در رنگ و پوست منگر
در رنگ و پوست منگر در پسند دوست بنگر
مصاحبه ی با علی بابا اورنگ
علي بابا اورنگ متولد سال 1351 اهل آبادي علودال جاغوري از توابع ولايت غزني باستان به قول خودش شانزده سال است که عابد معبد مقدس خط زيباي نستعليق است. و هر روزش را با نستعليق آغاز مي کند و با نستعليق به پايان مي برد. و گفت وگويی که با اين هنرمند داشته ايم:
صلصال: هنر يعني چه؟
اورنگ: هنز يعني وفا، هنر يعني تعهد، هنر عشق به خوبيها و هنر يعني مناجات به درگاه حضرت حق.
صلصال: مسووليت هزمند؟
اورنگ: فرستادن روشنايي به اعماق قلب انساني.
صلصال: دلسچسپي به کدام هنر بيشتر داريد؟
اورنگ: هنر خوشنويسي
صلصال: چرا؟
اورنگ: بخاطر که هنر فرهيخته است.
صلصال: کدام خط را مي نويسيد؟
اورنگ: نستعليق
صلصال: براي چه؟
اورنگ: چونکه زيبا است وعروس خطهاي اسلامي است.
صلصال: واضع خط نستعليق چه کسي است؟
اورنگ: نستعليق وراي تخيلات و ذهن انساني است. به سبب حاصيلخيزي روح هنرمندان متعهد به آنان الهام شده و تجلي نموده.
صلصال: فرق علم و هنر در کجا است؟
اورنگ: در علم دوام است و در هنر دوام نيست. يک لحظه است که سراغ هنرمند مي آيد و همان يک لحظه جاودانگي مي آفريند. علم آموختنی است ولي هنر فطري است.
صلصال: ويژگيها ومشخصات هنرهاي ما کدام است؟
اورنگ: هويت هنري ما گم شده است وکسي در جستجوي آن هم نيست.
صلصال: در کدام زمان و شرائط هنر رشد مي کند؟
اورنگ: در سايهء امنيت، آرامش وتوجه زمامداران.
صلصال: شرائط و زمانه ما براي رشد وشکوفايي هنر چگونه است؟
اورنگ: شرائط نسبي خوب است ولي دولتمردان هيچگونه توجهي به هنر ندارند
صلصال: انجمن خوشنويسان افغانستان کارش بکجا رسيده است؟
اورنگ: رسميت يافته ولنگ لنگان پيش مي رود.
صلصال: مهمترين بخش کاري انجمن چيست؟
اورنگ: آموزش
صلصال: شاگرد داريد؟
اورنگ: آری
صلصال: چند نفر؟
اورنگ: پنج- شش نفر
صلصال: براي چه؟
اورنگ: لوحه نويسان هم کلاس خط دارند.
صلصال: لوحه نويسي شرائط کورس را دارد؟
اورنگ: در اين وطن کدام کار به اهلش سپرده شده است که اين يکي!
صلصال: کدام تک بيت را بيشتر مي خوانيد؟
اورنگ:
ترک کرم به عذر تنک مايگي مکن
برگي در آب کشتي صد مور ميشود.
صلصال: از صفات انساني کدام را بيشتر دوست داريد؟
اورنگ: راستي، صداقت، همدلي.
صلصال: آدم خوبي هستيد؟
اورنگ: کوشش مي کنم.
صلصال: مردم در مورد کارها وآثار شما چه نظر دارند؟
اورنگ: از خودشان بپرسيد.
صلصال: دوستان وهمکاران تان چطور؟
اورنگ: تعداد شان هنوز با نو آوري ها آشنا نيست ونمي دانند به همين خاطر موضع مي گيرند.
صلصال: تا کي؟
اورنگ: تا وقتيکه روح زمانه وخواسته هاي زمانه خودرا درک نکرده اند.
صلصال: در تنهايي ها چه زمزمه داريد؟
اورنگ: الهي وربي من لي غيرک
صلصال: کلام آخر؟
اورنگ: آرزو دارم همه انسانها مثل نستعليق زيبا رشد کنند ومثل نستعليق صميمي ودوست داشتني باشند.