان کابل در قریه افشار برگزار گردید. بخاطر ملاحظات امنیتی و به احتمال کنترول نشدن شرکت کننده ها، قربانیان افشار که برگزار کنندگان این محفل بودند نخواستند همه مردم را در این محفل باخبر سازند.
در این محفل تعدادی از قربانیان افشار در باره چگونگی قتل عام و دیگر جنایت های انجام شده در روز قتل عام افشار، معلومات ارائه دادند و نظریات شان را در مورد مصوبه 12 ماده "مصالحه ملی" که با حمایت متهمین جرایم حقوق بشری توسط پارلمان افغانستان به تصویب رسید، ابراز کردند.
در جریان صحبت قربانیان اکثر شرکت کنندگان اشک می ریختند و تعدادی از قربانیان با ناراحتی زیاد نسبت به مصوبه پارلمان افغانستان اعتراض می کردند. در ختم محفل قربانیان همراه با تعداد از شرکت کنندگان بر گور دسته جمعی 72 تنی از مقتولین قتل عام افشار که در کنار کوه افشار بطور دسته جمعی دفن شده اند، گل گذاشتند. همچنان یک تن از شرکت کننده ها پیش نهاد نمود که مناری بخاطر یاد و بود از قربانیان افشار ساخته شود و هزینه ساخت آن را نیز خودش می پردازد، این پیشنهاد با استقبال گرم قربانیان و شرکت کننده ها رو برو گردید و همه توافق کردند که این منار در کنار گور دسته جمعی 72 مقتولی که در کنار کوه افشار قرار دارد، ساخته شود.
آنچه در ذیل می خوانید، بخشهای از صحبت های دو تن از قربانیان افشار است که خاطرات، چشم دید ها و خواسته های شان را در این محفل مطرح کردند:
اسدالله انصافی
خواهران و برادران نهایت محترم، ریش سفیدان اهالی قریه افشار، محصلین با درگ و جوان و تمامی شرکت کنندگان عزیز!
ما امسال افتخار داریم اقلا در مسجید که سقف دارد، فرش دارد، حادثه ناگوار افشار را تجلیل می نماییم.
شما بدانیند ما امروز بخاطر تجلیل از 22 دلو 1371 گیردهم جمع شده ایم، خوش آمدید! اینکه مارا یاری کردید، در افشار ما تشریف آوردید، یک جهان ممنون و سپاس!
بنی ادم اعضای یک دیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چوعضوی به درد آورد روزگار دیگر عضو ها را نماند قرار
تو کز محنتی دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
14 سال قبل در تاریخ 22 دلو 1371 در قریه افشار، ما شاهد دلخراش ترین و خونبار ترین جنایات بشری بودیم. در این روز ساکنین این قریه که تعداد شان به هزاران نفر می رسیدند، یا کشته شدند یا زخمی گشتند و یا هم اسیر شدند، بلی اسیر شدند، در افشار اسیر شدند درسه کلومتری ارگ ریاست جمهوری اسیر شدند و تعدادی هم در زیر باران مرمی شهید و زخمی پدرش، مادرش، جوانش، طفلش را نظاره کردند و چیزی جز اشک و خون ندیدند.
انهایی که کشته شدند در کدام صحنه ی جنگی نبودند بلکه در مقابل چشمان زن و فرزند و در مقابل چشمان پدر ومادر بطور بی رحمانه شهید گردیدند، قطعه قطعه گردیدند. چرا؟ به کدام جرم؟ به جرم هزاره بودن؟ اهالی قریه افشار همه هزاره نبودند و نیستند و امروز همه شاهدیم. به جرم وحدتی بودن؟ همه مردم افشار وحدتی نبودند ونیستند. در این قریه مثل باقی افغانستان برادران تاجیک، پشتون، ازبک، ترکمنن زندگی می کردند. برادران با معذرت که من شاهد صحنه بودم و نمی توانم که تمامی حرفهایم را بگویم، با معزرت! آنانیکه زخمی شدند در پیش چشمان شان چه گذشت؟ اف بر تو ای روزگار و اف بر تو ای روزگار!
ای برادر و ای خواهر و ای پدر تو را می گویم فقط یک لحظه با خود باندیش! و قتی زخمی استی و ان هم در حالت جان دادن در پش چشمان فرزندانت، در پیش چشمان پدر ومادرت و در پیش چشم همسرت و انها نتوانند با تو همدردی نمایند و بلکه خود انها نیز در حال مردن استند و تو جان می دهی!
آیا سرنوشت کسانیکه به اسارت رفتند، چه شد؟ آیا آنها به خانه های شان برگشتند؟ نخیر. بلکه برگشتند به خانه های شان وسایل خانه و منزل شان را به مثل حیوان به پشت شان بار زدند و به جاه های دیگر توسط خودشان انتقال دادند. به خدا قسم پیر مردی که فعلا در این جلسه حضور دارد اساس خانه اش را به پشتش بار زده بود و با قنداق تفنگ لت وکوبش می کرد. انانیکه کشته شدند، آیا کسی بود که جنازه های کشته شدگان را دفن و خاک کنند؟ نه خیر. کشته شدگان تا انوقت در خانه و کوه های افشار باقی ماندند که بوی گرفت و بالاخره بیگانگان تحت نام صلیب سرخ بین المللی جنازه های آن ها را از کوچه های افشار جمع کردند و به شکل دسته جمعی دفن نمودند چون هوای که از افشار بر می خواست بر مشامی کسانی بد می خورد و امکان داشت مریضی واگیری از آن سرایت کند و لذا آن ها را جمع کردند ورنه مرده های افشار در کوچه های افشار می ماند. گور هفتاد و دو تن از این شهدای افشار که توسط صلیب سرخ جمع آوری شد در بالای کوه افشار هم اکنون موجود است.
در اکثر منازل افشاری ها هم اکنون هم که چهارده سال از آن سپری می شود، مادری، پدری، خواهری ، برادری، جوانی و یا طفلی در زیر خاک یا چاه های آب باقی است و بازماندگانش را جرئت بر آن نیست مادرش و پدرش و جوانش و طفلش را از زیر خاک و یا چاه های آب بیرون کنند و دو باره در آنجا منزل آسایش درست کنند. به همین علت است که اکثر خانه ها تاکنون دست نخورده و به شکل خرابه باقی مانده است.
برادر و خواهر افشاری! تو شاهدی که هیچ فامل افشار بدون خساره ی جانی و یا مالی از حادثه 22 دلو جان به سلامت نبرده است. افشار سقوط کرد! بلی افشار سقوط کرد، کدام افشار؟ افشار که در چند کیلو متری ریاست جمهوری موقعیت دارد. به خدا قسم من حیران استم که این همه غارتگران از کدام جاه آمده بودند، مساجد و این مکان که فعلا شما نشسته اید که یادگار یگانه راهمرد زندان دهمزنگ و سردار نهضت اسلامی (اسماعل بلخی) بود به غارت برده شد. مگر این مسجد را ما از نو درست نکرده ایم؟ آیا انها نمی دانستند که این ساختمان مهراب دارد و مسجید است و مسجید خانه خدا است؟ آیا مسجیدی که هم در افشار موقعیت دارد باید به غارت برده شود؟ اف بر تو ای روزگار! به خدا قسم که چهار مسجید تا هنوز در افشار به شکل خرابه باقی مانده است، آیا خانه خدا هم از اینکه در افشار است باید به شهادت برسد و تمام وسایل آن به غارت برده شود؟
بعد از سقوط افشار احدی از افشاری جرئت و توان بر آن نبود که حتی در روز روشن به طرف افشار در خانه اش بیایند ولی برای کساینکه بخاطر چور و چپاول منازل افشار امده بودند تا نیمه ها شب اعم از زن ومرد و حتی اطفال وحتی با استفاده از نور چراغ موتر به سامان کشی از خانه ها مشغول بودند.
آیا این جنایت ها در نبود حکومت بوجود آمد و مگر حکومتی نبود؟ بلی حکومت بود، حکومتی که حاصل جهاد مقدس و نتیجه خون یک و نیم ملیون شهید این خاک بود. آیا شما می دانید؟ بیشتر از هشت صد نفر مفقود ولادرک استند و تا امروز به امید اینکه شاید زنده باشند و شاید روزی به خانه های شان برگردند اکثر فامل های شان فاتحه آنها را تا هنوز نگرفته است.
آیا به چور و چپاول وغارت منازل وکشته شدن افراد وشهادت مساجد اکتفا کردند؟ نه خیری، اکتفا نشد. چیزی که بعد از آن کردند من توانایی گفتن آن را ندارم و زبانم لال است هیچ چیزی در این مورد گفته نمی توانم.
بلی برادر، افشار سقوط کرد. به دست کی ها؟ به گفته برادران جهادی، بدست کمونیست های بی خبر از خدا؟ بدست طالبان صادر شده از کشوربیگانه وادمهای قرون وسطایی که به جز از کشتن ادم چیزی از سرشان نمی شد؟ نه خیر، این فاجعه در 22 دلو 1371 بوقوع پیوست.
برادران خوش آمدید در این غمخوانه ما! مسلمانها و خصوصا افغانها رسم دارند زمانیکه کسی ویا کسانی با مصیبتی برخورد می کنند، دیگران جمع می شوند و به بازماندگان آنها تعزیت و تسلیت می گویند مثل اینکه امروز شما در اینجا آمده اید. در صورت زیان مالی به خساره دیدگان کمک مالی می نماییم و جامعه جهانی اعم از مسلمان و غیر مسلمان در این عنعنه پسندیده سهم گرفتند و ملیونها دالر به افغانستان کمک کردند و حتی بخاطر کمک به ما افغان ها از اولادهای شان تیر شدند. ولی بعد از سقوط قریه افشار، برادران بزرگوار و همکیش وهم مذهب با من افشاری چه کرد؟ ما شاهد استیم که خرابی ها و ویرانه های افشار هنوز دست ناخورده باقی است و در حالیکه شهر کابل از خیرخانه به شمال و از غرب به میدان وردک و از جنوب به لوگر واز شرق به ده سبز وچهار اسیاب با ساختمانهای بلند منزل و شیشه پوش و پخته کاری وصل گردیده است.
برادران وخواهران خوب بشنوید! این همکیشان و هم مذهبان ما تسلیت هم که نگفتند همکاری هم که نکردند ان هم از جیب خود شان نه بلکه از کمک که دیگران به افغانستان کرده است. معزرت هم نخواستند، معزرتش چه! از کشتن مادرم از کشتن خواهرم، پدرم، برادرم، طفلم وغارت اموالم و ویرانه منازلم در آستانهء چهاردهمین سالروز به خون نشستن مردم افشار العیاذ باالله العیاذ بالله از خدا هم پیشی گرفته خونهای به ناحق ریخته ما را به جنایت کاران می خواهند ببخشند! نه تنها جنایتکاران فاجعه افشار بلکه به کسانیکه تا دیروز بنام کافر یاغی وباغی مردم بیگناه را دسته دسته در مزار، شمالی، بامیان، یکاولنگ و کابل ذبح می کردند. افشار را و خانه ام را به خاگستر مبدل کردند وهنوز هم هر روز هموطنانم را باحملات انتحاری به سوگ وغم خویشاوندانش می نیشانند وفاتحه پدر، مادر، خواهر، برادر و طفل مراسمی فاتحه خوانی انها در مساحد بدون فرش و بدون سقف برگزار می شود. آنها خانه ای ندارد چون به ویرانه تبدیل شده است و در خرابه ها فقط ما باید زندگانی کنیم! ایا حق این را هم نداریم که در یک همه پرسی در مورد خونهای به ناحق ریخته شده خود نظر بدهیم؟ این حق را نداشتیم؟ بلکه داریم! در زبان پشتو مثلی است که می گوید آن زمینی می سوزد که روی آن اتش است. من افشاریم منزلم در افشار است مسجیدم در افشار است مسلمانم و می گویم لااله الاالله محمد رسول الله،
من ازجنگ نفرت دارم من از نفاق نفرت دارم چون ثمره ونتیجه جنگ را دیده ام وچشیده ام، جنگ همه بود و نبودم را از من گرفته است وامروز گدای بیش نیستم هرلجظه دستم به تگدی دراز است. جنگ و نفاق از من یک انسان بدون اراده و به دور از اخلاق انسانیت ساخته است، کدام خاصیت های انسانی در من نهفته است؟ آزادگی؟ عاطفه؟ رشد وترقی؟ سازندگی؟ رحم ومروت؟ آبادی؟ بشردوستی؟ ارامی و امنیت؟ این چه است؟ اینها همه به اثر جنگ و نفاق از من فرار کرده است. من از جنگ نفرت دارم چون جنگ همه چیز و دار و ندارم را از من گرفته است. لاحوله ولا قوت الا بالله. تشکر از توجه شما
محمد عاشور
با درود و احترام به روح شهدای ازادی وطن اخصا شهدای مظلوم افشار و با عرض سلام خدمت شما شرکت کنندگان عزیز و شما بازمندگان شهدای افشار!
محفل امروز بخاطر این است که 14 سال قبل در 22 دلو 1371 فاجعه نا بخشودنی اتفاق افتاد که عمق و گستردگی آن از ابعاد گوناگونی در جامعه اسلامی مانند افغانستان و آن هم در حالیکه دولت تازه به پای ایستاده اسلامی اعلام گردیده بود، غیر قابل تصور و غیر قابل تحمل بوده و می باشد. یاد از آن روز و یاد از آن شهدای گرامی که جمعی هنوز در فراق آنها می سوزند، صورت می گیرد.
قابل تذکر می دانم که در افشار 1920 خانه متشکل از اقوام مختلف اعم از تمامی اقوام با روحیه ی همکاری و برادری زندگی شان را به پیش می بردند. با تاسف، فاجعه المناک افشار پیش آمد و زندگی مردم این قریه را به هم زدند وباعث بیچارگی و بدبختی انها گردیدند. این فاجعه در عصر 21 دلو 1371 با اتش باری توسط راکت وتوپ نهایت وحشتناک بالای خانه های مسکونی افشار آغاز و تمام شب طور پراگنده و وقفه ای ادامه داشت. در این جریان تعداد از خانه ها مورد اصابت توپ و راکت و مرمی ها قرار گرفت و باعث شهادت ده ها تن کودک وجوان ومجروح شدن زیاد اهالی افشار گردیدند و تعداد مردم مجبور از تاریکی شب استفاده کرده به جاه های امن پناه بردند. صبحگاهی 22 دلو 1371 تهاجم بی رحمانه ی لشکر پیاده آغاز گردید و ظهرهمان روز وارد ساحه افشار گردیدند، بعد از راندن مخالفین از ساحه، به جایی گرفتن امنیت جان و مال و ناموس مردم اهالی را تامین نمایند شروع به کشتن و ذبح کردن و دستگیری اهالی کردند. بعدا با چور وچپاول اموال ودارای های مردم افشار به تعداد 1220 تن را اسیر کردند وبعدا تعداد 750 تن انها با پرداخت پول خود را رها کردند که از جمله جوان به اسم صادق در دوران اسارت از ناحیه سر معلول و بعد از چهارده سال بعد از سپری نمودن و کشدین رنج ودرد زیاد هفته قبل با یک عالم مظلومیت به رحمت حق پیوست.
وتعداد 465 تن از این اسیر ها تا حال لادرک و مفقود الاثر استند ومردم باقی مانده از این وحشت خانه های شان را ترک و افشار خالی از سکنه گردیدند وتمام دار وندار و اموال شخصی شان به یغما و چپاول برده شد وحتی اجازه دفن شهدا برای مردم افشار داده نشد و بعد از مدتی هیئتی از جانب دولت وقت (دولت ربانی) و نمایندگان مردم اشار و صلیب سرخ اجساد شهدا از خانه های شان وکوچه ها جمع اوری گردید بدون غسل وکفن 72 تن آنها را در گور دسته جمعی دفن کردند. این گور دسته جمعی در بالای کوه افشار بیانگر و حشیانه بودن این فاجعه است. همچنان بنا بر تقاضای دولت وقت، خسارات مالی این فاجعه بر آورد گردید و دولت تنها 15% خساره را به قربانیان پرداخت نمود و بقیه آن تا هنوز پرداخت نشده است.
مردم افشار تا استقرار دوباره دولت و آمدن نیروهای حافظ صلح بین المللی جرئت و فرصت برگشت به افشار را نداشتند و به شکل مهاجر در تمام نقاط افغانستان و در کشور های همسایه زندگی شان را ادامه می دادند. خوشبختانه بعد از شکست طالبان و حضور نیروهای امنیت بین المللی زمینه برگشت مردم مهاجر افشار به خانه های سوخته و ویرانه شان مساعد گردید و تا فعلا تعدادی از آنها در افشار برگشته و در خانه های ویرانه شان قامت گزیده اند و ان هم در حالیکه یا یک یا چند تن اعضای خوانواده شان را از دست داده و زندگی شان را بطور رقت بار در نبود آب و برق ودر خانه بدون سقف از نو آغاز کردند.
در حالیکه ملیونها دالر برای افغانستان به مصرف رسیده است اما هیچ ارگان حکومتی و یاغیر حکومتی کمترین کمکی برای مردم افشار تا هنوز نکرده است وافشار همچنان به عنوان ویرانه ترین ویرانه های افغانستان باقی مانده است.
آنچه در ذیل می آید متن کامل منشوری است که بنام "منشور مصالحه ملی" چندی قبل مطابق طرح از قبل تعیین شده تعدادی از سران مجاهدین توسط ولسی جرگه به تصویب رسید و اعتراضات جدی قربانیان جنایت های گذشته و سازماندهای مدافع حقوق بشر و تعداد از اعضای پارلمان را به همرا داشت.
منشور مصالحه ملي
تاریخ انسانها در جریان فراز و فرودهایش گاهی شاهد حوادث تلخ ویرانگر جنگ و برخورد بین دول و یا ملل جهان بوده است. افغانستان نیز از قاعده مستثنی نبوده و در طول حیات سیاسی خویش بارها مورد تجاوز زورمندان جهان قرار گرفته است که ملت عزیز ما با نثار جان و مال شان از این آب و خاک در برابر تجاوز بیگانگان دفاع نموده اند.
در طول 28 سال گذشته مردم افغانستان شاهد دو تجاوز خارجی بوده، از شمال توسط اتحاد شوروی سابق و از جنوب توسط تروریزم بین المللی که بیشتر از دو نیم دهه این ویرانیها و خونریزی ها دوام کرده و هنوز هم سایه سیاه و شوم جنگ حیات فردی و جمعی مردم را تهدید می نماید.
با توجه به دورنمای آینده دشوار و گسترش جنگ در بخشهایی از کشور و رشد زمینه های بی اعتمادی در لایه های مختلف اجتماع اکنون و ملت ما بیشتر از هر زمانی دیگر نیاز به یک طرح جامع برای تحکیم ثبات و مصالحه ملی دارد، چنانکه روشن است پایان هر جنگی صلح است و هر مصالحه می تواند بر معیار های متناسب با عقاید، فرهنگ و عنعنات ملی آن کشور استوار باشد.
دولت و ملت افغانستان برای رسیدن به یک مصالحه مطمئن و نقطه پایان گذاشتن بر جنگ و تباهی می توانند از دوالگو و طرزالعمل بهره بگیرند:
• از نظر اینکه مسلمان اند، از سیره پیامبر بزرگوار اسلام پس از فتح مکه معظمه که همه کسانی را که در مقابل اسلام و مسلمانان جنگیده بودند مورد عفو قرار داد.
• از نظر اینکه از جهت سطح زندگی سیاسی و سیستم حکومتی جزء کشور های جهان سوم اند از الگوی مصالحه در افریقای و کشور همسایه تاجکستان مبنی بر مصالحه و همدیگر بخشی.
تا هنوز در جهت ایجاد زمینه صلح و همزیستی فرامین و میثاق هایی صادر و امضأ گردیده، مانند فرمان عفو عمومی در زمان حکومت موقت مجاهدین به رهبری حضرت صبغت الله مجددی در سال 1371، معاهده بن مبنی بر آشتی و با همی تمامی جناح های سیاسی در سال 1380، فرمان عفو عمومی عناصر معارض طالبان مورخ 1372، فرمان ایجاد کمیسیون تحکیم صلح و اخوت اسلامی مورخ 1384 توسط آقای کرزی، رئیس جمهوری اسلامی افغانستان و این فرامین و میثاق ها به خود مؤثر بوده ولی برای استحکام صلح و ثبات در کشور و ایجاد اطمینان برای همه طرفهای در گیرمبنی بر مصؤنیت آنان در صورت پابندی به قانون اساسی و قوانین نافذه کشور، باید گام های قانونی و شفاف بیشتر برداشته شود که زمینه های بی اعتمادی رفع گردیده و همه مردم، جناح های سیاسی، فکری برای تحکیم صلح و ثبات بیسج گردند.
اکنون که به همت ملت مسلمان افغانستان ارکان ثلاثه نظام جمهوری اسلامی افغانستان، قوه اجرائیه، مقننه و قضائیه تکمیل گردیده، شورای ملی افغانستان به عنوان یک گام مؤثر در جهت استقرار صلح و ثبات، تأمین مصالح علیای کشور، ختم خصومت های گذشته و حال و ارائه یک راه حل جامع که در برگیرنده تمای اطراف بوده و پاسخ واقعی به نیازهای جدی کشور اسلامی ما باشد، موارد زیر را به عنوان منشور مصالحه و همزیستی ملی برای همه باشنده گان این سرزمین تصویب می نماید:
1. جهاد، مقاومت و مبارزات بر حق مردم ما در راه دفاع از دین و وطن، فراز های شکوهمند تاریخ کشور بوده و از افتخارات بارز ملی مردم ما محسوب می شوند و باید به آن ارج گذاشته شده و سنگرداران آن تقدیر و در چوکات نظام جمهوری اسلامی افغانستان با آنان برخورد مناسب صورت گرفته و از هر گونه تعرض مصؤن بمانند.
2. تمامی جناح های سیاسی و طرف های متخاصم که طی دو و نیم دهه جنگ به نحوی با هم در گیر بوده اند به منظور آشتی بین اقشار مختلف جامعه، تحکیم صلح و ثبات و آغاز زندگی نوین در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان مشمول برنامه مصالحه ملی و همدیگر بخشی بوده و مورد تعقیب عدلی و حقوقی قرار نمی گیرند.
3. گزارش های نادرست سازمان دیده بان حقوق بشر، که در باره رهبران جهادی و شخصیت های ملی کشور نشر گردیده ناشی از نیات مشکوک بوده، شورای ملی افغانستان آن را فاقد اعتبار اعلام می نماید.
4. تمای کسانی که تا هنوز در مخالفت مسلحانه با دولت جمهوری اسلامی افغانستان قرار داشته و پس از این به پروسه مصالحه ملی پیوسته و به قانون اساسی افغانستان و قوانین نافذه کشور احترام می گذارند از مزایای مفاد ماده دوم این منشور برخوردار می باشند.
5. هیچ گروه و جریان سیاسی از این منشور مستثنی نمی گردد.
6. برای کمک به ختم خشونت ها و بی اعتمادی بین دولت و جناح های مخالف مسلح و تحکیم ثبات و مصالحه ملی کمیسیونی فوق العاده از سوی ولسی جرگه تعیین گردد تا زمینه پیوستن آنان را به پروسه تحکیم ثبات و مصالحه ملی مصاعد گرداند.
7. با تشکیل شورای ملی افغانستان تمام قوانین و میثاق های بین المللی با قانون اساسی و سایر قوانین افغانستان مقایسه گردیده، و تنها قانونی برای دولت و مردم افغانستان الزام آور می باشد که به تصویب شورای ملی افغانستان برسد.
8. ولسی جرگه افغانستان به منظور تقویه صلح و ثبات و ختم جنگ از تمامی گروپهای مسلح مخالف دولت جمهوری اسلامی افغانستان دعوت به عمل آورد تا به پروسه تحکیم ثبات و مصالحه ملی افغانستان بپیوندند.
9. ولسی جرگه افغانستان طرح ماین گذاری و کشیدن سیم خاردار در امتداد خط دیورند را راه حل مناسب برای کنترول و مهار کردن تروریزم ندانسته و باور دارد تا باید تروریزم از راه برچیدن مراکز تعلیم، تجهیز و تمویل آن مهار و کنترول گردد.
10.
.
11. رسانه های همگانی باید مفاد منشور و مصالحه ملی را در نظر داشته و برای تقویه صلح و آشتی ملی تلاش نمایند.
12. منشور مصالحه و آشتی ملی طی یازده ماده تصویب و قابل اجرا می باشد.
سعيد حقيقی- رادیو بی بی سی
در کابل- 16فبروری 2007
از قربانیان درگیری های داخلی گروههای مجاهدين در غرب کابل، در یکی از مساجد اهل تشیع این شهر تجلیل شد.
اين جنگها که در فاصله سالهای ۹۲ و ۹۶ میلادی ميان گروههای مجاهدين در پايتخت افغانستان روی داد، به کشته شدن هزاران تن از غيرنظاميان و ويرانی بخش بزرگی از کابل انجاميد.
منطقه افشار در غرب شهر کابل یکی از این مناطق مشنج در سالهای پس از قدرت گرفتن مجاهدین بود.
چهارده سال پس از وقایع خونین در غرب شهر کابل، بازماندگان این قربانبان از دولت خواهان اجرای عدالت در مورد عاملان اصلی این حوادث شدند.
اجرای عدالت
ولی سخنرانان بر "اجرای عدالت" و "پرداخت خسارت به بازماندگان و آسیب دیدگان" تاکيد داشتند.
آنان همچنین گفتند هیچ فردی که در حوادث خونین افغانستان سهم داشته نباید از پنجه عدالت و قانون مجال فرار پیدا کند.
مردانعلی قاسمی یک تن از نمایندگان مردم منطقه افشار کابل گفت حادثه افشار در ۲۵ ماه دلو (بهمن ) سال ۱۳۷۱ خورشیدی سبب کشته و زخمی شدن صدها باشنده این منطقه شد.
او افزود در آن شب آتش توپخانه و راکت تا نزدیکی های بامداد این منطقه را به شدت مورد هدف قرار داد.
گزارش ديده بان حقوق بشر
در نامه دیدبان حقوق بشر گفته شده است در حالی از این قربانیان تجلیل می شود که اخیرا مجلس نمایندگان افغانستان با تصویب طرحی، خواهان مصلحه ملی در افغانستان شده است.
براساس این طرح، گروه ها و افرادی که در حوادث سه دهه گذشته افغانستان شرکت داشته اند نباید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.
گزارش اخير دیدبان حقوق بشر تاکید می کند که ممکن است افرادی در مجلس نمایندگان افغانستان حضور داشته باشند که به نحوی در حوادث غرب کابل شرکت داشته اند.
طرحی که به "منشور مصالحه ملی" موسوم است، از سوی برخی از اعضای پارلمان و شخصیت های مستقل در افغانستان نیز با انتقادهايی روبه رو شده است.
حامد کرزی رييس جمهور افغانستان نيز گفته است که به جز قربانيان جنگها، کسی حق بخشيدن عاملان جنايات جنگی را ندارد
Afghans remember civil war massacre and call for justice
Agence France Presse, Fri Feb 16,
About 200 people gathered to remember one of the worst massacres of
Speakers at the tearful ceremony in the Afshar neighbourhood in west
Hundreds of people -- up to 300, according to the United Nations – were killed when militia, including those loyal to current parliamentarian Abdul Rasul Sayyaf, attacked the village in the middle of the night.
More, including boys and girls, were raped, abducted and tortured.
Weeping villagers at the ceremony called on the authorities to try those responsible, including those in top government jobs.
"I can never forgive those people. I want them to be tried," said 55-year-old mason Mohammad Hassan, who said he had lost eight members of his extended family and most of his possessions.
Another villager, 28-year-old Hebatullah, said he had been taken hostage for several weeks at the age of 14 and was only released when his family paid a bribe.
Asked about a possible amnesty for those responsible, he told AFP: "It is not acceptable for us who have suffered. I want them to be tried and to pay for killing people."
The warlord-filled lower house of parliament late last month approved a draft bill that would rule out court action against the many men accused of rights abuses during Afghanistan' s 25 years of conflict, including the civil war.
The bill prompted widespread criticism and officials said it was unlikely to get past President Hamid Karzai, who would have to give his approval for it to become law.
Afghan and international rights groups have been calling for a South African-style truth and reconciliation process that would see perpetrators of abuse face their victims and be held accountable.
Karzai's government formally adopted in December a five-year plan on reconciliation that includes the establishment of a justice and accountability mechanism.
The civil war, which followed the Afghans defeat of Soviet occupiers, ruined once-beautiful
It ended with the 1996 takeover by the extremist Taliban, responsible for its own atrocities, who were expelled in a US-led raid in 2001 and now wage a vicious insurgency.
آگهی
گرامی داشت از قربانیان قتل عام افشار
به اطلاع عموم همشهریان محترم کابل رسانیده میشود، مجلس گرامی داشت از چهاردهمین سالروز قتل عام افشار ( 22 دلو 1371 هـ ش ) ازطرف قربانیان بازمانده این فاجعه بزرگ بشری؛ در جوار آرام گاه دسته جمعی شهدا در بالای کوه افشار برگزار میگردد.
بر همهء ما است که در این محفل حضور یابیم و با بازمندگان شهدا و قربانیان قتل عام افشار ابراز همدردی نماییم و آنچه درآن زمان گذشته است اززبان خود قربانیان این فاجعه بشری بشنویم.
اجندا: قربانیان قتل عام افشار از خاطرات خود می گویند
زمان: روز جمعه ساعت 2 بعد از چاشت
تاریخ: 27 ماه دلو 1385 هـ ش.
مکان: جوار آرامگاه دسته جمعه شهدای افشار
با کمال احترام به قربانیان افشار و تمامی قربانیان مظلوم جنگ های افغانستان.
کمیته برگزاری محفل یاد و بود قربانیان افشار
دوشنبه 23 دلو 1385 / 12 فبروری2007 شماره 30
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید، در اینجا بنویسید.
چهاردهمین سالگرد قتل عام افشار را برای قربانیان آن و تمامی مردم ستم دیده افغانستان تسلیت می گوییم.
افشار و دیگر هیچ
عبدالجلیل بینش
"دو برادرم در افشار به قتل رسیده است. یک برادرم یک ماه قبل از قتل عام افشار زمانیکه می خواست یک طفل همسایه را که زخمی شده بود به شفاخانه انتقال دهد در جوار مقبره شهید اسماعل بلخی به اثر فیرهای گلوله از کافر کوه به قتل رسید و دیگرش در روز قتل عام افشار شهید شد. تا زنده ام به قتل رسیدن این برادران بی گناهم از یادم هرگز نخواهد رفت. ما هیچ وقت قاتلین آن را نمی بخشیم. پارلمان اگر می خواهد خون برادرانم را عفو کند، خیانت کرده است و من هیچ وقت آن را نمی پزیرم." خان محمد (نام مستعار)22 دلو 1385، قریه افشار.
چهارده سال قبل در 22 دلو 1371 در قریه افشار کابل، یکی از دلخراش ترین جنایت های بشری بوقوع پیوست. ساکنین این قریه که تعداد شان به هزاران نفر می رسید، به قتل رسیدند، اسیر شدند و یا زخمی شدند و تعدادی اندکی شان هم از این قتل عام سر به سلامت بردند. هیچ خانه ای در این قریه باقی نماند که تبدیل به ویرانه نشده باشد و اموال و دارایی شان به غارت نرفته باشد و کمتر فاملی را می توان در این قریه سراغ گرفت که عضو و یا اعضای خانواده اش را در این قتل عام از دست نداده است و یا مدتی را به اسارت سپری نکرده باشد. به عفت صدها زن این قریه تجاوز صورت گرفت و صدها زن و طفل دیگر به طور و حشیانه ای آماج گلوله ها قرار گرفتند و یا با برچه های تفنگ ذبح شدند و زیر خاک و آوار گردیدند. بنا به گفته ای یکی از کسانیکه عضو تیم بررسی خسارات افشار بوده است، تنها لیست تفصیلی بیشتر از هشت صد نفر مفقود شده را با وجود محدودیت های امنیتی که آن زمان موجود بود، تهیه کردند و خساره مالی آن را نیز اضافه تر از صدها ملیارد افغانی براورد نموده بودند.
سخن گفتن از افشار سخن گفتن از وحشیانه ترین جنایت انسانی است که کمتر جای دنیا و کمتر جوامع انسانی آن را تجربه کرده است و در تاریخ افغانستان حجم و وحشیانه بودن این فاجعه در هیچ مرحله از تاریخ این کشور، نظیر ندار. افغانستان در طول تاریخ خود فجایع، قتل عام ها و جنایت های ضد بشری زیادی را شاهد بوده است و تنها در سه دهه اخیر این کشور قتل عام های هرات، یکاولنگ، مزار، بامیان و به آتش کشیده شدن خانه ها و تاکستان های شمالی و... بوقوع پیوسته است اما هیچ یکی از این فجایع آن سنگینی و گستردگی که در قتل عام افشار دیده می شود، ندارند. چهارده سال از این فاجعه انسانی می گزرد اما امروز نیز میراث ها و قربانیان و دیگر اثرات بجا مانده فاجعه افشار تفاوتی بسیاری با اثرات و میراث های باقی ماندهء دیگر فجایع بشری در افغانستان دارد.
چنانچه نفس فاجعه افشار از دیگر فجایع انجام شده در افغانستان تراژیک تر است، امروز قربانی ها و وارثین بازمانده این قتل عام نیز مظلوم تر از دیگر قربانیان هستند و فشار و وحشت عاملین این فاجعه هنوز بر شانه های قربانیان و وارثین شهدای افشار سنگینی می کند. محکومیت و نکوهش قتل عام مزار، یکاولنگ و هرات و ویرانی های شمالی نه تنها خیلی آسان است که از طرف حکومت افغانستان و افراد بر سر قدرت مورد ستایش نیز قرار می گیرد. وارثین قتل عام های مزار و یکاونگ و هرات می توانند مراسمی یاد و بود از شهدای این قتل عام ها برپا کنند و برای قربانی های شان اشک بریزند، نوحه سرایی کنند و بر عاملین آن نفرین بفرستند. در مطبوعات و محافلی رسمی دولتی و اجتماعات مردمی هر باری که سخن از طالبان و جنایت های طالبان و یا کمونست ها است، از قتل عام مزار، بامیان، یکاولنگ و ویرانی شمالی به عنوان نمونه های جنایت آنها نیز سخن به میان می آید. اما عاملین قتل عام افشار طالبان نیستند و رژیم کمونستی نیز نیست تا آزادانه و با حمایت گروه های برسر قدرت که مخالفین آنها استند، بر عاملین آن نفرین فرستاد و یا حد اقل بخاطر اذعان به رنجها و جنایت های که برای قربانیان این قتل عام تحمیل شده است، با خیال آرام لب بگشایی. عاملین افشار کسانی است که برای حکومت منتخب و دموکراتیک فعلی افغانستان، تصمیم می گیرند، در پارلمان افغانستان قانون معافیت خود را به تصویب می رسانند و مردم را مکلف به تقدیر از خود می سازد و مطبوعات را به جبر وادار به رعایت آن قانون می نماید. وارثین قتل عام افشار حتی فرصت یاد و بود از شهدای افشار را ندارند تا محفلی تدیر کنند و برای تراژیدی های افشار بگیریند. به زبان آوردن نام عاملین قتل عام افشار و تجلیل از شهدای افشار، خطرات و نگرانی های امنیتی جدی را در پی دارد. تجلیل نشدن سالروز قتل عام افشار در چند سال بعد از طالبان و تذکر نیافتن حتی یک کلمه در باره قتل عام افشار در طول این چند سال در مطبوعات افغانستان، همه بیانگر نگرانی های امنیتی و ترس از عاملین آن، است.
از وارثین شهدا در یکاولنگ دلجویی ها صورت گرفت و کمک های مالی و اعانه ها نقدی از طرف موسسات غیر حکومتی در اختیار قربانیان قرار گرفت. برای خانه های سوخته و تاکستانهای خاگستر شده شمالی و بامیان، مواد ساختمانی و کمک های نقدی داده شد تا حد اقل اگر تمام خانه ها و با غهای شان را ساخته نمی توانند، چند اطاق محدودی را بسازند و به عنوان سرپناه موقتی از آن استفاده کنند، ملیونها دالر دیگر توسط موسسات خیره، تاجران ملی و حکومت افغانستان برای کاریزها، چاه های آب، تخم های اصلاح شده، سیستم های آبیاری، اعمار شفاخانه ها، مکاتب، سرکها و ده ها نوع کمک دیگر، در این مناطق به مصرف رسید و خوشبختانه فعلا اثرات کمتر ویرانی و جنایت ها را در این مناطق می توان یافت. پروژه بلند منزل های که از خیرخانه آغاز گردیده است در حال وصل شدن به شمالی است و این شهرک ها و بلند منزلها بزرگترین دست آوردهای باز سازی و نوسازی افغانستان بعد از طالبان به شمار می رود. اما ویرانه های افشار هنوز ویران ترین ویرانه های بازماندهء جنایتهای گذشتهء افغانستان به حساب می آید. کوچه های افشار تا به حال پوشیده از تل ها و آورهای خاک است و با اولین نگاه به افشار خاطرات جنایت ها برایت زنده می شود و هیچ نشانهء از بهبودی و تغییر به چشم نمی خورد و مصرف شدن ملیاردها دالر کمک های بلاعوض جامعه جهانی به افغانستان قصهء افسانه ای می ماند. هیچ قریه ی در کابل و هیچ جای دیگر افغانستان فعلا نمی توان یافت که زخمی تر از افشار باشد و فراموش شده تر از افشار باشد، خانه ها و دیوارهای افشار همچنان مثل سال 1371 به خاک یکسان است، هیچ نما و نمادی از آبادی و بازسازی در این قریه به چشم نمی خورد. در حالیکه نزدیک به شش سال از بازسازی افغانستان می گزرد و بلند منزل های شیشه پوش و آسمان خراش شهرنو و خیرخانه بطور فزاینده ای رو به افزایش است اما بسیاری از ساکنین افشار هنوز در قریه های همجوار آن در خوشحال خان، دشت برچی و قلعه شهاده به عنوان مهاجر زندگی می نمایند.
در چهاردهمین سالروز قتل عام افشار، آخرین آروزوهای قربانیان و وارثین این فاجعه نیز بر باد رفت و امیدهای شان به یاس تبدیل شد و برای همیشه عقده های شان در گلوی های شان خفه گردید. پارلمان افغانستان در آستانه سالروز قتل عام افشار، منشور معافیت را تصویب کردند و حق باز جویی از عاملین قتل عام افشار و تطبیق شدن عدالت را، برای همیش از قربانیان افشار سلب نمود. خون هزاران انسان قربانی و ملیاردها افغانی خساره مالی و تجاوز به عفت صدها زن افشار را با منشور 12ماده ی، برای ابد با روپوش قانون و به عنوان نماینده های مردم، به طاق فراموشی گذاشتند.
تاسفبار تر و دردناکتر از همه! این منشور با صدای به گوش قربانیان رسید که آن صدا برای قربانیان آشنا بود و بارها با همان صدا و آوازد شنیده بودند که من برای شما حق خواهی می کنم. رهبری این توطیهء معافیت را کسی به عهده دارد که قربانیان افشار و بیوه زنهای افشار، به او رای داده است و برای موفقیت او دعا کرده است و آمال و ارزوهای شان را در او جستجو می کردند و او را به عنوان نماینده خود با بیشترین رای به خانه ملت افغانستان فرستادند تا شاید او صدای شان را به گوش حکومت و پارلمان افغانستان برساند. اما این تجسم ارزوهای قربانیان افشار به خیال موهومی رسیدن به قدرت و اشباع کردن حس جاه طلبی خود، تمام خونها و آرزوهای قربانیان افشار را بر باد داد و از مستی قدرت طلبی بر بزرگترین جنایت ها خاک پاشید و با عامل قتل عام افشار به میخانه رفت و غرق و سرمست خیالات رسیدن به حاشیه ی قدرت - چیزی که هیچگاهی به آن نرسید- بر سفره رنگین قاتل نشست و با همکاسگی با او بر دردها و شکم های گرسنه قربانیان، از تمسخر پوزخند زد و بر زخمهای قربانیان نمک اندخت.
تصويب قانون معافيت
جنايتکاران و ناقضين حقوق بشر
حامد شفایی
پارلمان افغانستان با تصويب يک طرح 12 ماده ای بنام مصالحه ملي تمام کساني را که تاکنون در جنگهای سه دهه ای اخير اشتراک داشته اند مورد عفو قرار داده است. مطابق اين مصوبه تمام جناحهای درگير درجنگهای گذشته معاف شده و از طرف دولت افغانستان مورد پيگرد قانوني قرار نمي گيرند. البته اين طرح بايد برای نهايي شدن به امضای رئيس جمهور افغانستان برسدو طبق ماده 94 قانون اساسي در صورتيکه رئيس جمهور آنرا امضا ننمايد بايد در مدت 15 روز پس به ولسي جرگه مسترد شود و ولسي جرگه مي تواند دو باره روی آن رای گيری کند و اگر بيش از دو سوم ارای کل اعضای ولسي جرگه را کسب کند از اعتبار قانوني بر خور دار مي شود.
در اين مصوبه گزارش اخير سازمان نظارت بر حقوق بشر رد شده است که نگراني خود را اوضاع حقوق بشر ابراز داشته بود. اين طرح در درون پارلمان نيز با جر و بحثهای زيادی مواجه بوده است و عده ای از نمايندگان با آن موافق نبوده اند، ولي پس از نزاعهای داغ با اکثريت آرای نمايندگان ولسي جرگه بتصويب رسيد. تاکنون سازمان ملل و سازمانهای مدافع حقوق بشر در افغانستان مخالفت خود را با اين مصوبه اعلان داشتند.
سئوال اينجاست که چرا اين موضوع بدون سر و صدا طرح مي شود و به اين صورت با شتاب بتصويب مي رسد؟ آيا تصويب طرح در صلاحيت اين مجلس است؟ چه عواقبي را مي تواند اين موضوع و مسايل مانند آن در پي داشته باشد؟
در سه دهه جنگ در افغانستان حدود 3 ميليون انسان کشته، معلول، مجروح، مفقود الاثرشده اند. دهها هزار نفر به توقيفگاه ها و زندانها برده شده و شکنجه شده اند و ساليان زيادی را در حبس و رنج بسر برده اند. حدود 8 ميليون نفر در داخل افغانستان و يا به خارج از کشور آواره و بي خانمان شده اند که هنوز هم حدود 4 ميليون نفر در مهاجرت بسر مي برند. زنان، کودکان، اقليتهای قومي و مذهبي و در کل مردم غير نظامي مورد انواع تظلمات و جنايات قرار گرفته اند. در تمام اين جنگها قربانيان اصلي مردم غير نظامي بوده اند که بيشتر شان را کودکان و زنان تشکيل مي دهند. قتل عام های دسته جمعي مانند کشتار بيرحمانه زندانيان و کشتار مردم هرات در 24 حوت 1357 توسط دولت کمونيستي افغانستان، کشتار مردم بيگناه افشار در دوره ی حکومت استاد رباني، کشتار مردم مزار شريف و باميان و يکاولنگ بدست طالبان و ساير قتلهای جمعي و سيستماتيک رخ داده اند که هنوز هم مصايب و رنجهای آن تازه است و مردم انتظار اجرای عدالت را دارند، اما فرصت آنرا نيافته اند که نظر شان را بيان کنند.
در رابطه با افغانستان کنفرانسهای متعددی مانند کنفرانس بن و توکيو و لندن و برلين داير شدند که مسايل مانند حمايت و تقويت دموکراسي، تامين امنيت، رعايت حقوق بشر و حاکميت قانون و مبارزه با تروريزم و مواد مخدر در افغانستان از اساسي ترين موضوعات مورد بحث بودند. جامعه جهاني به مردم افغانستان وعده همکاری داده است. پنج سال است که حکومت طالبان سقوط کرده است و تمام جهان در پروسه کمک به افغانستان اشتراک ورزيده و ميلياردها دالر کمک به افغانستان داده شده است تا مردم رنج ديده ای افغانستان به دموکراسي، آزادی، صلح، امنيت، عدالت و حقوق بشر دست يابند، ولي اکنون ديده مي شود که اين تلاشها کافي نبوده است. در کنفرانس لندن سه موضوع اساسي يعني تامين امنيت، بهبودی وضع حقوق بشر و بازسازی که روی آن دولت افغانستان و بيش از 60 کشور و سازمانهای بزرگ جهاني توافق کرده و متعهد به اجرای آن شدند، تحقق نيافته اند و گزارش سازمان نظارت بر حقوق بشر و گزارش گروه نظارت بر بحران بين المللي و ساير گزارشات و نا رضايتي مردم همه بيانگر اين است که در اين سه موضوع اساسي دولت افغانستان و جامعه جهاني موفق نبوده اند و حتي اوضاع سال 2006 چند برابر وخيم تر از گذشته بوده است. جنگهای شديد که در طي آنها بنا بر گزارشات رسمي حدود 4400 نفر کشته اند که يک سوم آن غير نظامي تخمين شده و همچنين مهاجرت روز افزون مردم به خارج از کشور، وجود ميليونها بيکار، کندی پروسه باز سازی، افزايش توليد مواد مخدر، فساد دردستگاه دولت، بد تر شدن وضع حقوق بشر حکايت از افزايش و گسترش بحران و مشکلات و نا موفق بودن طرحهای کنفرانسهای بين المللي و تعهدات داده شده، دارند. جامعه بين المللي در حقيقت به کساني که بر مردم افغانستان در طي سه دهه ظلم کرده بودند، اجازه داد تا از راههای قانوني به کارهای گذشته ی خود ادامه دهند و بر شاهرکهای اساسي افغانستان دوباره مسلط شوند. جنگسالاران و ناقضين درجه اول حقوق بشر به پست های بلند پايه در دولت و همچنين در هردو مجلس نمايندگان و سنای افغانستان جا پيدا کردند و برای مردم مصیبت ديده و مظلوم تصميمگيری مي کنند. مردم افغانستان انتظار آنرا داشتند تا جامعه جهاني از ورود کساني که متهم به نقض حقوق بشر اند به سه قوه اجرايي و قضايي و قانونگزاری جلوگيری کند. اما جامعه بين المللي بر عکس آن عمل کرد و دروازه های ورود را به روی آنها باز کرد و به آنها خير مقدم گفت!
پيش از انتخابات پارلماني آقای فرانسيس وندرل نماينده ی خاص اتحاديه اروپا در افغانستان به فنلند آمد و در کنفرانس افغانستان در حضور تعدادی از نمايندگان پارلمان فنلند و دهها نفر از افغانها پاليسي و طرحهای اتحاديه اروپا و جامعه بين المللي را تشريح نمود که خيلي اميد وار کننده بود. نگارنده که از سوی کميسيون حقوق بشر پارلمان فنلند و افغانهای فنلند مسئوليت برگزاری اين سمينار را برعهده داشتم، يکي از سئوالاتم از ايشان مسئله حقوق بشر بود و خوب بخاطر دارم که ايشان پاسخ دادند که طرح ما اين است تا ناقضين حقوق بشر ديگر بر سر قدرت نباشند و از ورود آنها به قدرت نيز جلوگيری شود. پس از آن ديده شد که اکثر ناقضين حقوق بشر به ولسي جرگه و مشرانو جرگه راه يافتند و کساني که قبلا در قوای اجرايي و قضايي بودند به کار شان ادامه دادند و حتي به مقامهای عاليرتبه پوليس، افراد متهم به نقض حقوق بشر گماشته شدند و وعده آن مقام اتحاديه اروپا فقط يک حرف هوايي بود و بس.
چطور اين مردم رنج ديده به کساني اعتماد کنند که همه شان آنها را مي شناسند و امروز بر سرنوشت آنها تحت حمايت جامعه بين المللي دوباره مسلط شده اند و بخش اعظمی حکومت را در کنترل دارند؟ جنايات انجام شده در انظار مردم انجام يافته و تمام شهروندان افغانستان و جامعه بين المللي مي دانند که کي چه کرده است. قبرهای دستجمعي کشتار زندانيان چند ماه پيش کشف شدند و خانه های خراب شده ی شهر باستاني کابل هنوز آباد نشده اند که معافيت جنايتکاران اعلان مي شود.
در طرح 12 ماده ای اين مصوبه، جنگهای گذشته جهاد خوانده شده و از افتخارات ملت افغانستان اعلان شده است! کدام جهاد؟ جهاد با کي؟ آيا کشتار مردم غير نظامي و بيگناه جهاد است؟ کي کشتار مردم هرات را در 24 حوت جهاد مي گويد؟ کي قتل عام مردم افشار را جهاد مي خواند؟ کی سوختاندن خانه و باغ های شمالی را جهاد می گویند؟ کي کشتار سيستماتيک مردم مزار شريف و يکاولنگ و باميان را جهاد مي گويد؟ کي کشتن معلمان و داکتران و شاگردان مکاتب و انجينران و ملاهای مساجد را جهاد مي شمارد؟ کي تجاوز به عفت هزاران زن مسلمان را جهاد مي شمارند؟ کي بيخانمان شدنی هشت ميليون انسان را جهاد مي شمارد؟ اگر کمونيست و به اصطلاح مجاهد و طالب همه بی گناهند پس چرا اين رهبران باهم جنگ کردند و چرا اين همه مصيبت و بد بختي را بدون هيچ مسئله ای بالای مردم آوردند؟
کساني که حقوق بشر را نقض کرده اند و دست به جنايات بشری زده اند، نمي توانند از چنگال عدالت فرار کنند، مگر آنکه مردم و کساني که قرباني جنايات بوده اند آنهارا ببخشند. در هيچ قانوني و هيچ نرم اخلاقي نمي گنجد که متهمين درجه اول ناقضين حقوق بشر قانون وضع کنند و خود را عفو کنند و آنهم تحت نظارت سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا، کشورهای حامي حقوق بشر و در زماني که ادعای دموکراسي و حکومت مردم بر مردم مي شود. اين واقعا شرم آور و مسخره بوده است. اگر رئيس جمهور کرزی اين طرح را امضا کند در حق ميليونها انسان ستم ديده جفا مي نمايد.
پروسه بخشش جنايتکاران به اين شکلش به هيچ وجه قابل قبول نمي باشد. هر کس به آن رای داده است به قربانیان و شهدا اهانت کرده است. اگر ضرورت ايجاب ميکرد که بايد اين کار مي شد، بايد روی طرح آن سازمانهای مدافع حقوق بشر، سازمان ملل متحد و نهادهای مدني کار مي نمودند و مکانيزم آنرا مطابق به قوانين جرايم جنگي و نقض حقوق بشر و با توجه به تجارب چنين وقايعي پس از جنگ جهاني دوم در کشورهای ديگر، ايجاد مي کردند و از سوی رسانه های خبری به اطلاع عموم مردم رسانيده مي شد و متهمين به جنايات و اشتباهات خود اعتراف مي کردند و خواستار عفو از طرف مردم مي شدند و نظر مردم گرفته مي شد. لا اقل اگر نظر مردم گرفته نمي شد، به سازمانهای حقوق بشر و نهادهای بي طرف اجازه ی نظر داده مي شد و در مطبوعات خبر آن پخش مي شد و کساني که خود متهم به نقض حقوق بشر اند حق رای را نمي داشتند. آنها به محض اعلان گزارش سازمان نظارت بر حقوق بشر و کشته شدنی يک عضو ولسي جرگه که گويا در گذشته در کشتار مردم دست داشته است، به وحشت افتادند و بدون سر و صدا اين موضوع مهم را به تصويب رساندند.
در هر صورت تصويب اين طرح اعتبار ندارد و اعتراضات و مظاهرات مردم را در پي خواهد داشت. حق مسلم مردم است که به سرکها ريخته و عليه اين قانون ظالمانه اعتراض کنند. از طرف ديگر اين طرح مورد قبول جامعه بين المللي واقع نخواهد شد و اعتراضات مجامع مدافع حقوق بشر را بدنبال خواهد داشت. اين اعلان عفو به اين شيوه، گروههای جنايتکار را ترغيب مي کند که بيشتر جنايت کنند و در برابر اعمال شان پاسخگو نباشند. در شيوه از بخشيدنها هم پرسش و پاسخ در کار نيست و حتي لازم نيست که جنايتکار معلوم شود. هر کس مي تواند هر قدر مي خواهد جرم کند و بعد خود را مشمول اين قانون نمايد و بنام مصالحه ملي عفو مي شود!
چگونه مردم به عدالت دست مي بابند؟ به کجا برای تقاضای اجرای عدالت مراجعه کنند؟ آيا راهي برای مردم وجود دارد؟ اگر مردم از حق رسيدن به حقوق شان محروم شوند، دست به محاکمات شخصي خواهند زد و هر کس خودش عدالت را انفرادی اجرا مي نمايد که اين کار نظم عمومي را در کشور بر هم مي زند و خشونت را افزايش مي دهد.
هر شخص در برابر اعماليکه انجام داده است بايد در دادگاه صالحه پاسخگو باشد و به مردم اين حق داده شود که سئوال کنند و اسناد و شواهد خود را ارائه کنند. چطور مي توان از عدالت سخن گفت و حق مردم را سلب کرد. اگر کسي مرتکب جنايات ضد بشری و نقض حقوق بشر نشده اند، نبايد بترسند و بگذارند حق مردم در به محاکمه کشاندن متهمان محفوظ باشند.
اميد است که اين قانون ظالمانه به تصويب نهايي نرسد و مردم و رسانه ها و روشنفکران و جامعه بين المللي در برابر آن اعتراض کنند و اجازه ندهند که چنين ظلمي بر مردم روا شود!
حامد شفايي
معاون سازمان مبارزه با نژاد پرستي اروپا
رئيس کانون توسعه و تعاون افغانستان
معاون سازمان حقوق بشر افغانستان
تاثیرات عدالت انتقالی
بر روند گذار افغانستان بسوی ثبات
Transitional Justice
In the Context of
عبدالجلیل بینش
این مقاله به ادامه و تکمیل مقاله "تنها اشک کافی نیست" که در تاریخ 23 دسمبر 2006 به قلم این نویسنده به نشر رسید، نوشته شده است. در مقاله قبلی معرفی برنامه عمل(َAction Plan) برنامه عدالت انتقالی(Transitional Justice) و واکنش های ایجاد شده نسبت به آن و همچنان بطور مختصر بعضی چالش های که در مقابل تطبیق ان وجود دارد، بررسی گردید. در این نوشتار سعی شده است دو سوالی که از نظر این قلم مهم می نمایند، مورد بحث قرار گیرند؛ تاثیرات برنامه عدالت انتقالی بر وضعیت امنیتی چگونه است؟ و نهادهای دخیل در برنامه عدالت انتقالی کدام ها استند و نگاه شان در رابطه با این برنامه چگونه می باشد؟
1.تاثیرات برنامه عدالت انتقالی بر وضعیت امنیتی
"یک تعداد از رهبران جهادی در راه تامین صلح، بازسازی نظام و تقویه نهادهای ملی طی پنج سال گذشته نقش مثبت بازی کرده اند. چنین گزارشهای[بیانیه مطبوعاتی 11 دسمبر2006 سازمان دیده بان حقوق بشر] در تامین امنیت و ثبات افغانستان و تحکیم وحدت ملی کمک نخواهد کرد و این نظریه سازمان دیده بان حقوق بشر که خود را حامی عدالت می داند نقض عدالت است." دفتر رییس جمهور کرزی.[i] همچنان پیام مجاهد، ارگان نشراتی مجاهدین افغانستان و وابسته به حزب جمعیت اسلامی افغانستان، در سر مقالهء خود می گوید "میان سران مجاهدین و مقاومت با حلقه های مخالف دولت تماس های محرمانه ی برقرار خواهد شد"[ii] همچنان این نشریه در مقاله دیگر خود علاوه می کند "پیامد بلافصل [گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر] اختلافات، وابستگی بیشتر به بیگانه ها و به تعویق افتادن همدستی و یکپارچگی مردم افغانستان می باشد."[iii] نشریه مشارکت ملی- ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان مربوط به محمد کریم خلیلی- می نویسد "مزدبگیران کشورهای خارجی به چیزی کمتر از بدنامی جهاد افغانستان و دیگر گون جلوه دادن درخشان ترین فصل تاریخ این کشور، قناعت ندارند و این باعث شده است که کاسهء صبر مجاهدین اندک اندک لبریز شود و در برابر همه توطئه های پیدا و پنهان داخلی و خارجی، انگونه که اقتضا می کند، بایستد."[iv]
اما بر عکس دیدگاه های فوق که برنامهء عدالت انتقالی را برای وضعیت امنیتی افغانستان مضر می دانند، برخی دیگر معتقد استند که تطبیق برنامه عدالت انتقالی در تامین امنیت کمک می کند. از این جمله داکتر سیما سمر رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید "در برخی حملات انتحاری، مخالفین از کسانی که عدالت بر آنها تطبیق نشده است و بسیار رنج دیده اند، استفاده می کنند. مثلا حمله که بر قوماندان خانو در هلمند صورت گرفت و در نتیجه آن 23 نفر دیگر به قتل رسید. تعداد از افراد بخاطر انتقامجویی به مخالفین می پیوندند."[v] همچنان نادر نادری مسوول بخش عدالت انتقالی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید "ما بخاطر رضایت یک فرد نباید ملیونها آدم دیگر را ناراضی کنیم، بدون شک حوزه روابط و حمایت یک فرد در تناسب با ملیونها افراد دیگر، بسیار کوچک است و نمی تواند امنیت را به چالش بکشد" همچنان وی علاوه می کند "تطبیق برنامه عمل عدالت انتقالی در اصلاح اداره های دولتی موثر است و در بهبود وضعیت امنیتی کمک می کند و در صورت عملی شدن برنامه، مردم به دولت بیشتر اعتماد می کند.[vi]"
بدون شک مسئله امنیت در افغانستان کنونی، داغترین و مهمترین موضوع بحث روز در راستای پروسه دولت سازی و آوردن ثبات در افغانستان، به شمار می رود و می شود ادعان کرد که موفقیت هر برنامه دیگر تنها با موجودیت امنیت در این کشور ممکن می گردد. در سال 2006 نا امنی ها نسبت به چهار سال قبل شدتی بیشتر یافت و نگرانی ها را نسبت به وضعیت امنیتی افزایش داد و موضوع امنیت را در صدر همه مسایلی دیگر در افغانستان، قرار داد. به علاوه اثرات مستقیم که در نفس نا امنی های سال اخیر وجود داشت، مشکلاتی دیگر را نیز در در برابر پروسه دولتسازی در افغانستان بوجود اورده است. اکثر برنامه های دیگر چون اصلاحات اداری، مبارزه با فساد اداری، مبارزه با مواد مخدر، پرداختن به کارهای زیر بنایی اقتصادی، اموزشی واجتماعی نیز بخاطر این بی امنیتی ها، از توجه افتاد. برنامه عدالت انتقالی نیز یکی از مسایلی بود که دولت افغانستان کار را در مورد این برنامه دوسال قبل آغاز کرده بود اما بخاطر وخامت اوضاع امنیتی، از فهرست اولویت ها حذف گردید.
بایسته بود در کنار پرداختن به راه حل های مقطعی و کوتاه مدت نا امنی ها، دولت افغانستان و همکاران بین المللی اش، برنامه ها و استراتژی های دراز مدت خود را نیز برای ثبات دوامدار و درازمدت افغانستان پی ریزی می کرد و مسئله امنیت را از زاویه های دیگر نیز مورد مطالعه قرار می داد. اما تا هنوز چنین چیزی اتفاق نیفتاده است و راه حل مشکل امنیتی تنها از طریق جنگ با مخالفین جستجو گردیده است. هیچگاهی روابط و تاثیرات متقابل پدیده های دیگر با امنیت مورد بررسی و کنکاش قرار نگرفته است؛ مثلا اگر در موردی فلان وزیر، فلان والی و یا فلان مقام بلند رتبه امنیتی حضورش در حکومت به نفع حکومت نبوده است و این آدم به جرایمی چون قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و ترویج فساد اداری دست داشته است، حکومت از خوف اینکه وضعیت امنیتی خراب نگردد و از ترس اینکه این ادم درصورت بازجویی شدن، ممکن در کنار مخالفین دولت قرار گیرد، از حضور این فرد در حکومت حمایت کرده است وجرئت نکرده است که آن شخص را از وظیفه اش برکنار نماید، و به جانب دیگر قضیه که بودن این ادم در این پست نارضایتی مردم را به همراه دارد، از امکانات و نام دولت برای افزایش قدرت ملیشه ای و محلی خود استفاده می کند، جرایم سازمان یافته و قاچاق مواد مخدر افزایش می یابد و این نهاد دولتی تحت کنترول این شخص، ضعیف باقی می ماند و اینها تمام خود عواملی هستند که بی امنیتی را بوجود می اورند، توجه نکرده است.
از اینکه هدف اصلی عدالت انتقالی رفتن از جنگ به صلح و حمایت از پروسه های در حال گزار بسوی دموکراسی است و از سوی دیگر جنایات و جرایم بزرگ و بی شماری که حد اقل در سه دهه اخیر تاریخ معاصر افغانستان بوقوع پیوسته است و تعداد قربانیان آن به ملیونها نفر می رسد، تطبیق عدالت انتقالی یک عنصر تاثیر گزار بر وضعیت امنیتی به حساب می آید. بررسی و مطالعه استراتژی امنیتی مجزا از عدالت در مجموع واز عدالت انتقالی بطور خاص، کامل نمی باشد و در فقدان برنامه عدالت انتقالی در استراتژی های امنیتی، روی آن استراتژی نمی توان اعتماد کرد. چنانچه از نگرش به نا امنی های سال اخیر این نتیجه بخوبی بدست می آید که تطبیق نشدن عدالت انتقالی یکی از عوامل مستقیم تقویه کننده نا امنی ها بوده است.
به چند دلیل ذیل می توان به این نتیجه گیری دست یافت که تطبیق برنامه عدالت انتقالی نه تنها در تامین و بهبود امنیت اثر منفی ندارد که یکی از عوامل مهمی و موثر در بهبودی امنیت نیز می باشد:
الف: حمایت مردم از برنامه عدالت انتقالی
نتیجه مشوره کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با 6000 تن از مردم افغانستان در باره تطبیق عدالت بالای مجرمین جرایم گزشته، نشان می دهد که 76.4% مردم فکر می کند که به محکمه کشاندن مجرمین امنیت را افزایش می دهد، 90.% مردم می گویند که تخطی کننده گان حقوق بشر از وظایف دولتی شان برکنار شوند و 86.8% مردم خواهان تطبیق عدالت هستند[vii].
نادیده انگاشتن شورای ولایتی
به مفهوم نادیده گرفتن مردم است
معرفی محمد علی نوید عضوی شورای ولایتی دایکندی
تهیه و تظیم: محمد رجا
محمد علی
آقای نوید در ابتدا خودتان را برای خوانندگان نشریه صلصال معرفی نمائید؟
بسیار تشکر از نشریه صلصال که لطف کردند که ما خود را به مردم معرفی کنیم خدمت شما عرض شود که اسم من محمد علی ، تخلضم نوید وپدرم ناظر ، ساکن ولسوالی میرامور ، ساکن قریه ونه ای برگر میرامور هستم . دوراین تحصیلات دوره ای ابتدائیه را درمتوسطه چرخ برگر دنبال کردم یک سال دیگر هم در متوسطه پالج برگر بودم . و دوران لیسه رامن در لیسه مسلکی زراعت ولایت فاریاب به پایان رساندم . وبعداز ان دوران دانشگاه زراعت را در مزار شریف بودم ویک مدت در ایران یک سری کورس های 6 ماه داشتم که در رشته دندان پزشکی بود البته ، در دوران طالبان بود که از اینجا فرار کردم وبعد طی چهار سال مهاجرت که در ایران بودم توانستم یک مقدار تحصیل کنم وبه طور عملی هم پیش ببرم . ودر همین مدت بر اساس مجبوریت های که بوده شغل معماری را هم آموخته ام وتجربیات که دارم بعد از ان مدت زیاد بعد از فراغت تحصیل ما در طول 12 سال بطور متواتر از طرف زمستان و بهار مکاتب را در سطح شهرستان به همکاری دوستان دانشجو فعال کردیم ومدت 12 سال را به حیث مدیر وسرمعلم ومعلم ایفای وظیفه کردم ودر لیسه فعلی چره برکگر ولیسه راباط برگر ، ازطرف زمستان ما کورس های مستعجل داشتیم ؛ در سطح قریه جات ومکاتب زمستانی را فعال می کردیم وبعدا مدت دوسال ما به عنوان سرپرست پروگرام واترشیپ در موسسه اغا خان که در ساحه بامیان فعالیت می کند در سه زون سرپرست پروگرام واتر شیپ بودیم . گروپ به نام ام ای دی بودند دران گروپ کار کردم وبعد اتفاق افتاد که تقریبا بعضی از اقوام ما را وادار کردن که تو بیا خود را در شورای ولایتی کاندید نما؛ در آخرین روزها بود که ثبت نام به پایان می رسید ما امدیم در نیلی ثبت نام کردم وبرگشتم ، از یک مرحله کمپاین از این چیزها زیاد اطلاع نداشتیم بعد باقی ماند زمان که شمارش آرا شروع شد . ودر وقت شمارش من هم خودم ناظر بودم واحول می گرفتم ودرزمان کمپاین پوستر هم به اندازه کافی نداشتم وبه تعداد یک هزار پوستر که یکی از شاگردان که فعلا در کابل فعالیت دارند که ایشان ان پوستر ها را به عنوان هدیه فرستاده بودند که از طرف بعضی دوستان وشاگردان دیگر پخش شده بود وان هم در ساحه برگر بود وفراتر از ان نرفته بودم . این بود که مرحله ای شورای ولایتی بعد از گذشت یک ماه که دوستان پیام دادند که بیا تو برنده شده ای در شورای ولایتی وگر نه من تقریبا چون انتظاراتم کم بود ، گفتم شرایط حکومت فعلا همانطور چندان مستحکم نشده اند وهنوز گفتم وارد نشوم ، بعد مردم کفتند جبرا به من گفت بیا و اگر در شورای ولایتی نیایی خانه تان را آتش می زنیم.
فبروری2007 شماره 28 و 29
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره ها دارید، در اینجا بنویسید.
در رنگ و پوست منگر در پسند دوست بنگر
مصاحبه ی با علی بابا اورنگ
علي بابا اورنگ متولد سال 1351 اهل آبادي علودال جاغوري از توابع ولايت غزني باستان به قول خودش شانزده سال است که عابد معبد مقدس خط زيباي نستعليق است. و هر روزش را با نستعليق آغاز مي کند و با نستعليق به پايان مي برد. و گفت وگويی که با اين هنرمند داشته ايم:
صلصال: هنر يعني چه؟
اورنگ: هنز يعني وفا، هنر يعني تعهد، هنر عشق به خوبيها و هنر يعني مناجات به درگاه حضرت حق.
صلصال: مسووليت هزمند؟
اورنگ: فرستادن روشنايي به اعماق قلب انساني.
صلصال: دلسچسپي به کدام هنر بيشتر داريد؟
اورنگ: هنر خوشنويسي
صلصال: چرا؟
اورنگ: بخاطر که هنر فرهيخته است.
صلصال: کدام خط را مي نويسيد؟
اورنگ: نستعليق
صلصال: براي چه؟
اورنگ: چونکه زيبا است وعروس خطهاي اسلامي است.
صلصال: واضع خط نستعليق چه کسي است؟
اورنگ: نستعليق وراي تخيلات و ذهن انساني است. به سبب حاصيلخيزي روح هنرمندان متعهد به آنان الهام شده و تجلي نموده.
صلصال: فرق علم و هنر در کجا است؟
اورنگ: در علم دوام است و در هنر دوام نيست. يک لحظه است که سراغ هنرمند مي آيد و همان يک لحظه جاودانگي مي آفريند. علم آموختنی است ولي هنر فطري است.
صلصال: ويژگيها ومشخصات هنرهاي ما کدام است؟
اورنگ: هويت هنري ما گم شده است وکسي در جستجوي آن هم نيست.
صلصال: در کدام زمان و شرائط هنر رشد مي کند؟
اورنگ: در سايهء امنيت، آرامش وتوجه زمامداران.
صلصال: شرائط و زمانه ما براي رشد وشکوفايي هنر چگونه است؟
اورنگ: شرائط نسبي خوب است ولي دولتمردان هيچگونه توجهي به هنر ندارند
صلصال: انجمن خوشنويسان افغانستان کارش بکجا رسيده است؟
اورنگ: رسميت يافته ولنگ لنگان پيش مي رود.
صلصال: مهمترين بخش کاري انجمن چيست؟
اورنگ: آموزش
صلصال: شاگرد داريد؟
اورنگ: آری
صلصال: چند نفر؟
اورنگ: پنج- شش نفر
صلصال: براي چه؟
اورنگ: لوحه نويسان هم کلاس خط دارند.
صلصال: لوحه نويسي شرائط کورس را دارد؟
اورنگ: در اين وطن کدام کار به اهلش سپرده شده است که اين يکي!
صلصال: کدام تک بيت را بيشتر مي خوانيد؟
اورنگ:
ترک کرم به عذر تنک مايگي مکن
برگي در آب کشتي صد مور ميشود.
صلصال: از صفات انساني کدام را بيشتر دوست داريد؟
اورنگ: راستي، صداقت، همدلي.
صلصال: آدم خوبي هستيد؟
اورنگ: کوشش مي کنم.
صلصال: مردم در مورد کارها وآثار شما چه نظر دارند؟
اورنگ: از خودشان بپرسيد.
صلصال: دوستان وهمکاران تان چطور؟
اورنگ: تعداد شان هنوز با نو آوري ها آشنا نيست ونمي دانند به همين خاطر موضع مي گيرند.
صلصال: تا کي؟
اورنگ: تا وقتيکه روح زمانه وخواسته هاي زمانه خودرا درک نکرده اند.
صلصال: در تنهايي ها چه زمزمه داريد؟
اورنگ: الهي وربي من لي غيرک
صلصال: کلام آخر؟
اورنگ: آرزو دارم همه انسانها مثل نستعليق زيبا رشد کنند ومثل نستعليق صميمي ودوست داشتني باشند.
مولوی اسلام محمدی کشته شد
پليس می گويد مولوی اسلام محمدی، پيش از ظهر جمعه (6 دلو) زمانی که در حال رفتن به نماز جمعه بود، در نزديکی خانه اش هدف گلوله يک فرد ناشناس قرار گرفت و کشته شد .ازمری بشری سخنگوی وزارت داخله افغانستان می گويد هنوز کسی به اتهام دست داشتن در قتل آقای محمدی بازداشت نشده است.
ولی به گفته او، در بررسی های اوليه از يک خانه در نزديکی محل حادثه، سلاحی که گمان می رود آقای محمدی به وسيله آن کشته شده به دست پليس افتاده است.آقای محمدی، پيش از سقوط طالبان، از مقامات دولتی اين گروه و از افراد بلند پايه حزب حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مولوی محمد نبی محمدی بود. مولوی اسلام محمدی در زمان حکومت موقت مجاهدين در پاکستان، از اعضای کابينه در تبعيد بود و در زمان حکومت طالبان به عنوان والی باميان کار می کرد. و در جریان حکمروایی وی در مناطق تحت کنترولش در سمنگان و در زمان والی بودنش در بامیان، ستم های بی شماری از طرف طالبان بر مردم صورت گرفته است.
هيچ گروهی تاکنون مسئوليت سوء قصد به جان نماينده پارلمان افغانستان را به عهده نگرفته است.اما چنين حملاتی در افغانستان بی سابقه نيست و معمولاً به شبه نظاميان باقی مانده از رژيم برکنار شده طالبان نسبت داده می شود. در گذشته نيز، شماری از اعضای پارلمان افغانستان در شهرهای مختلف اين کشور هدف قرار گرفته و کشته شدند. چندی قبل سوی قصدی بر خانم شکیلا هاشمی وکیل پارلمان در شیرپور، انجام شد که به اثر آن دخترش به قتل رسید.
شورای ولایتی رااز خود بدانید
مصاحبه و معرفی جواد ضحاک ، عضو و رییس کمیته مبارزه با فساد اداری شورای ولایتی بامیان
تهیه و تنظیم: عبدالجمیل تابش
لطفا خود را معرفی نمایید؟
اسم من جواد است و لقب من ضحاک می باشد. اسم پدرم غلام است. متولد 1344 می باشم. در ولایت بامیان، ولسوالی یکاولنگ، قریه قفقول سیاه دره به دنیا آمده ام. تا صنف 12 درس خوانده ام.
وظیفه شما در شورای ولایتی چه است؟
من عضو شورای ولایتی بامیان استم و رییس کمیسیون مبارزه با فساد اداری این شورا می باشم.
در مبارزه با فساد اداری تا هنوز چه کارهای را انجام داده اید؟
البته تا هنوز یک مقدار کارهای انجام شده است و با گذشت هر روز کارها بهتر می شود. مردم کم کم با شورای ولایتی و فعالیت هایش اشنا می شود و عرایض ومشکلات خود را به شورا می رساند و همچنان در آغاز از اینکه خیلی چیزها بین ولایت وشورای ولایتی تعریف ناشده و مشخص ناشده بود باید راهکارهای ایجاد می شد و فعلا داریم از این مرحله می گزریم. شورای ولایتی هم وظایف و مسوولیت های خودرا می شناسد و ولایت هم از موقف و مسوولیت های ان اگاهی بدست می اورند.
کارهای که تا هنوز انجام شده است شاید چیزی نباشد که وظیفه شورای ولایتی ایجاب می کرد و باید انجام می داد ولی بازهم مواردی خوبی است که شورا انجام داده است. به نظر من مهمترین چیزی که مقداری در ان رستا کار شده است این است که مردم کم وبیش با شورا اشنایی حاصل کرده اند و بخاطر حل مشکلات شان به ادرس شورای ولایتی مراجعه می کنند. بدون شک مبارزه با فساد اداری در نبود همکاری و در نبود اعتماد مردم ممکن نیست. همچنان طرف دیگر که مامورین دولت است نیز کم کم با حضور شورای ولایتی عادت می گیرند و این شورا را به عنوان یک ارگان نظارت کننده می پزیرد.
از مسوولیت های قانونی که در قانون شورای ولایتی برای شوراهای ولایتی داده شده است راضی هستید و فکر می کنید که با این صلاحیت های داده شده شورای ولایتی می تواند کار کند و در بهبودی کارهای دولتی موثر واقع شود؟
در این باره باید عرض کنم که در اغاز قانون شورای ولایتی خیلی خوب نبود و وظایف پیشبینی شده در قانون شورای ولایتی خیلی تشریفاتی بود و این مناسب با وکلای مردم نبود یعنی ارگان که از مردم رای میگیرد واز طرف مردم مستقیما انتخاب می شود نباید به ان اندازه بی صلاحیت باشد اما بعد از رفتن این قانون به پارلمان صلاحیت های این شورا ها کمی افزایش یافت. گرچه به نظر شخصی من هنوز هم این صلاحیت ها کافی نیست و باید بیشتر از این و صلاحیت اجرایی نیز داشته باشد و لی بازهم در تناسب با قانون قبلی شوراهای ولایتی بهتر شده است.
اگر حکومت افغانستان هدفش خدمت به مردم است باید نماینده های مردم از صلاحیت بیشتر برخوردار باشد و روی نماینده های مردم اعتماد کند. اگر این کار را نکند شورای ولایتی چه مفهومی دارد و با ارای مردم بازی نکند و سیاست فریب مردم را نباید درپیش گیرد. امیدوارم در اینده قانون شورای ولایتی بیشتر تغییر کند و صلاحیت های این شورا بیشتر و بیشتر گردد.
نظریاتی تعداد از مردم بامیان
در باره شورای ولایتی این ولایت
حبیبه، شاگرد سواد اموزی در بامیان
من در باره شورای ولایتی هیچ معلومات ندارم. از دولت و این شورا می خواهم که برای خانمها زیاد کار کند چون خانمها در بامیان خیلی مظلوم است سواد ندارند و وضعیت زندگی شان خوب نیست از لحاظ صحی نیز همکاری کند و شورای ولایتی که از مردم رای گرفته است باید و باید برای مردم خصوصا برای خانمها کار کند.
محمد مهدی، بامیان
من به یکی نفری رای دادم که فعلا عضو شورای ولایتی نیست و کامیاب نشده در انتخابات. در اول نمی فهمیدم که شواری ولایتی چه وظیفه دارد زیاد نمی دانستم ولی فعلا می دانم که این شورا در مقابل رشوه و فساد کارمندان ولایت کار می کند و این بسیار خوب است که کارمندان و مامورین ولایت و ولسوالی ها از مردم رشوه نگیرند.
هرکس نظر خود را دارد ولی به نظر مه شورا ولایتی بهتر از ولایتش نیست همان رقم که قبلا دفتر های ولایت کاری نمی کرد یالی شورا هم کاری نمی کند پس فرق بین اینکه مردم رای داده است و با انکه رای نداده است چه است؟ حتی اگر بگویم در زمان علی یار کارهای بهتر و خوب تر برای مردم شد شاید مبالغه نباشد و همه مردم بخوبی می دانند ولی بعد از اینکه شورای ولایتی امد و دولت خواست که کارهای خوب تر کند ان کارهای که قبلا انجام شدنی بود نیز متوقف شد.
حالا هم دل شورای ولایتی برای مردم کار می کند یا نمی کند رای راخو از مردم گرفته است و دارای معاش و نام و نشان شده است و اینکه مردم به یاد شان است یا نیست از وجدان های شان سوال کنند. مه باور دارم اگر به مردم نیت نیک نداشته باشند و برای مردم صادقانه کار نکنند یک روز نه یکروزی مورد بازجویی قرار خواهند گرفت و مردم سوال خواهند کرد که برادر و خواهر ما برای تان رای دادیم خودت چه کردی. امیدوارم شورای ولایتی روزهای اینده شان را فراموش نکنند و با بیکاری های شان موقعیت خودرا در بین مردم شان خراب نکنند.
نظر احمد، دانشجو
نمی دانم برادر که امی بامیان چه رقم مشکلات دارد که هیچ حل نمی شود و هیچ کس در غم وغصه این منطقه نیست هرکسی که والی شده و ولسوال شده وقومندان شده و هرچه شده و عضو شورای ولایتی شده و از مردم رای گرفته است، زمانیکه در چوکی نشسته است مردم از یاد شان رفته است. مردم بیچاره چه کند در یک روز خیلی سرد برفی در روز انتخابات زن ومرد امدند رای دادند و فعالانه شرکت کردند و امید داشتند که شاید از یان طریق مشکلات شان حل گردد اما بازهم یک سال بیشتر از این انتخابات هم میگزرد ولی هیچ کاری صورت نگرفته است و کرزی هم در بامیان امد به مردم وعده های زیاد داد ولی تمام یک گب بود که گذشت و فقطه خواست مردم را فریب بدهد.
شورای ولایتی باید خود را در مقابل مردم مسوول احساس کند و برای مردم از فعالیت های خود گزارش بدهد اما تا هنوز چنین نشده است البته خوب شده که نشریه صلصال بعضی فعالیت های این هارا گزارش می دهد و لی خود شان کدام کاری دیگری انجام نداده است و این بسیار بد است چون مردم در تاریکی قرار دارند. اگر واقعا هدف شورا خدمت به مردم است باید خود را با مردم نزیدک بسازند و کوشش کند که فاصله بین انها ومردم ایجاد نشود.
تقاضای من از شورای ولایتی این است که تا انجای که توان دارند برای مردم کار نمایند و خدای نخواسته در عوض خدمت یک برای مردم خیانت نکنند و نام شورای ولایتی که یک ارگان مردمی و برای مردم است را نام بد نکند. اگر این بار شورای ولایتی بد نام شوند در انتخابات بعدی مردم در انتخابات شرکت نمی کنند.
. با امید اینکه در انتخبات بعدی مردم بامیان با هوشیاری وبیداری خوبتر وبیشتر رای بروند.
نبی تیموری
از شورای ولایتی زیاد راضی هستیم و انها کار های خوب انجام می دهند. برای مردم کار می کنند وبرای مدرم خدمت می کنند. از خدا برای شان توفیق ارزو دارم که برای مردم بیشتر مصدر خدمت شوند. مردم زمانیکه مشکلات داشته باشند می روند با شورای ولایتی صحبت می کنند وانها مشکلات شان را حل می کنند. مردم دعوا عریضه اگر دارند انها همکاری می کنند.
در باره کارهای آنها زیاد معلومات ندارم همین قدر می دانم که برای مردم خدمت می کنند و با مردم کمک می کنند که حق شان را کسی نگیرند. ما از والی راضی هستیم و از شورای ولایتی راضی هستیم و یک تعداد کارمندان دیگر ولایت خوب نیست و همچنان بعضی ولسوال ها خوب نیستند وانها مردم را ازار واذیت می کنند و از والی وشورای ولایتی سوال داریم که چرا انها را تبدیل نمی کنند و از انها تقاضا دارم که تنها فکر شان طرف مرکز بامیان نباشند بلکه ولسوالیهای این ولایت را نیز انجا نیز باید کار کنند و به مشکلات مرد رسیدگی کنند و بررسی کنند که ولسوال ها در انجا چه کارها می کنند.
یکی از چیزهای دیگر که من می خواهم از طریق نشریه شما برای شورای ولایتی بگویم این است که شورای ولایتی باید یک جلسه هفته وار و یا ماهوار با مردم داشته باشند ونظریات مردم را بدون سانسور وازادانه بشنوند و بعد مطابق مشکلات و نظریات انها اقدام کنند. اما تا انجای که من می دانم خیلی مردم هنوز دفتر اینها را نمی دانند. این کاری درستی نیست. همچنان اینها باید سفر های منظم در ولسوالی ها داشته باشند و در انجا نیز با مردم دوستانه بینشینند وحرفهای انها را گوشش کنند و دردهای انها خبر شوند.
جوانان آینده سازان کشوراند
آنها نباید عقده ی شوند
مصاحبه و معرفی محمد سجاد محسنی(بابه محسنی) عضو و رییس کمیته حقوق شورای ولایتی بامیان
تهیه و تنظیم: عبدالجمیل تابش
ابتدا خود را معرفی نمایید؟
این جانب محمد سجاد محسنی فرزند مرحوم محمد بخش کربلایی ساکن قریه خولنکاش مرکز ولایت بامیان استم. 52 سال سن دارم. فعلا مسوول کمیته حقوقی شورای ولایتی ولایت بامیان هستم.
از تجربه های تان بگویید؟
بعد از کودتای ارتش سرخ شوروی ما مدت سیزده سال جنگ رویا روی با ارتش روس داشتیم و من هیجگاهی از کشور خارج نشدم. بعد از بیرون شدن روس ها از افغانستان مشغول فعالیت های سیاسی و اجتماعی بودم و با احزاب گوناگون همکار بودم، با حزب حرکت اسلامی و حزب وحدت اسلامی همکاری داشتم وهمیشه درخدمت مردم وجامعه بودم. حتی در زمانی که طالبان آمدند و مدت سه سال در بامیان باقی ماندند، من هیچگاهی مردم خود را رها نکردم و در بین مردم خود بودم، هر زجر و شکنجه ای را که دیدم بالاخره، لازم ندیدم که از مردم خود جدا شوم.
تحصیلات تان در چه سطح است؟
من مرحله اول تحصیل علوم دینی را در نزد پدر بزرگوارم که یک روحانی بود، آغاز کردم و بعدا نیز در مدارس منطقه و در کابل در مدرسه تپه سلام درس خواندم و تا سطح عالی علوم دینی درس خوانده ام.
در مورد فعالیت های اجتماعی تان بگویید؟
خدمت شما عرض کنم که زمانیکه با حزب حرکت اسلامی افغانستان همکاری می کردم مسوولیت نظامی به عهده من بود و بعدا هم مسوولیت فرهنگی داشتم. فعلا هم در سرآسیاب ولایت بامیان کانون فرهنگی دارم بنام کانون فرهنگی امام حسن مجتبی که درسهای دینی و قرانکریم تدریس می شود و یک انجمن فرهنگی است بنام فاطمه الزهرا که مربوط خواهران است.
از مشکلات ولایت بامیان چه چیز ها برایت خیلی برجسته مینماید؟
مشکلات مردم مرکز ولایت بامیان در حدی نیست که ما آن را بشماریم. در عرصه های مختلف مشکلات زیادی دارد، ما از کابل تا بامیان و تا ولسوالی های بامیان حتی یک وجب سر قهر نداریم، این مشکلات، مشکلات کمر شکن است، مشکلاتی محروقات است، مردم در زمستان سوخت ندارند و مشکلات دیگر این است که در بسیاری ساحات مردم دسترسی به اداره های دولتی ندارند، مردم اگر بخواهند عریضه خود را به مرجعش برساند باید دو سه روز پیاده روی کنند تا در انجا برسند، بعد در ولسوالی ها هم مشکلش حل نمی شوند، پارتی بازی و رشوه وجود دارد فساد اداری هم در کشور غوغا می کند، چیزی را که بنده احساس می کنم در این اواخر فساد اداری یک مقدار کم شده، بعد از این که شورای ولایتی روی کار آمده و یکسری اقدامات را انجام داده بعد از این که جلسات و سلسله مباحثات که با محکمه و بعضی ارگانهای دولتی داریم رشوه ستانی یک مقداری کمتر شده و حتی فساد در نوع دیگر خود که عبارت از پارتی بازی و واسطه بازی باشد در خود ولایت کم است اما در ولسوالی ها به روشنی احساس می شود. اگر در یک ولسوالی یک طرف دعوا یک پولیس همکار داشته باشد دیگر دعوای طرف مقابل بازخواست نمی شود.
به نظرشما عامل بوجود آورنده مشکلات چه است؟
مامورین دولت رشوه را حق خود می دانند
مصاحبه با محترم محمد احسانی عضو شورای ولایتی بامیان
تهیه و ترتیب: عبدالجمیل تابش
لطفا خود را معرفی نمایید؟
اینجانب محمد احسانی فرزند صفدر علی از ولسوالی پنجاب ولایت بامیان هستم و متولد سال 1355 می باشم. تحصلات علوم اسلامی دارم و در مدت 14-15 سال در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل بودم و تا سطح فوق لیسانس در رشته علوم اسلامی درس خوانده ام و در سال 1383 به عنوان مدرس در داخل کشور عازم شدم و قبل از ان هم به عنوان مبلغ در اینجاامدم ودرا سال 1376 یک مدرسه علمیه در اینجا تاسیس کردیم وسال 1381 هم یک کتابخانه تاسیس کردیم که اقشار مختلف جامعه از ان استفاده می کنند. در سال 1376 هم در جریان جنگهای داخلی و احزاب، موفق شدیم پنج شش باب مکتب دخترانه و پسرانه را در داخل تاسیس کنیم و در ایران هم موفق شدیم تا چهار پنج باب مکتب را برای فرزندان مهاجر ایجاد کنیم که در داخل شهر قم در مناطق محروم مانند سرکره ها مردم مهاجر در انجا مشغول کاربودند و همچنین در شهرستان کرج دو سه باب مکتب برای مهاجرین فعال کردیم و مرکز فرهنگی بنام مرکز فرهنگی ابوریحان در انجا تاسیس کردیم که عده وسیعی از نونهالان و جوانان استفاده می کردند. بعد از مجموعه این فعالیت ها وقتی زمینه کار در داخل فراهم شد با تشویق وترغیب عده از فرهنگیان، عملا در جمعی از مردم در شورای ولایتی کاندند شدم ودر شورای ولاتی راه پیدا کردم و فعلا در اینجا فعالیت می کنم.
در باره قهرمان ملی از مردم افشار سوال کنید
نزدیک 24 ساعت میشه که بدون وقفه در کابل برف می بارد و هنوز هم به شدت ادامه دارد. کوچه ها مملو از برف است و چهره کابل زیبایی خاصی بخود گرفته است. اما موتر ها در سرک ها به سختی می تواند حرکت کند و در این دو روز چندین مورد تصادف را تلویزیون ها گزارش داده است.
قبل از ظهر برای نیم ساعت به سوی مقصد نا مشخصی از خانه بیرون رفتم. این گونه برف سنگین در مدت چند سالی که من در کابل هستم کاملا استثنایی است و برای من خیلی خوش ایند بود که کمی در چنین فضای برفی راه بروم - حد اقل تا پل سرخ، اما نتوانستم زیاد راه بروم و چندین بار نزدیک بود به زمین بیافتم، ناگزیر به خانه برگشتم.
چاینل های تلویزیون را پالیدم تا میزگردی را در تلویزیون شمشاد پیدا کردم. میز گردی جالبی بود، هر لحظه فکر می کردی که این جدال لفظی به جنگ فزیکی منجر خواهد شد ولی خوشبختانه چنین نشد و میزگرد با مسالمت و بدون اینکه کسی دستش شکسته شود و پیشانی اش خون الود شود، ختم شد. به نظرمن چند گپی این شرکت کننده ها خیلی جالب رسید و خواستم انها را با دوستان خواننده وبلاگ نشریه صلصال نیز در میان بگزارم.
شرکت کننده های این میزگرد مولوی مختار رهبر حزب نهضت اسلامی، واقف حکیمی سخنگوی جمعیت اسلامی، ملالی جویا نماینده مردم فراه در پارلمان و حبیب الله رفیع، نوسنده نامور پشتون، بودند.
واقف حکیمی سخنگوی جمعیت اسلامی افغانستان:
- " باید از رهبران مجاهدین به عنوان قهرمانان ازادی افغانستان ستایش شود و آنها همیشه مورد احترام باشد."
- "حکومت ربانی مشروع تر از حکومت کرزی بود چون در شورای حل وعقد نماینده تمام احزاب اسلامی اشتراک داشتند."
ملالی جویا نماینده در پارلمان:
- "شما (اشارهء دست به حکیمی)اگر می خواهید که در باره قهرمان ملی تان چیزی بیشتر بدانید، لطفا بروید از مردم افشار در مورد وی سوال نمایید."
- "شما(اشارهء دست به حکیمی) برادران طالبان هستید."
- "شما(اشارهء دست به حکیمی) اگر از لحاظ فزیکی صدای من را خفه کنید اما صدای مردم را هیچگاه خفه کرده نمی توانید."
- از اینکه بحث خیلی جدی شد، حکیمی و ملالی هردو می خواستند صحبت کنند و بعد زمانیکه خبرنگار به ملالی گفت خانم بفرمایید شما، ملالی گفت نه بان حکیمی صاحب صحبت کند و حکیمی به ملالی میگه نه شما بفرمایید، بعد ملالی در جواب اقا حکیمی میگه: شما اول بگویید که من جواب تان را بیتم!
- "همینکه مجاهدین میگویند باید مجرمین دوره کمونیست ها وقبل از ان نیز باید محاکمه شود این حرف اینها این را می رساند که اینها جرم شان را قبول دارند و ادعاهار می پزیرند ولی اعتراض شان در این است که دیگران چرا محاکمه نمی شوند."
- "خانم سمر نمی تواند درمورد محکمه مجرمین قضاوت کند چون خودش عضو حزب وحدت حزبی که در در گیری ها سهم داشته است، می باشد." ( برای تایید حرفش یک کاپی نشریه عهد جدید را نشان می دهد)
مولوی مختار مفلح، رهبر حزب نهضت اسلامی افغانستان:
- "ما باید به مقدسات توهین نکنیم. کسانی مثل قهرمان ملی فعلا نیست و برای ازادی کشور ومردم جان شان را از دست دادند و شهید شدند و ما نباید در باره انها سخن بگوییم."
- "از اینکه معاونین کرزی و تعداد از اعضای کابینه اش متهم استند، این حکومت نمی تواند حرف سازمان دیده بان حقوق بشر را تایید کند و این کار از عهده این حکومت خارج است."
حبیب الله رفیع، نوسنده و محقق:
- " اقای ربانی در زمان ریاست جمهوری خود از جنرال حمید گل درخواست کرده بود که بیاید اردوی ملی افغانستان را اموزش دهد."
- "اقای ربانی زمانیکه طالبان در دروازه های کابل رسیده بود، انها را فرشته نجات خواند."
- "شما( اشاره به حکیمی) چگونه می گویید که حکومت ربانی مشروع بود و از طرف مردم بود، در حالیکه حزب وحدت اسلامی و حزب اسلامی درآن سهم نداشتند."
بعد از آغاز شدن "برنامه عمل عدالت انتقالی" و به ادامه آن نشر شدن بیانیهء سازمان دیده بان حقوق بشر، حساسیت رهبران مجاهدین که بیشتر شان در گزارش این سازمان به عنوان متهمین نام برده شده است، برانگیخته شده است. دو روز قبل تمامی انهای که از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر نام برده شده است، در جلسه ای گرد هم جمع شدند و اعتراض شان را نسبت به این گزارش اعلام کردند. البته کسانی دیگری نیز مثل سید مصطفی کاظمی که اسم شان در گزارش نیامده است و لی بخاطر که از قافله نمانده باشد و بر مهم بودن خود تاکید کرده باشد، بطور افختاری اشتراک نموده بودند.
اگر در یک دراز چوکی ببینی که ربانی، دوستم، سیاف، خلیلی اسماعل خان و فهیم در کنار هم نشسته اند و همه یک خواست واحد دارند و در حالیکه دست به سینه دارند صادقانه همدیگر را احترام می کنند، برایت جالب نیست؟
یک خاطره از خانم ملالی جویا: چندی قبل برای اولین بار توفیق رفیقم شد و خانم ملالی را از نزدیک ملاقات کردم. شبی مهمانی بود درشهر هاگ هالند و تعداد از دوستان افغان و غیر افغان در ان اشتراک داشتند. ملالی جویا که تازه از المان رسیده بود، نیز همراه با خانم ماریکو عضو پارلمان هالند که قبلا سکرتر اول سفارت هالند در کابل بود، در مهمانی تشریف اوردند. بعد از ختم مانده نباشی و سلام واحترام، کسی در باره لویه جرگه امن افغانستان - پاکستان پرسید و شخصی دیگر گفت ریاست این جرگه را پیر سید احمد گیلانی و معاونت آن را محمد محقق به عهده دارند، خانم ملالی بلافاصیله و بدون اینکه کسی از وی چیزی بپرسد و یا اصلا حرفش موردی داشته باشد، گفت " بلی محقق یکی از معروفترین مجرمین جنگی است" و من از این سخن ملالی خوشم نیامد- شاید بخاطر هزاره بودنش و یا شاید بخاطر که حرف خانم ملالی بی مورد بود، نمی دانم- گفتم "حتما خانم ملالی سارنوال/دادستان اقای محقق بوده است". این حرف من باعث شد که خانم ملالی افروخته شود ولی من به زودی متوجه شدم که این ادم عادی نیست و اگر بحث را با وی ادامه دهم ممکن جلسه مختل شود و کم امدم و گفتم "شما حق بجانب استید."
بعد از این دیدار، ترسی زیادی از خانم ملالی به دل دارم و هرگاه کسی را در میزگیردی با خانم ملالی می بینم برایش دعای عافیت و سرسلامتی می کنم. خانم ملالی چند شب قبل با اقای صدیق چکری در برنامه شش و نیم طلوع طرف بود و امروز با اقای واقف حکیمی در تلویزیون شمشاد. شاید این هم برای بعضی دوستان جالب باشد که من نگران اقای حکیمی و چکری مقامات بلند رتبه جمعیت اسلامی و شورای نظار بودم! اقای چکری شخصی است که دادستان چهار آتشه افغانستان(عبدالجبار ثابت) از مقابله با وی عاجز آمد و در حالیکه حکم بازداشتش را صادر کرده بود وی را بازداشت نتوانست. دلیل ان ممکن ترس بیش از حد من از خانم ملالی باشد و یا شاید هم برنامه در باره محاکمه مجرمین جنگی بود و این عنوان بحث خانم ملالی را در موضع بالاتر و قوی تری نسبت به انها قرار می داد! نمی دانم!
(عبدالجلیل بینش)
شماره 27
شنبه 2جدی 1385 /23 دسمبر 2006
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید، در اینجا بنویسید.
برای مرحم زخم قربانیان
تنها اشک کافی نیست
عبدالجلیل بینش
بخش از نوشته: بی جرئتی، محافظه کاری بیش از حد، ترسیدن بسیار از ناقضین حقوق بشر و جنایتکاران جنگی و باور نداشتن به مردم، معرف اصلی شخصیت سیاسی اقای کرزی به حساب می آید. کرزی جرئت عمل را در مقابل ناقضین حقوق بشر از دست داده است و در طی چندین سال حکومتش همواره از سیاست "باج بده و حکومت کن" تبعیت کرده است. با کمترین فشار از سوی ناقضین حقوق بشر، باج های کلانی را به آنها پیشکش کرده است.
"صلح، مصالحه و عدالت در افغانستان؛ برنامه عمل جمهوری اسلامی افغانستان" نام برنامه عملی است که از طرف حکومت افغانستان، هیئت سیاسی ملل متحد در افغانستان (یونما) و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بعد از اینکه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان مشوره ای را با 6000 تن از مردم افغانستان در باره جنایت های گذشته انجام داد و نتیجه آن را بنام "صدای مردم برای تامین عدالت" به نشر رساند، تهیه گردیده است. این برنامه در تاریخ 5- 6 جون 2005 در شهر هاگ در کشور هالند در جلسه بنام "اجلاس هاگ در باره صلح وعدالت در افغانستان" که نماینده های حکومت افغانستان، نماینده دادگاه عالی افغانستان، نماینده وِیژه سرمنشی ملل متحد، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، نماینده خاص اتحادیه اروپا در افغانستان و نماینده های اکثر کشور های خارجی همکار در بازسازی افغانستان، اشتراک کرده بودند، ارایه و مورد موافقت آنها قرار گرفت. این برنامه چندی بعد در از طرف کابینه جمهوری اسلامی افغانستان نیز به تصویب رسید.
چوکات زمانی که برای تطبیق این برنامه در نظر گرفته شده است سه سال می باشد. این برنامه شامل پنج بخش کلیدی می باشد؛ "یک: اذعان به رنج های مردم افغانستان. دو: ایجاد نهادهای دولتی معتبر و پاسخگو و پاکسازی نهادهای دولتی از وجود ناقضین و جنایتگاران حقوق بشری. سه: حقیقت جویی و مستند سازی. چهار: ترویج مصالحه و تقویت وحدت ملی. پنج: ایجاد راهکارهای موثر و معقول پاسخگویی."
مطابق تقسیم اوقات که در برنامه عمل در نظر گرفته شده است، در سال 2005 و 2006 باید بخش از این برنامه انجام می شد اما بخاطر بعضی دلایلی که زیاد روشن نیست، این برنامه مطابق تقسیم اوقات پیگیری نشد. سرانجام در تاریخ 10 دسمبر همزمان با بزرگداشت از پنجاه و هشتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، برنامه عمل(action plan) عدالت انتقالی (transitional justice) با نمایش فلم مستندی از جنایتهای جنگی و نقض حقوق بشر که قربانیان اصرار داشتند ما جنایت کاران و ناقضین حقوق بشر را نخواهیم بخشید، اغاز گردید. در این محفل حامد کرزی رئیس جمهور اسلامی افغانستان ، داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و تام کونیکز نماینده ویژه سرمنشی ملل متحد در افغانستان، به ایراد سخن پرداختند.
اقای کرزی از دیدن فلم به شدت متاثر شده و چندین بار اشکهایش جاری گردید. وی در حالیکه به سختی می توانست سخن بگوید، گفت، عوامل خشونت ها در افغانستان تجاوزهای خارجی است و برای پایان دادن به جنایت های گذشته و کنونی، افغانها باید متحد شوند. سخنران دیگر داکتر سمر گفت، تامین عدالت و تحکیم قانونیت در افغانستان نیاز به اقدامات شجاعانه دارد و همچنان تام کونیکز آغاز این برنامه را به رئیس جمهور کرزی تبریک گفت.
از پنج "بخش کلیدی" شامل در "برنامه عمل"، بخش کلیدی دوم یعنی " ایجاد نهادهای دولتی معتبر و پاسخگو و پاکسازی نهادهای دولتی از وجود ناقضین و جنایتگاران حقوق بشری" مهمترین و چالش بر انگیز ترین مواد این برنامه در این مرحله، به شمار می رود. این بخش برنامه بیشتر از هر بخش دیگر حساسیت و عکس العمل های متهمین به نقض حقوق بشر را بر انگیخته است و باعث شده است که انها واکنشهای جدی را از خود در مقابل این برنامه نشان دهد. از سوی دیگر کمیسیون مستقل حقوق بشر و اکثر نهادهای ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر نیز روی اجرای این "بخش کلیدی" تاکید بیشتری دارند و بر عملی شدن آن اصرار می ورزند. همچنان در سال گذشته کنفرانسی بنام "مصالحه و حقیقت یابی" برای سه روز (13 تا 16 دسمبر) در کابل دایر گردید و در این کنفرانس که نماینده های دولت، نماینده های نهادی ملی و بین المللی حقوق بشری و نماینده های مردم از سراسر کشور شرکت کرده بودند، مهمترین فیصله آنها نیز برکناری جنایتکاران جنگی و ناقضین حقوق بشر از پستهای دولتی بود.
به ادامه آغاز شدن برنامه عمل، سازمان دیده بان حقوق بشر، اعلامیه مطبوعاتی را تحت عنوان "به محکمه کشاندن مجرمین، نیاز رسیدن به صلح" لیست از کسانی را که متهم به نقض حقوق بشر استند و فعلا در پستهای بلند دولتی کار می کنند، ارائه داد و خواهان برکناری فوری انها از پستهای دولتی شدند. عبدالرب رسول سیاف عضو و رئیس کمیسیون روابط بین المللی پارلمان، برهان الدین ربانی عضو پارلمان، محمد اسماعیل وزیر انرژی وآب، محمد کریم خلیلی معاون رئیس جمهور، محمد قسیم فهیم مشاور امنیتی رئیس جمهور و عبدالرشید دوستم رئیس ارکان قوای مسلح جمهوری اسلامی افغانستان، افراد شامل در این لیست هستند.
سرک بامیان- یکاولنگ اسفالت می شود
کشور جاپان ٢٠ ميليون دالر امريکايى را براى ساخت سرک باميان _ يکاولنگ و ١٨ ميليون دالر امريکايى را به پروژه حمايت از مشاغل روستايى ، به افغانستان کمک خواهد کرد .
قرارداد اين کمک هاى بلاعوض که از طريق بانک انکشاف آسيايى صورت مى گيرد، توسط وزراى ماليه ، زراعت و آبيارى، فوايد عامه، نماينده های کشور جاپان وبانک انکشاف آسيايى به امضا رسيد .
داکتر ولى محمد رسولى معين وزارت فوايد گفت سرک باميان _ يکاولنگ به طول تقريباً ١٠٠ کيلومتر، بخشى از سرک شمال - جنوب کشور مى باشدکه با ختم کارهاى ادارى آن، عملاً کار آن در تابستان سال آينده آغاز خواهد شد .
همچنان وی علاوه کرد که قسمت ديگر از سرک شمال - جنوب از مزارشريف _ ولسوالى دره صوف ولايت سمنگان به طول ١٤٠ کيلومتر به مصرف تقريباً ١٢٠ ميليون دالر از سوى بانک انکشاف آسيايى نيز تمويل گرديده است. سرک عمومى شمال - جنوب شامل دو بخش مى باشد که قسمتى از آن از مزارشريف _ دره صوف _ باميان _ چغچران مرکز ولايت غور _ ترينکوت مرکز ارزگان و کندهار مى گذرد و بخش ديگر آن از جوزجان _ بلچراغ فارياب _ لعل سرجنگل باميان _ ولسوالى دلارام نيمروز و زرنج مرکز نيمروز عبور مى کند.
اقای رسولی علاوه کرد که با اعمار و تکميل سرک هاى مذکور، افغانستان بيش از هشتاد فيصد عايد سالانه ٢٥٠ الى ٣٠٠ ميليون دالرى را که اکنون به علت مشکلات ترانسپورتى از دست مىدهد ، دوباره بدست خواهد آورد .
عبيدالله رامين وزير زراعت گفت پروژه حمايت از مشاغل روستايى که در چهار ولايت ننگرهار، کندهار ، باميان و بلخ اجرا خواهد شد در راستاى حل مشکلات پروسس محصولات زراعتى و بازاريابى براى آنها مؤثر خواهد بود
اين پروژه در کنار زمينى که ازسوى دولت به ارزش يک ميليون دالر در اختيار آن قرار مى گيرد با سهم مردم، مجموعاً ١٩ ميليون و ٣٠٠ هزار دالر مصرف دارد .
نامبرده گفت که پنجاه فيصد اين پول، براى قرضه در بخش زنان و پنجاه فيصد ديگر آن به کوپراتيف هاى زراعتى تخصيص داده شده است که تقريباً ٥ هزار فاميل مستقيماً و ٩ هزار فاميل غير مستقيم از آن مستفيد خواهند گرديد . ايجاد ٤٠ مرکز پروسس محصولات زراعتى ، انجمن توليدکنندگان و ٤ کوپراتيف شامل اين پروژه مى باشد.
بیکاری ناامنی را تقویت میکند
نوشتهء ارسالی از عبدالحکیم ستوده
بخش از نوشته: افراد بیکار به ناچار یکی از این گزینه را باید انخاب کنند یا کشور را ترک گفته هجرت به دیار بیگانه را برگزینند و یا در کنار دشمنان این مرز و بوم قرار گرفته و صفوف دشمن را تقویت کنند و یاهم باپزیرفتن انواع مشکلات و وضعت کنونی در میان مشکلات دست و پنجه نرم کنند. گزنیش هر یک از این کزینه ها برای اینده دولت خطرناک است.
در کنار مشکلات متراکم و انباشته شده که در برابر دولت اقای کرزی قرار دارد یکی هم معضل فقر و بیکاری است که به پیمانه وسیعی در نقاط مختلف کشور گسترش یافته است برای ردیابی عوامل این قضیه انچه که بیش از همه قابل لمس است سیستم های نا کار امد و منفعل است که با معیار های امروزی هیچ گونه همخوانی ندارد. این موضوع باعث گردیده است که هرکسی از این اشفته بازار به نفع خود و به ضرر منافع و مصالح عمومی قدم بردارد و حقیقت این است که بعد از سقوط رژیم کمونیستی سابق تمامی هست و بود سرمایه های مادی و معنوی این مملکت در شعله های آتش جنگ خانمان برانداز جنگ چندین ساله خاک و خاگستر گردیده کارخانه جات و فابریکه ها که در ان زمان احیا شده بود از میان رفت و بدنبال ان مهاجرت دست چمعی هموطنان ما به خارج از کشور شروع شد و یک عده عناصر کاردان و ماهر که می توانست در قسمت های مختلف نقش ایفا کند راهی دیار مهاجرت گردیده و از وطن شان دور گردیدند.
مبارزه با شورش در افغانستان
راه حل کوتاه مدت ندارد
خلاصه گزارش جدید سازمان بین المللی بحران در باره وضعیت امنیتی افغانستان
تقریباً پنجسال حاکمیت سوء رهبران غارتگر و فر هنگ بی بازخواستی از اهمیت زیادی بر خورداراست. افزایش بیش ازحد تجارت مواد مخدر نشانه و منبع نا امنی و فساد است. چنین وضعیت، تأثیرات ویژه ی در جنوب برجا گذاشته است جاییکه شماری از بدترین رهبران آن در سطح ولایات و ولسوالیها، رابطه ی بسیار نزدیک با حکومت مرکزی دارند.
خلاصه گزارش و پیشنهادات
جنگهای شدیدی در جنوب افغانستان بیداد می کنند، حملات شورشیان از شرق بسوی ولایات پیرامون کابل نزدیک می شوند وکمپاین جدید خشونتبار تروریست ها، مراکز شهر ها را مورد حمله قرار می دهند. حکومت دموکراتیک این کشورعجالتاً در معرض تهدید قرار ندارد اما دیگر بی تفاوت نیز بوده نمی تواند و باید دست به عمل بزند. این عمل شامل استقرار بیشتر نیروهای بین المللی در مناطقی است که جنگ جریان دارد اما شورش ها هیچگاهی تنها از طریق نظامی شکست نمی خورد و هیچگونه راه حل کوتاه مدت دیگر نیز وجود ندارد. فشار دیپلوماتیک بر حکومت پاکستان امر ضروری است و حکومت حامد کرزی باید با تلاش های جدی در رسیدگی به نارضایتی های داخلی از طریق ریشه کن ساختن فساد، کار نمودن با شورای منتخب ملی و گسترش حاکمیت قانون ذریعه ختم فر هنگ بی بازخواستی، اراده سیاسی خویش را نشان دهد. افغانستان به تلاش های مجدد و بلند مدتی نیاز دارد تا بتواند حکومت مؤثر و منصفی راجهت تأمین امنیت واقعی برای مردم این کشور، ایجاد نماید.
وضعیت شدیداً خطرناک کنونی محصول جنگ های کوتاه مدت و کم هزینه ی می باشد که صلح زود گذر و کم هزینه را به همراه داشته است نه صلح پایدار. این موضوع را نباید فراموش کرد که منازعات مسلحانه چندین سال طول می کشند و اکنون باید دوباره به مردم اعتماد داده شود که اهداف سیاسي مشخص برای تأسیس حکومت فراگیر وجود دارد. مقابله علیه شورش ها باید برحاکمیت و تطبیق قانون توأم با در اولویت قراردادن اصلاح قوه قضاییه و پولیس، استوار گردد. اقدامات کوتاه مدت چون اتکا کردن به ملیشه های که از آموزش و انضباط لازم برخوردارد نیست و همچنان تکیه نمودن به قانون خشن و مقطعی مبارزه علیه تروریزم و اعتماد کردن روی معامله با دلالان بی اعتبار قدرت های گذشته، اهداف بلندمدت ایجاد نهاد های پایدار را تضعیف خواهند نمود. به نظر می رسد که استراتژی سیاسی برای گفتگو بطور فزاینده ی روی معامله با طالبان تمر کز می یابد و این یک نظر نیکی نیست. عامل اساسی اعاده صلح و ثبات در افغانستان در سازش با خشونتگران تندرو نه، بلکه در بر آورده ساختن توقعات مشروع مردم که اکثرآنها مشتاقانه از فراگرد دموکراتیزاسیون حمایت نموده اند، نهفته است.
فقدان توليدانديشه
درسينماي افغانستان
مصاحبه ی از سمیع عطائی با عبدالملیک شفیعی. آقاي عبدالملك شفيعي مستندسازپرآوازه افغانستان است كه طي مسافرتي كه به ايران داشتند اين مصاحبه باگرايش به موضوع انديشه اجتماعي سينمادرافغانستان همراه ايشان صورت گرفته است. شفيعي حدودهشت سال مي شودكه واردفعاليت حرفه ي فلمسازي شده وتاكنون بيش از29 فلم مستند ساخته است ودرچندين جشنواره بين المللي اشتراك داشته وبرنده جوايزي نيزگرديده است.
بخش از مصاحبه: حرفه فلمسازي تاكنون بعنوان يك حرفه آبرومنددربين مردم به رسميت شناخته نمي شود بسياري مردم هنوزفرقي بين تصويربرداران محافل شادي شانرابافلمسازان نمي دانند ومتاسفانه نگاه آنان راجع به خانمهايي كه دراين عرصه كارمي كنند بسياربداست وشماكمترخانواده ي راپيدامي كنيدكه حاضرباشندبه دخترشان اجازه دهندتاوارداين عرصه شود.
آقاي شفيعي فرايند توليد اندیشه در سینماي افغانستان چگونه می باشد؟
سوال دشواري است چون دربد بينانه ترين شرايط، اين عمل هيچ وجود ندارد اما از اين نقطه نظر كه در توليد هر كاري تفكري وجود دارد مي توان گفت كه فرايند توليد انديشه در سينماي افغانستان بگونه ي است كه تجربه و توليد آن بصورتهاي گوناگوني صورت مي گيرد. اگر توليد انديشه را به معني عامي كه در اول صحبت به آن اشاره كردم بگيريم در سينماي افغانستان به چند صورت انجام مي گيرد. انديشه هاي كه ريشه در ذهن و فكر سينماگر افغاني ندارد و بيشتر متاثر از جهان حافظه سينماگر افغانستاني است كه در پرتو تماشاي فلمهاي معدودي صورت گرفته است و البته وقتي براي فلمها قيد معدود مي آوريم به چند دليل است اول اينكه سينماگر افغاني با بسيار فلمهاي مطرح امروز جهان يا اصلا آشنا نيست و يا هم به آنها دست رسي ندارد و اين دست رسي نداشتن حتي مربوط به فلمهاي تاريخ سينما نيز مي گردد در درون افغانستان كمتر سينماگري را مي توان ديد كه بصورت مرتب مثلا پنج تا فلم تاريخ سينما را ديده باشد بنا بر اين جهان حافظه سينماگرا فغان را فلمهاي تشكيل مي دهدكه او به آنها بصورت آسان دست رسي داشته و البته اين فلمها نيست جز فلمهاي هندي كه عموما فلمهاي درجه ب و ج آن به افغانستان وارد مي شود و سينماگر و بيننده عادي مشتركا به آن دسترسي دارند.
انديشه هاي كه تحت تاثير چنين فضايي بوجود مي آيد انديشه صيقل يافته ي است كه بزعم سينماگر افغان براي مخاطب افغان مناسب تشخيص داده شده است ولي از نظر ساختار و تكنيك نه اينكه ابداعي صورت نمي گيرد بلكه در تقليد تقليل نيز رخ مي دهد يعني گاهي اهميتي كه يك كات و يا يك اسپشيال افكت براي سينماگر هندي دارد براي سينماگر افغان ندارد و اينگونه است كه بسياري معتقد به فقدان توليد انديشه در سينماي افغانستان هستند زيرا انديشه و تفكر بدون ابداع و نو آوري تقريبا محال مي گردد و درسينماي افغانستان چه از نظر داستان و قصه و چه ازلحاظ زبان سينما كمتر ابداعي صورت گرفته است.
نظریاتی تعداد از شهروندان بامیان در باره شورای
ولایتی این ولایت
تهیه و ترتیب: عبدالجمیل تابش
بخش از مصاحبه: اعضای شورای ولایتی در فکر این است که چه وقت معاش توزیع می گردد و از کدام حزب و کدام پارتی حمایت کنند در عوض اینکه در فکر مشکلات مردم باشند و راه حل برای انها جستجو کنند در فکر این است که چه کار کنند که دل فلان ادم خوش شود و یا فلان ادم که در فلان وقت بای وی کار خوب نکرده بود جبران کند.
غلام سخی دوکاندار در شهر نو بامیان
من به یکی از کسانیکه فعلا عضو شورای ولایتی است در انتخابات شورای ولایتی رای دادم. من زمانیکه رای دادم زیاد در باره اینکه شورای ولایتی چه وظیفه دارد زیاد نمی دانستم و فقط به عنوان یک مسوولیت که دولت به ما گفته بود ما رای دادیم و به کسی رای دادم که کمی در باره وی شناخت داشتم و برداشت خوبی از ان داشتم.
فعلا نیز از رای که به ان ادم داده ام ناراض نیستم ولی هنوز چیزی را ندیده ام که شورای ولایتی ان را انجام داده باشد وشاید هیچ کار راانجام نداده است و یا شاید هم من خبر ندارم و یا شاید هم کار شان زیاد قابل توجه نبوده است.
باید بگویم که در ولایت بامیان مشکلات زیادی وجود دارد و متاسفانه در این اواخر بعضی جنجالهای را نیز در بامیان شاهد استیم واین جنجالها بر مشکلات مردم بامیان افزوده است. در این میان شورای ولایتی اگر فعالانه عمل کند بسیار خوب است ومی تواند در حل بسیاری از مشکلات موثر وافع شود.
من از شورای ولایتی بامیان تقاضا دارم که به یاد بیاورند که نماینده های مردم استند و کسانی به اینها رای داده اند که بسیاری شان نان ندارند و لباس ندارد ودر بین مرگ وزندگی بسرمیبرند. اگر اینها این مردم را به یاد نیاورند و دنبال وابستگی های حزبی ومنطقه ای وپارتی بازی شان بگردند وخود را در مقابل مشکلات ونیازمندی های مردم مسوول احساس نکنند باید پیش وجدان شان خجالت بکشند و روزی این مردم بیچاره یخن انها را خواهند گرفت. خصوصا در مورد مشکلات که یک تعداد مردم برای مردم بامیان ایجاد می کنند و علیه یک تعداد توطیه می کنند، جدا موضع گیری کند و چهره های انهارا افشا کند و به عنوان نماینده های مردم نگزارند که انها از نام بامیان استفاده کنند و برای بامیان ومردم بامیان مشکلات ایجاد کنند. شورای ولایتی هیچ گونه هراسی نداشته باشند مردمی که به اینها رای داده اند از انها حمایت خواهند کرد تا شورای ولایتی با سرنوشت مردم بازی نکنند مردم هیچگاه با انها بی وفایی نخواهند نمود.
با فساد اداری و رشوه، برخورد جدی صورت گیرد
مصاحبه و معرفي محمد احسانی عضو شورای ولایتی بامیان
تهیه و ترتیب: عبدالجمیل تابش
بخش از مصاحبه: باکسانی که رشوه می گیرند برخورد جدی شود نه تنها از وظیفه خود خلع شود بلکه باید جریمه سنگین شود و هم به یک مدت طولانی حبس محکموم شود تا که برای دیگران هم عبرت شود و در رسانه ها نیز اعلام شود.
لطفا خود را معرفی نمایید
اینجانب محمد احسانی فرزند صفدر علی از ولسوالی پنجاب ولایت بامیان هستم و متولد سال 1355 هستم و تحصلام علوم اسلامی دارم و در مدت 14-15 سال در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل بودم و تا سطح فوق لیسانس علوم اسلامی درس خوادم ودر سال 1383 به عنوان مدرس در دخال غزم شدم وقبل از انهم به عنوان مبلغ در اینج هم سلا 1376 یک مدرسه عملیه اینجا تسیس کردیم وسال 1381 هم یککتاخبانه تاسیس کردیمکه اقشار مختلف جامعه از ن استفاده می کنند در سال 1376 هم در جریان جنگهای داخلی واحزاب موفق شدیم پنج شش باب مکتب دخترانه وپسرانه را در دخال تاسیس بکنیم ودر ایران هم موفق شدیم تا چهار پنج باب مکتب را برای فرزندان مهاجر ایجاد بکنیم که در داخل شهر قم در مناطق محروم مانند سرکره ها که مردم مهاجر در انجا مشغول کابوند وهمچنین در شهرتستان کرج دوسه باب مکتب برای مهاجرین فعال کردیم و مرکز فرهنگی بنام مرکز فرهنگی ابوریحن در انجا تسیس کردیم که عده وسیعی از نونهاران و جوانان ستفاده می کردند . بعد از مجموعه این فعالیت ها وقتی زمینه کار در داخل فراهم شد با تشویق وترغیب عده از فرهنگیان عملا در مجمعی از مردم در شورای ولایتی کایدندی شدم ودر شورای ولاتی راه پیدا کرم وفعلا ه ر اینجا فعالیت می کنم.
شماره 26
پنجشنبه 11عقرب 1385 /3 نوامبر 2006
بخش نظریات
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید در اینجا بنویسید.