تبليغاتX
صلصال

صلصال

هفته نامه سیاسی، فرهنگی واجتماعی- چاب کابل

بزرگداشت قربانیان حوادث غرب کابل

بزرگداشت قربانیان حوادث غرب کابل

سعيد حقيقی- رادیو بی بی سی
در کابل- 16فبروری 2007

از قربانیان درگیری های داخلی گروههای مجاهدين در غرب کابل، در یکی از مساجد اهل تشیع این شهر تجلیل شد.

اين جنگها که در فاصله سالهای ۹۲ و ۹۶ میلادی ميان گروههای مجاهدين در پايتخت افغانستان روی داد، به کشته شدن هزاران تن از غيرنظاميان و ويرانی بخش بزرگی از کابل انجاميد.

منطقه افشار در غرب شهر کابل یکی از این مناطق مشنج در سالهای پس از قدرت گرفتن مجاهدین بود.

چهارده سال پس از وقایع خونین در غرب شهر کابل، بازماندگان این قربانبان از دولت خواهان اجرای عدالت در مورد عاملان اصلی این حوادث شدند.

اجرای عدالت

ولی سخنرانان بر "اجرای عدالت" و "پرداخت خسارت به بازماندگان و آسیب دیدگان" تاکيد داشتند.

آنان همچنین گفتند هیچ فردی که در حوادث خونین افغانستان سهم داشته نباید از پنجه عدالت و قانون مجال فرار پیدا کند.

مردانعلی قاسمی یک تن از نمایندگان مردم منطقه افشار کابل گفت حادثه افشار در ۲۵ ماه دلو (بهمن ) سال ۱۳۷۱ خورشیدی سبب کشته و زخمی شدن صدها باشنده این منطقه شد.

او افزود در آن شب آتش توپخانه و راکت تا نزدیکی های بامداد این منطقه را به شدت مورد هدف قرار داد.

گزارش ديده بان حقوق بشر

در نامه دیدبان حقوق بشر گفته شده است در حالی از این قربانیان تجلیل می شود که اخیرا مجلس نمایندگان افغانستان با تصویب طرحی، خواهان مصلحه ملی در افغانستان شده است.

براساس این طرح، گروه ها و افرادی که در حوادث سه دهه گذشته افغانستان شرکت داشته اند نباید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

گزارش اخير دیدبان حقوق بشر تاکید می کند که ممکن است افرادی در مجلس نمایندگان افغانستان حضور داشته باشند که به نحوی در حوادث غرب کابل شرکت داشته اند.

طرحی که به "منشور مصالحه ملی" موسوم است، از سوی برخی از اعضای پارلمان و شخصیت های مستقل در افغانستان نیز با انتقادهايی روبه رو شده است.

حامد کرزی رييس جمهور افغانستان نيز گفته است که به جز قربانيان جنگها، کسی حق بخشيدن عاملان جنايات جنگی را ندارد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

Afghans remember civil war massacre and call for justice

Afghans remember civil war massacre and call for justice

Agence France Presse, Fri Feb 16, 11:27 AM ET

About 200 people gathered to remember one of the worst massacres of Afghanistan' s 1992-1996 civil war, calling for justice days after parliament voted for an amnesty for war crimes.

Speakers at the tearful ceremony in the Afshar neighbourhood in west Kabul recalled the killings, rapes and abductions in 1993 when factions from Pashtun and Tajik ethnic groups attacked a Hazara community.

Hundreds of people -- up to 300, according to the United Nations – were killed when militia, including those loyal to current parliamentarian Abdul Rasul Sayyaf, attacked the village in the middle of the night.

More, including boys and girls, were raped, abducted and tortured.

Weeping villagers at the ceremony called on the authorities to try those responsible, including those in top government jobs.

"I can never forgive those people. I want them to be tried," said 55-year-old mason  Mohammad Hassan, who said he had lost eight members of his extended family and most of his possessions.

Another villager, 28-year-old Hebatullah, said he had been taken hostage for several weeks at the age of 14 and was only released when his family paid a bribe.

Asked about a possible amnesty for those responsible, he told AFP: "It is not acceptable for us who have suffered. I want them to be tried and to pay for killing people."

The warlord-filled lower house of parliament late last month approved a draft bill that would rule out court action against the many men accused of rights abuses during Afghanistan' s 25 years of conflict, including the civil war.

The bill prompted widespread criticism and officials said it was unlikely to get past President Hamid Karzai, who would have to give his approval for it to become law.

Afghan and international rights groups have been calling for a South African-style truth and reconciliation process that would see perpetrators of abuse face their victims and be held accountable.

Karzai's government formally adopted in December a five-year plan on reconciliation that includes the establishment of a justice and accountability mechanism.

The civil war, which followed the Afghans defeat of Soviet occupiers, ruined once-beautiful Kabul and left up to 80,000 people dead.

It ended with the 1996 takeover by the extremist Taliban, responsible for its own atrocities, who were expelled in a US-led raid in 2001 and now wage a vicious insurgency.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

اعلامیه محفل یاد و بود قتل عام افشار

 

 

آگهی

 

گرامی داشت از قربانیان  قتل عام افشار

 

به اطلاع  عموم همشهریان محترم کابل رسانیده میشود، مجلس گرامی داشت از چهاردهمین سالروز قتل عام افشار ( 22 دلو 1371 هـ ش ) ازطرف قربانیان بازمانده این فاجعه بزرگ بشری؛ در جوار آرام گاه دسته جمعی شهدا در بالای کوه افشار برگزار میگردد.

بر همهء ما است که در این محفل حضور یابیم و با بازمندگان شهدا و قربانیان قتل عام افشار ابراز همدردی نماییم و آنچه درآن زمان گذشته است اززبان خود قربانیان این فاجعه بشری بشنویم.

 

اجندا: قربانیان قتل عام افشار از خاطرات خود می گویند

زمان: روز جمعه ساعت 2 بعد از چاشت

تاریخ: 27 ماه دلو 1385 هـ ش.

مکان: جوار آرامگاه دسته جمعه شهدای افشار

 

با کمال احترام به قربانیان افشار و تمامی قربانیان مظلوم جنگ های افغانستان.

کمیته برگزاری محفل یاد و بود قربانیان افشار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

شماره 30

دوشنبه 23 دلو 1385  / 12 فبروری2007   شماره 30

 

اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید، در اینجا بنویسید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان  | 

سالگرد قتل عام افشار

 

چهاردهمین سالگرد قتل عام افشار را برای  قربانیان آن  و تمامی مردم ستم دیده افغانستان تسلیت می گوییم.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

افشار و دیگر هیچ

افشار و دیگر هیچ

 

عبدالجلیل بینش

 

"دو برادرم در افشار به قتل رسیده است. یک برادرم یک ماه قبل از قتل عام افشار زمانیکه می خواست یک طفل همسایه را که زخمی شده بود به شفاخانه انتقال دهد در جوار مقبره شهید اسماعل بلخی به اثر فیرهای گلوله از کافر کوه به قتل رسید و دیگرش در روز قتل عام افشار شهید شد. تا زنده ام به قتل رسیدن این برادران بی گناهم از یادم هرگز نخواهد رفت. ما هیچ وقت قاتلین آن را نمی بخشیم. پارلمان اگر می خواهد خون برادرانم را عفو کند، خیانت کرده است و من هیچ وقت آن را نمی پزیرم."  خان محمد (نام مستعار)22 دلو 1385، قریه افشار.

چهارده سال قبل در 22 دلو 1371 در قریه افشار کابل، یکی از دلخراش ترین جنایت های بشری بوقوع پیوست. ساکنین این قریه که تعداد شان به هزاران نفر می رسید، به قتل رسیدند، اسیر شدند و یا زخمی شدند و تعدادی اندکی شان هم از این قتل عام سر به سلامت بردند.  هیچ خانه ای در این قریه باقی نماند که تبدیل به ویرانه نشده باشد و اموال و دارایی شان به غارت نرفته باشد و کمتر فاملی را می توان در این قریه سراغ گرفت که عضو و یا اعضای خانواده اش را در این قتل عام از دست نداده است و یا مدتی را به اسارت سپری نکرده باشد. به عفت صدها زن این قریه تجاوز صورت گرفت و صدها زن و طفل دیگر به طور و حشیانه ای آماج گلوله ها قرار گرفتند و یا با برچه های تفنگ ذبح شدند و زیر خاک و آوار گردیدند.  بنا به گفته ای یکی از کسانیکه عضو تیم بررسی خسارات افشار بوده است، تنها لیست تفصیلی  بیشتر از هشت صد نفر مفقود شده  را با وجود محدودیت های امنیتی که آن زمان موجود بود، تهیه کردند و خساره مالی آن را نیز اضافه تر از صدها ملیارد افغانی براورد نموده بودند.

سخن گفتن از افشار سخن گفتن از وحشیانه ترین جنایت انسانی است که کمتر جای دنیا و کمتر جوامع انسانی آن را تجربه کرده است و در تاریخ افغانستان حجم و وحشیانه بودن این فاجعه در هیچ مرحله از تاریخ این کشور، نظیر ندار. افغانستان در طول تاریخ خود فجایع، قتل عام ها و جنایت های ضد بشری زیادی را شاهد بوده است و تنها در سه دهه اخیر این کشور قتل عام های هرات، یکاولنگ، مزار، بامیان و به آتش کشیده شدن خانه ها و تاکستان های شمالی و... بوقوع پیوسته است اما هیچ یکی از این فجایع آن سنگینی و گستردگی که در قتل عام افشار دیده می شود، ندارند. چهارده سال از این فاجعه انسانی می گزرد اما امروز نیز میراث ها و قربانیان و دیگر اثرات بجا مانده فاجعه افشار تفاوتی بسیاری  با اثرات و میراث های باقی ماندهء دیگر فجایع بشری در افغانستان دارد.

چنانچه نفس فاجعه افشار از دیگر فجایع انجام شده در افغانستان تراژیک تر است، امروز قربانی ها و وارثین بازمانده این قتل عام نیز مظلوم تر از دیگر قربانیان هستند و فشار و وحشت عاملین این فاجعه هنوز  بر شانه های قربانیان و وارثین شهدای افشار سنگینی می کند.  محکومیت و نکوهش قتل عام مزار، یکاولنگ و هرات و  ویرانی های شمالی نه تنها خیلی آسان است که از طرف حکومت افغانستان و افراد بر سر قدرت مورد ستایش نیز قرار می گیرد.  وارثین قتل عام های مزار و یکاونگ و هرات می توانند مراسمی یاد و بود از شهدای این قتل عام ها برپا کنند و برای قربانی های شان اشک بریزند، نوحه سرایی کنند و بر عاملین آن نفرین بفرستند.  در مطبوعات و محافلی رسمی دولتی و اجتماعات مردمی هر باری که سخن از طالبان و جنایت های طالبان و یا کمونست ها است،  از قتل عام مزار، بامیان، یکاولنگ و ویرانی شمالی به عنوان نمونه های جنایت آنها نیز سخن به میان می آید. اما عاملین قتل عام افشار طالبان نیستند و  رژیم کمونستی نیز نیست تا آزادانه و با حمایت گروه های برسر قدرت که مخالفین آنها استند، بر عاملین آن نفرین فرستاد و یا حد اقل بخاطر اذعان به رنجها و جنایت های که برای قربانیان این قتل عام تحمیل شده است، با خیال آرام لب بگشایی. عاملین افشار کسانی است که برای حکومت منتخب و دموکراتیک فعلی افغانستان، تصمیم می گیرند، در پارلمان افغانستان قانون معافیت خود را به تصویب می رسانند و مردم را مکلف به تقدیر از خود می سازد و مطبوعات را به جبر وادار  به رعایت آن قانون می نماید. وارثین قتل عام افشار حتی فرصت یاد و بود از شهدای افشار را ندارند تا محفلی تدیر کنند و برای تراژیدی های افشار بگیریند. به زبان آوردن نام عاملین قتل عام افشار و تجلیل از شهدای افشار، خطرات و نگرانی های امنیتی جدی را در پی دارد. تجلیل نشدن سالروز قتل عام افشار در چند سال بعد از طالبان و تذکر نیافتن حتی یک کلمه در باره قتل عام افشار در طول این چند سال در مطبوعات افغانستان، همه بیانگر نگرانی های امنیتی و ترس از عاملین آن، است.

   از وارثین شهدا در یکاولنگ دلجویی ها صورت گرفت و کمک های مالی و اعانه ها نقدی از طرف موسسات غیر حکومتی در اختیار قربانیان قرار گرفت. برای خانه های سوخته و تاکستانهای خاگستر شده شمالی و بامیان، مواد ساختمانی و کمک های نقدی  داده شد تا حد اقل اگر تمام خانه ها و با غهای شان را ساخته نمی توانند، چند اطاق محدودی را بسازند و به عنوان سرپناه موقتی از آن استفاده کنند، ملیونها دالر دیگر توسط موسسات خیره، تاجران ملی و حکومت افغانستان برای کاریزها، چاه های آب، تخم های اصلاح شده، سیستم های آبیاری، اعمار شفاخانه ها، مکاتب، سرکها و ده ها نوع کمک دیگر، در این مناطق به مصرف رسید و خوشبختانه فعلا اثرات کمتر ویرانی و جنایت ها را در این مناطق می توان یافت. پروژه بلند منزل های که از خیرخانه آغاز گردیده است در حال وصل شدن به شمالی است  و این شهرک ها و بلند منزلها بزرگترین دست آوردهای باز سازی و نوسازی افغانستان بعد از طالبان به شمار می رود.  اما ویرانه های افشار هنوز ویران ترین ویرانه های بازماندهء جنایتهای گذشتهء افغانستان به حساب می آید. کوچه های افشار تا به حال پوشیده از تل ها و آورهای خاک است و با اولین نگاه به  افشار خاطرات جنایت ها برایت زنده می شود و هیچ نشانهء از بهبودی و تغییر به چشم نمی خورد و مصرف شدن ملیاردها دالر کمک های بلاعوض جامعه جهانی به افغانستان قصهء افسانه ای می ماند.  هیچ قریه ی در  کابل و هیچ جای دیگر افغانستان فعلا نمی توان یافت که زخمی تر از افشار باشد و فراموش شده تر از افشار باشد، خانه ها و دیوارهای افشار همچنان مثل سال 1371 به خاک یکسان است، هیچ نما و نمادی از آبادی و بازسازی در این قریه به چشم نمی خورد. در حالیکه نزدیک به شش سال از بازسازی افغانستان می گزرد و بلند منزل های شیشه پوش و آسمان خراش شهرنو و خیرخانه بطور فزاینده ای رو به افزایش است اما بسیاری از ساکنین افشار هنوز در قریه های همجوار آن در خوشحال خان، دشت برچی و قلعه شهاده به عنوان مهاجر زندگی می نمایند.

در چهاردهمین سالروز قتل عام افشار، آخرین آروزوهای قربانیان و وارثین این فاجعه نیز بر باد رفت و امیدهای شان به یاس تبدیل شد و برای همیشه عقده های شان در گلوی های شان خفه گردید. پارلمان افغانستان در آستانه سالروز قتل عام افشار، منشور معافیت را تصویب کردند و حق باز جویی از عاملین قتل عام افشار و تطبیق شدن عدالت را، برای همیش از قربانیان افشار سلب نمود. خون هزاران انسان قربانی و ملیاردها افغانی خساره مالی و تجاوز به عفت صدها زن افشار را با منشور 12ماده ی، برای ابد با روپوش قانون و به عنوان نماینده های مردم، به طاق فراموشی گذاشتند.

 تاسفبار تر و دردناکتر از همه! این منشور با صدای به گوش قربانیان رسید که آن صدا برای قربانیان آشنا بود و بارها با همان صدا و آوازد شنیده بودند که من برای شما حق خواهی می کنم. رهبری این توطیهء معافیت را کسی به عهده دارد که قربانیان افشار و بیوه زنهای افشار، به او رای داده است و برای موفقیت او دعا کرده است و آمال و ارزوهای شان را در او جستجو می کردند و او را به عنوان نماینده خود با بیشترین رای به خانه ملت افغانستان فرستادند تا شاید او صدای شان را به گوش حکومت و پارلمان افغانستان برساند. اما این تجسم ارزوهای قربانیان افشار به خیال موهومی رسیدن به قدرت  و اشباع کردن حس جاه طلبی خود، تمام خونها و آرزوهای قربانیان افشار را بر باد داد و  از مستی قدرت طلبی بر بزرگترین جنایت ها خاک پاشید و با عامل قتل عام افشار به میخانه رفت و غرق و سرمست خیالات رسیدن به حاشیه ی قدرت - چیزی که هیچگاهی به آن نرسید- بر سفره رنگین قاتل نشست و با همکاسگی با او  بر دردها و شکم های گرسنه قربانیان، از تمسخر پوزخند زد و  بر زخمهای قربانیان نمک اندخت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

تصويب قانون معافيت

تصويب قانون معافيت

 جنايتکاران و ناقضين حقوق بشر

حامد شفایی

 

پارلمان افغانستان با تصويب يک طرح 12 ماده ای بنام مصالحه ملي تمام کساني را که تاکنون در جنگهای سه دهه ای اخير اشتراک داشته اند مورد عفو قرار داده است. مطابق اين مصوبه تمام جناحهای درگير درجنگهای گذشته معاف شده و از طرف دولت افغانستان مورد پيگرد قانوني قرار نمي گيرند. البته اين طرح بايد برای نهايي شدن به امضای رئيس جمهور افغانستان برسدو طبق ماده 94 قانون اساسي در صورتيکه رئيس جمهور آنرا امضا ننمايد بايد در مدت 15 روز پس به ولسي جرگه مسترد شود و ولسي جرگه مي تواند دو باره روی آن رای گيری کند و اگر بيش از دو سوم ارای کل اعضای ولسي جرگه را کسب کند از اعتبار قانوني بر خور دار مي شود.

در اين مصوبه گزارش اخير سازمان نظارت بر حقوق بشر رد شده است که نگراني خود را اوضاع حقوق بشر ابراز داشته بود. اين طرح در درون پارلمان نيز با جر و بحثهای زيادی مواجه بوده است و عده ای از نمايندگان با آن موافق نبوده اند، ولي پس از نزاعهای داغ با اکثريت آرای نمايندگان ولسي جرگه بتصويب رسيد. تاکنون سازمان ملل و سازمانهای مدافع حقوق بشر در افغانستان مخالفت خود را با اين مصوبه اعلان داشتند.

سئوال اينجاست که چرا اين موضوع بدون سر و صدا طرح مي شود و به اين صورت با شتاب  بتصويب مي رسد؟ آيا تصويب طرح در صلاحيت اين مجلس است؟ چه عواقبي را مي تواند اين موضوع و مسايل مانند آن در پي داشته باشد؟

در سه دهه جنگ در افغانستان حدود 3 ميليون انسان کشته، معلول، مجروح، مفقود الاثرشده اند. دهها هزار نفر به توقيفگاه ها و زندانها برده شده و شکنجه شده اند و ساليان زيادی را در حبس و رنج بسر برده اند. حدود 8 ميليون نفر در داخل افغانستان و يا به خارج از کشور آواره و بي خانمان شده اند که هنوز هم حدود 4 ميليون نفر در مهاجرت بسر مي برند. زنان، کودکان، اقليتهای قومي و مذهبي و در کل مردم غير نظامي مورد انواع تظلمات و جنايات قرار گرفته اند. در تمام اين جنگها قربانيان اصلي مردم غير نظامي بوده اند که بيشتر شان را کودکان و زنان تشکيل مي دهند. قتل عام های دسته جمعي مانند کشتار بيرحمانه زندانيان  و کشتار مردم هرات در 24 حوت 1357 توسط دولت کمونيستي افغانستان، کشتار مردم بيگناه افشار در دوره ی حکومت استاد رباني، کشتار مردم مزار شريف و باميان و يکاولنگ بدست طالبان و ساير قتلهای جمعي و سيستماتيک رخ داده اند که هنوز هم مصايب و رنجهای آن تازه است و مردم انتظار اجرای عدالت را دارند، اما فرصت آنرا نيافته اند که نظر شان را بيان کنند.

در رابطه با افغانستان کنفرانسهای متعددی مانند کنفرانس بن و توکيو و لندن و برلين داير شدند که مسايل مانند حمايت و تقويت  دموکراسي، تامين امنيت، رعايت حقوق بشر و حاکميت قانون و مبارزه با تروريزم و مواد مخدر در افغانستان از اساسي ترين موضوعات مورد بحث بودند. جامعه جهاني به مردم افغانستان وعده همکاری داده است. پنج سال است که حکومت طالبان سقوط کرده است و تمام جهان در پروسه کمک به افغانستان اشتراک ورزيده و ميلياردها دالر کمک به افغانستان داده شده است تا مردم رنج ديده ای افغانستان به دموکراسي، آزادی،  صلح، امنيت، عدالت و حقوق بشر دست يابند، ولي اکنون ديده مي شود که اين تلاشها کافي نبوده است. در کنفرانس لندن سه موضوع اساسي يعني تامين امنيت، بهبودی وضع حقوق بشر و بازسازی  که روی آن دولت افغانستان و بيش از 60 کشور و سازمانهای بزرگ جهاني  توافق کرده و متعهد به اجرای آن شدند، تحقق نيافته اند و گزارش سازمان نظارت بر حقوق بشر و گزارش گروه نظارت بر بحران بين المللي و ساير گزارشات و نا رضايتي مردم همه بيانگر اين است که در اين سه موضوع اساسي دولت افغانستان و جامعه جهاني موفق نبوده اند و حتي اوضاع سال 2006 چند برابر وخيم تر از گذشته بوده است. جنگهای شديد که در طي آنها بنا بر گزارشات رسمي حدود 4400 نفر کشته اند که يک سوم آن غير نظامي تخمين شده و همچنين مهاجرت روز افزون مردم به خارج از کشور، وجود ميليونها بيکار، کندی پروسه باز سازی، افزايش توليد مواد مخدر، فساد دردستگاه دولت، بد تر شدن وضع حقوق بشر حکايت از افزايش و گسترش بحران و مشکلات و نا موفق بودن طرحهای کنفرانسهای بين المللي و تعهدات داده شده، دارند. جامعه بين المللي در حقيقت به کساني که بر مردم افغانستان در طي سه دهه ظلم کرده بودند، اجازه داد تا از راههای قانوني به کارهای گذشته ی خود ادامه دهند و بر شاهرکهای اساسي افغانستان دوباره مسلط شوند. جنگسالاران و ناقضين درجه اول حقوق بشر به پست های بلند پايه در دولت و همچنين در هردو مجلس نمايندگان و سنای افغانستان جا پيدا کردند و برای مردم مصیبت ديده و مظلوم تصميمگيری مي کنند. مردم افغانستان انتظار آنرا داشتند تا جامعه جهاني از ورود کساني که متهم به نقض حقوق بشر اند به سه قوه اجرايي و قضايي و قانونگزاری جلوگيری کند. اما جامعه  بين المللي بر عکس آن عمل کرد و دروازه های ورود را به روی آنها باز کرد و به آنها خير مقدم گفت!

پيش از انتخابات پارلماني آقای فرانسيس وندرل نماينده ی خاص اتحاديه اروپا در افغانستان به فنلند آمد و در کنفرانس افغانستان در حضور تعدادی از نمايندگان پارلمان فنلند و دهها نفر از افغانها پاليسي و طرحهای اتحاديه اروپا و جامعه بين المللي را تشريح نمود که خيلي اميد وار کننده بود. نگارنده که از سوی کميسيون حقوق بشر پارلمان فنلند و افغانهای فنلند مسئوليت برگزاری اين سمينار را برعهده داشتم، يکي از سئوالاتم از ايشان مسئله حقوق بشر بود و خوب بخاطر دارم که ايشان پاسخ دادند که طرح ما اين است تا ناقضين حقوق بشر ديگر بر سر قدرت نباشند و از ورود آنها به قدرت نيز جلوگيری شود. پس از آن ديده شد که اکثر ناقضين حقوق بشر به ولسي جرگه و مشرانو جرگه راه يافتند و کساني که قبلا در قوای اجرايي و قضايي بودند به کار شان ادامه دادند و حتي به مقامهای عاليرتبه پوليس، افراد متهم به نقض حقوق بشر گماشته شدند و وعده آن مقام اتحاديه اروپا فقط يک حرف هوايي بود و بس.

چطور اين مردم رنج ديده به کساني اعتماد کنند که همه شان آنها را  مي شناسند و امروز بر سرنوشت آنها تحت حمايت جامعه بين المللي دوباره مسلط شده اند و  بخش اعظمی حکومت را در کنترل دارند؟ جنايات انجام شده در انظار مردم انجام يافته و تمام شهروندان افغانستان و جامعه بين المللي مي دانند که کي چه کرده است. قبرهای دستجمعي کشتار زندانيان چند ماه پيش کشف شدند و خانه های خراب شده ی شهر باستاني کابل هنوز آباد نشده اند که معافيت جنايتکاران اعلان مي شود.

در طرح 12 ماده ای اين مصوبه، جنگهای گذشته جهاد خوانده شده و از افتخارات ملت افغانستان اعلان شده است! کدام جهاد؟ جهاد با کي؟ آيا کشتار مردم غير نظامي و بيگناه جهاد است؟ کي کشتار مردم هرات را در 24 حوت جهاد مي گويد؟ کي قتل عام  مردم افشار را جهاد مي خواند؟ کی سوختاندن خانه و باغ های شمالی را جهاد می گویند؟ کي کشتار سيستماتيک مردم مزار شريف و يکاولنگ و باميان را جهاد مي گويد؟ کي کشتن معلمان و داکتران و شاگردان مکاتب و انجينران و ملاهای مساجد را جهاد مي شمارد؟ کي تجاوز به عفت هزاران زن مسلمان را جهاد مي شمارند؟ کي بيخانمان شدنی هشت ميليون انسان را جهاد مي شمارد؟ اگر کمونيست و به اصطلاح مجاهد و طالب همه بی گناهند پس چرا اين رهبران باهم جنگ کردند و چرا اين همه مصيبت و بد بختي را بدون هيچ مسئله ای بالای مردم آوردند؟

کساني که حقوق بشر را نقض کرده اند و دست به جنايات بشری زده اند، نمي توانند از چنگال عدالت فرار کنند، مگر آنکه مردم و کساني که  قرباني جنايات بوده اند آنهارا ببخشند. در هيچ قانوني و هيچ نرم اخلاقي نمي گنجد که متهمين درجه اول ناقضين حقوق بشر قانون وضع کنند و خود را عفو کنند و آنهم تحت نظارت سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا، کشورهای حامي حقوق بشر و در زماني که ادعای دموکراسي و حکومت مردم بر مردم مي شود. اين واقعا شرم آور و مسخره بوده است. اگر رئيس جمهور کرزی اين طرح را امضا کند در حق ميليونها انسان ستم ديده جفا مي نمايد.

پروسه بخشش جنايتکاران به اين شکلش به هيچ وجه قابل قبول نمي باشد. هر کس به آن رای داده است به قربانیان و شهدا اهانت کرده است. اگر ضرورت ايجاب ميکرد که بايد اين کار مي شد، بايد روی طرح آن سازمانهای مدافع حقوق بشر، سازمان ملل متحد و نهادهای مدني کار مي نمودند و مکانيزم آنرا مطابق به قوانين جرايم جنگي و نقض حقوق بشر و با توجه به تجارب چنين وقايعي پس از جنگ جهاني دوم در کشورهای ديگر، ايجاد مي کردند و از سوی رسانه های خبری به اطلاع عموم مردم رسانيده مي شد و متهمين به جنايات و اشتباهات خود اعتراف مي کردند و خواستار عفو از طرف مردم مي شدند و نظر مردم گرفته مي شد. لا اقل اگر نظر مردم گرفته نمي شد، به سازمانهای حقوق بشر و نهادهای بي طرف اجازه ی نظر داده مي شد و در مطبوعات خبر آن پخش مي شد و کساني که خود متهم به نقض حقوق بشر اند حق رای را نمي داشتند. آنها به محض اعلان گزارش سازمان نظارت بر حقوق بشر و کشته شدنی يک عضو ولسي جرگه که گويا در گذشته در کشتار مردم دست داشته است، به وحشت افتادند و بدون سر و صدا اين موضوع مهم را به تصويب رساندند.

در هر صورت تصويب اين طرح اعتبار ندارد و اعتراضات و مظاهرات مردم را در پي خواهد داشت. حق مسلم مردم است که به سرکها ريخته و عليه اين قانون ظالمانه اعتراض کنند. از طرف ديگر اين طرح مورد قبول جامعه بين المللي واقع نخواهد شد و اعتراضات مجامع مدافع حقوق بشر را بدنبال خواهد داشت. اين اعلان عفو به اين شيوه، گروههای جنايتکار را ترغيب مي کند که بيشتر جنايت کنند و در برابر اعمال شان پاسخگو نباشند. در شيوه از بخشيدنها هم پرسش و پاسخ در کار نيست و حتي لازم نيست که جنايتکار معلوم شود. هر کس مي تواند هر قدر مي خواهد جرم کند و بعد خود را مشمول اين قانون نمايد و بنام مصالحه ملي عفو مي شود!

چگونه مردم به عدالت دست مي بابند؟ به کجا برای تقاضای اجرای عدالت مراجعه کنند؟ آيا راهي برای مردم وجود دارد؟ اگر مردم از حق رسيدن به حقوق شان محروم شوند، دست به محاکمات شخصي خواهند زد و هر کس خودش عدالت را انفرادی اجرا مي نمايد که اين کار نظم عمومي را در کشور بر هم مي زند و خشونت را افزايش مي دهد.

هر شخص در برابر اعماليکه انجام داده است بايد در دادگاه صالحه پاسخگو باشد و به مردم اين حق داده شود که سئوال کنند و اسناد و شواهد خود را ارائه کنند. چطور مي توان از عدالت سخن گفت و حق مردم را سلب کرد. اگر کسي مرتکب جنايات ضد بشری و نقض حقوق بشر نشده اند، نبايد بترسند و بگذارند حق مردم در به محاکمه کشاندن متهمان محفوظ باشند.

اميد است که اين قانون ظالمانه به تصويب نهايي نرسد و مردم و رسانه ها و روشنفکران و جامعه بين المللي در برابر آن اعتراض کنند و اجازه ندهند که چنين ظلمي بر مردم روا شود!

 

حامد شفايي

معاون سازمان مبارزه با نژاد پرستي اروپا

رئيس کانون توسعه و تعاون افغانستان

معاون سازمان حقوق بشر افغانستان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

تاثیرات عدالت انتقالی

تاثیرات عدالت انتقالی

 بر روند گذار افغانستان بسوی ثبات

Transitional Justice

 In the Context of Afghanistan's Transition Towards Stability

 

عبدالجلیل بینش

 

این مقاله به ادامه و تکمیل مقاله "تنها اشک کافی نیست" که در تاریخ 23 دسمبر 2006 به قلم این نویسنده به نشر رسید، نوشته شده است. در مقاله قبلی معرفی برنامه عمل(َAction Plan) برنامه عدالت انتقالی(Transitional Justice) و واکنش های ایجاد شده نسبت به آن و همچنان بطور مختصر بعضی چالش های که در مقابل تطبیق ان وجود دارد، بررسی گردید. در این نوشتار سعی شده است دو سوالی که از نظر این قلم مهم می نمایند، مورد بحث قرار گیرند؛ تاثیرات برنامه عدالت انتقالی بر وضعیت امنیتی چگونه است؟ و  نهادهای دخیل در برنامه عدالت انتقالی  کدام ها استند و نگاه شان در رابطه با این برنامه چگونه می باشد؟

1.تاثیرات برنامه عدالت انتقالی بر وضعیت امنیتی

"یک تعداد از رهبران جهادی در راه تامین صلح، بازسازی نظام و تقویه نهادهای ملی طی پنج سال گذشته نقش مثبت  بازی کرده اند. چنین گزارشهای[بیانیه مطبوعاتی  11 دسمبر2006 سازمان دیده بان حقوق بشر] در تامین امنیت و ثبات افغانستان و تحکیم وحدت ملی  کمک نخواهد کرد و این نظریه سازمان دیده بان حقوق بشر که خود را حامی عدالت می داند نقض عدالت است." دفتر رییس جمهور کرزی.[i] همچنان پیام مجاهد، ارگان نشراتی مجاهدین افغانستان و  وابسته به حزب جمعیت اسلامی افغانستان، در سر مقالهء خود می گوید "میان سران مجاهدین و مقاومت با حلقه های مخالف دولت تماس های محرمانه ی  برقرار خواهد شد"[ii]  همچنان این نشریه در مقاله دیگر خود علاوه می کند "پیامد بلافصل [گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر] اختلافات، وابستگی بیشتر به بیگانه ها و به تعویق افتادن همدستی و یکپارچگی مردم افغانستان می باشد."[iii] نشریه مشارکت ملی- ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان مربوط به محمد کریم خلیلی- می نویسد "مزدبگیران کشورهای خارجی به چیزی کمتر از بدنامی جهاد افغانستان و دیگر گون جلوه دادن درخشان ترین فصل تاریخ این کشور، قناعت ندارند و این باعث شده است که کاسهء صبر مجاهدین اندک اندک لبریز شود و در برابر همه توطئه های پیدا و پنهان داخلی و خارجی، انگونه که اقتضا می کند، بایستد."[iv]

اما بر عکس دیدگاه های فوق که برنامهء عدالت انتقالی را برای وضعیت امنیتی افغانستان مضر می دانند، برخی دیگر معتقد استند که تطبیق برنامه عدالت انتقالی در تامین امنیت کمک می کند. از این جمله داکتر سیما سمر رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید "در برخی حملات انتحاری، مخالفین از کسانی که عدالت  بر آنها تطبیق نشده است و بسیار رنج دیده اند، استفاده می کنند. مثلا حمله که بر قوماندان خانو در هلمند صورت گرفت و در نتیجه آن 23 نفر دیگر به قتل رسید. تعداد از افراد بخاطر انتقامجویی به مخالفین می پیوندند."[v] همچنان نادر نادری مسوول بخش عدالت انتقالی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید "ما بخاطر رضایت یک فرد نباید ملیونها آدم دیگر را ناراضی کنیم، بدون شک حوزه روابط و حمایت یک فرد در تناسب با ملیونها افراد دیگر، بسیار کوچک است و نمی تواند امنیت را به چالش بکشد" همچنان وی علاوه می کند "تطبیق برنامه عمل عدالت انتقالی در اصلاح اداره های دولتی موثر است و در بهبود وضعیت امنیتی کمک می کند و در صورت عملی شدن برنامه، مردم به دولت بیشتر اعتماد می کند.[vi]"

بدون شک مسئله امنیت در افغانستان کنونی، داغترین و مهمترین موضوع بحث روز در راستای پروسه دولت سازی و آوردن ثبات در افغانستان، به شمار می رود و می شود ادعان کرد که موفقیت هر برنامه دیگر تنها با موجودیت امنیت در این کشور ممکن می گردد. در سال 2006  نا امنی ها نسبت به چهار سال قبل شدتی بیشتر یافت و نگرانی ها را نسبت به وضعیت امنیتی افزایش داد و موضوع امنیت را در صدر همه مسایلی دیگر در افغانستان، قرار داد. به علاوه اثرات مستقیم که در نفس نا امنی های سال اخیر وجود داشت، مشکلاتی دیگر را نیز در در برابر پروسه دولتسازی در افغانستان بوجود اورده است. اکثر برنامه های دیگر چون اصلاحات اداری، مبارزه با فساد اداری، مبارزه با مواد مخدر، پرداختن به کارهای زیر بنایی اقتصادی، اموزشی واجتماعی نیز بخاطر  این بی امنیتی ها، از توجه افتاد. برنامه عدالت انتقالی نیز یکی از مسایلی بود که دولت افغانستان کار را در مورد این برنامه دوسال قبل آغاز کرده بود اما بخاطر وخامت اوضاع امنیتی، از فهرست اولویت ها حذف گردید.

بایسته بود در کنار پرداختن به راه حل های مقطعی و کوتاه مدت نا امنی ها، دولت افغانستان و همکاران بین المللی اش، برنامه ها و استراتژی های دراز مدت خود را نیز برای ثبات دوامدار و درازمدت افغانستان پی ریزی می کرد و مسئله امنیت را از زاویه های دیگر نیز مورد مطالعه قرار می داد. اما تا هنوز چنین چیزی اتفاق نیفتاده است  و راه حل مشکل امنیتی تنها از طریق جنگ با مخالفین جستجو گردیده است. هیچگاهی روابط و تاثیرات متقابل پدیده های دیگر با امنیت مورد بررسی و کنکاش قرار نگرفته است؛ مثلا اگر در موردی فلان وزیر، فلان والی و یا فلان مقام بلند رتبه امنیتی حضورش در حکومت به نفع حکومت نبوده است و این آدم به جرایمی چون قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و ترویج فساد اداری دست داشته است، حکومت از خوف اینکه وضعیت امنیتی خراب نگردد و از ترس اینکه این ادم درصورت بازجویی شدن، ممکن در کنار مخالفین دولت قرار گیرد، از حضور این فرد در حکومت حمایت کرده است وجرئت نکرده است که آن شخص را از وظیفه اش برکنار نماید، و به جانب دیگر قضیه که بودن این ادم در این پست نارضایتی مردم را به همراه دارد، از امکانات و نام دولت برای افزایش قدرت ملیشه ای و محلی خود استفاده می کند، جرایم سازمان یافته و قاچاق مواد مخدر افزایش می یابد و این نهاد دولتی تحت کنترول این شخص، ضعیف باقی می ماند و اینها تمام خود عواملی هستند که بی امنیتی را بوجود می اورند، توجه نکرده است.

 از اینکه هدف اصلی عدالت انتقالی رفتن از جنگ به صلح  و حمایت از پروسه های در حال گزار بسوی دموکراسی است و از سوی دیگر جنایات و جرایم بزرگ و بی شماری که حد اقل در سه دهه اخیر تاریخ معاصر افغانستان بوقوع پیوسته است و تعداد قربانیان آن به ملیونها نفر می رسد، تطبیق عدالت انتقالی یک عنصر تاثیر گزار  بر وضعیت امنیتی به حساب می آید. بررسی و مطالعه استراتژی امنیتی مجزا از عدالت در مجموع واز عدالت انتقالی بطور خاص، کامل نمی باشد و در فقدان برنامه عدالت انتقالی در استراتژی های امنیتی، روی آن استراتژی  نمی توان اعتماد کرد. چنانچه از نگرش به نا امنی های سال اخیر این نتیجه بخوبی بدست می آید که تطبیق نشدن عدالت انتقالی یکی از عوامل مستقیم تقویه کننده   نا امنی ها بوده است.

به چند دلیل ذیل می توان به این نتیجه گیری دست یافت که تطبیق برنامه عدالت انتقالی نه تنها در تامین و بهبود امنیت اثر منفی ندارد که یکی از عوامل مهمی و موثر در بهبودی امنیت نیز می باشد:

الف: حمایت مردم از برنامه عدالت انتقالی

  نتیجه مشوره کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با 6000 تن از مردم افغانستان در باره تطبیق عدالت بالای مجرمین جرایم گزشته، نشان می دهد که 76.4% مردم فکر می کند که به محکمه کشاندن مجرمین امنیت را افزایش می دهد، 90.% مردم می گویند که تخطی کننده گان حقوق بشر از وظایف دولتی شان برکنار شوند و 86.8%  مردم خواهان تطبیق عدالت هستند[vii].


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

نادیده انگاشتن شورای ولایتی

نادیده انگاشتن شورای ولایتی

به مفهوم نادیده گرفتن مردم است

 

معرفی محمد علی نوید عضوی شورای ولایتی دایکندی

تهیه و تظیم: محمد رجا

 محمد علی

آقای نوید در ابتدا خودتان را برای خوانندگان نشریه صلصال معرفی نمائید؟

 بسیار تشکر از نشریه صلصال که لطف کردند که ما خود را به مردم معرفی کنیم خدمت شما عرض شود که اسم من محمد علی ، تخلضم نوید وپدرم ناظر ، ساکن ولسوالی میرامور ، ساکن قریه ونه ای برگر میرامور هستم . دوراین تحصیلات دوره ای ابتدائیه را درمتوسطه چرخ برگر دنبال کردم یک سال دیگر هم در متوسطه پالج برگر بودم . و دوران لیسه رامن در لیسه مسلکی زراعت ولایت فاریاب به پایان رساندم . وبعداز ان دوران دانشگاه زراعت را در مزار شریف بودم ویک مدت در ایران یک سری کورس های 6 ماه داشتم که در رشته دندان پزشکی بود البته ، در دوران طالبان بود که از اینجا فرار کردم وبعد طی چهار سال مهاجرت که در ایران بودم توانستم یک مقدار تحصیل کنم وبه طور عملی هم پیش ببرم . ودر همین مدت بر اساس مجبوریت های که بوده شغل معماری را هم آموخته ام وتجربیات که دارم بعد از ان مدت زیاد بعد از فراغت تحصیل ما در طول 12 سال بطور متواتر از طرف زمستان و بهار مکاتب را در سطح شهرستان به همکاری دوستان دانشجو فعال کردیم ومدت 12 سال را به حیث مدیر وسرمعلم ومعلم ایفای وظیفه کردم ودر لیسه فعلی چره برکگر ولیسه راباط برگر ، ازطرف زمستان ما کورس های مستعجل داشتیم ؛ در سطح قریه جات ومکاتب زمستانی را فعال می کردیم وبعدا مدت دوسال ما به عنوان سرپرست پروگرام واترشیپ در موسسه اغا خان که در ساحه بامیان فعالیت می کند در سه زون سرپرست پروگرام واتر شیپ بودیم . گروپ به نام ام ای دی بودند دران گروپ کار کردم وبعد اتفاق افتاد که تقریبا بعضی از اقوام ما را وادار کردن که تو بیا خود را در شورای ولایتی کاندید نما؛ در آخرین روزها بود که ثبت نام به پایان می رسید ما امدیم در نیلی ثبت نام کردم وبرگشتم ، از یک مرحله کمپاین از این چیزها زیاد اطلاع نداشتیم بعد باقی ماند زمان که شمارش آرا شروع شد . ودر وقت شمارش من هم خودم ناظر بودم واحول می گرفتم ودرزمان کمپاین پوستر هم به اندازه کافی نداشتم وبه تعداد یک هزار پوستر که یکی از شاگردان که فعلا در کابل فعالیت دارند که ایشان ان پوستر ها را به عنوان هدیه فرستاده بودند که از طرف بعضی دوستان وشاگردان دیگر پخش شده بود وان هم در ساحه برگر بود وفراتر از ان نرفته بودم . این بود که مرحله ای شورای ولایتی بعد از گذشت یک ماه که دوستان پیام دادند که بیا تو برنده شده ای در شورای ولایتی وگر نه من تقریبا چون انتظاراتم کم بود ، گفتم شرایط حکومت فعلا همانطور چندان مستحکم نشده اند وهنوز گفتم وارد نشوم ، بعد مردم کفتند جبرا به من گفت بیا و اگر در شورای ولایتی نیایی خانه تان را آتش می زنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

شماره 28 و 29

فبروری2007   شماره 28 و 29

 

اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره ها دارید، در اینجا بنویسید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان  | 

در رنگ و پوست منگر

در رنگ و پوست منگر    در پسند دوست بنگر

 

مصاحبه ی با علی بابا اورنگ

 

علي بابا اورنگ متولد سال 1351 اهل آبادي علودال جاغوري از توابع ولايت غزني باستان به قول خودش شانزده سال است که عابد معبد مقدس خط زيباي نستعليق است. و هر روزش را با نستعليق آغاز مي کند و با نستعليق به پايان  مي برد. و گفت وگويی که با اين هنرمند داشته ايم:

صلصال: هنر يعني چه؟

اورنگ: هنز يعني وفا، هنر يعني تعهد، هنر عشق به خوبيها و هنر يعني مناجات به درگاه حضرت حق.

صلصال:  مسووليت هزمند؟

اورنگ: فرستادن  روشنايي به اعماق قلب انساني.

صلصال:  دلسچسپي به کدام هنر بيشتر داريد؟

اورنگ: هنر خوشنويسي

صلصال: چرا؟

اورنگ:  بخاطر که هنر فرهيخته است.

صلصال:  کدام خط را مي نويسيد؟

اورنگ: نستعليق

صلصال: براي چه؟

اورنگ: چونکه زيبا است وعروس خطهاي اسلامي است.

صلصال:  واضع خط نستعليق چه کسي است؟

اورنگ: نستعليق  وراي  تخيلات و ذهن انساني است.  به سبب حاصيلخيزي روح هنرمندان متعهد به آنان الهام شده  و تجلي نموده.

صلصال:  فرق علم  و هنر در کجا است؟

اورنگ: در علم  دوام  است  و در هنر دوام  نيست. يک لحظه است که سراغ هنرمند مي آيد  و همان يک لحظه جاودانگي مي آفريند. علم آموختنی است ولي هنر فطري است.

صلصال:  ويژگيها ومشخصات هنرهاي ما کدام است؟

اورنگ: هويت هنري ما گم شده است وکسي در جستجوي آن هم نيست.

صلصال:  در کدام زمان و شرائط  هنر رشد مي کند؟

اورنگ:  در سايهء امنيت، آرامش وتوجه زمامداران.

صلصال:  شرائط و زمانه ما براي رشد وشکوفايي هنر چگونه است؟

اورنگ: شرائط نسبي خوب است ولي دولتمردان هيچگونه توجهي به هنر ندارند

صلصال:  انجمن خوشنويسان افغانستان کارش بکجا رسيده است؟

اورنگ: رسميت يافته ولنگ لنگان پيش   مي رود.

صلصال:  مهمترين بخش کاري انجمن چيست؟

اورنگ:  آموزش

صلصال:  شاگرد داريد؟

اورنگ: آری

صلصال:  چند نفر؟

اورنگ: پنج- شش نفر

صلصال:  براي چه؟

اورنگ:  لوحه نويسان هم کلاس خط دارند.

صلصال:  لوحه نويسي شرائط کورس را دارد؟

اورنگ: در اين وطن کدام کار به اهلش سپرده شده است که اين يکي!

صلصال: کدام تک بيت را بيشتر مي خوانيد؟

اورنگ:

    ترک کرم به عذر تنک مايگي مکن     

    برگي در آب کشتي صد مور ميشود.

صلصال: از صفات انساني کدام  را بيشتر دوست داريد؟

اورنگ:  راستي، صداقت، همدلي.

صلصال:  آدم خوبي هستيد؟

اورنگ: کوشش مي کنم.

صلصال:  مردم در مورد کارها وآثار شما چه نظر دارند؟

اورنگ:  از خودشان بپرسيد.

صلصال: دوستان وهمکاران تان چطور؟

اورنگ:  تعداد شان هنوز با نو آوري ها آشنا نيست ونمي دانند به همين خاطر موضع مي گيرند.

صلصال:  تا کي؟

اورنگ:  تا وقتيکه روح زمانه وخواسته هاي زمانه خودرا درک نکرده اند.

صلصال:  در تنهايي ها چه زمزمه داريد؟

اورنگ:  الهي وربي من لي غيرک

صلصال:  کلام آخر؟

اورنگ:  آرزو دارم همه انسانها مثل نستعليق زيبا رشد کنند ومثل نستعليق صميمي ودوست داشتني باشند.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

مولوی اسلام محمدی کشته شد

مولوی اسلام محمدی کشته شد

پليس می گويد مولوی اسلام محمدی، پيش از ظهر جمعه (6 دلو) زمانی که در حال رفتن به نماز جمعه بود، در نزديکی خانه اش هدف گلوله يک فرد ناشناس قرار گرفت و کشته شد .ازمری بشری سخنگوی وزارت داخله افغانستان می گويد هنوز کسی به اتهام دست داشتن در قتل آقای محمدی بازداشت نشده است.

ولی به گفته او، در بررسی های اوليه از يک خانه در نزديکی محل حادثه، سلاحی که گمان می رود آقای محمدی به وسيله آن کشته شده به دست پليس افتاده است.آقای محمدی، پيش از سقوط طالبان، از مقامات دولتی اين گروه و از افراد بلند پايه حزب حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مولوی محمد نبی محمدی بود. مولوی اسلام محمدی در زمان حکومت موقت مجاهدين در پاکستان، از اعضای کابينه در تبعيد بود و در زمان حکومت طالبان به عنوان والی باميان کار می کرد. و در جریان حکمروایی وی در مناطق تحت کنترولش در سمنگان و در زمان والی بودنش در بامیان، ستم های بی شماری از طرف طالبان بر مردم صورت گرفته است.

هيچ گروهی تاکنون مسئوليت سوء قصد به جان نماينده پارلمان افغانستان را به عهده نگرفته است.اما چنين حملاتی در افغانستان بی سابقه نيست و معمولاً به شبه نظاميان باقی مانده از رژيم برکنار شده طالبان نسبت داده می شود. در گذشته نيز، شماری از اعضای پارلمان افغانستان در شهرهای مختلف اين کشور هدف قرار گرفته و کشته شدند. چندی قبل سوی قصدی بر خانم شکیلا هاشمی وکیل پارلمان در شیرپور، انجام شد که به اثر آن دخترش به قتل رسید.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

شورای ولایتی رااز خود بدانید

شورای ولایتی رااز خود بدانید

مصاحبه و معرفی جواد ضحاک ، عضو و رییس کمیته مبارزه با فساد اداری  شورای ولایتی بامیان

 

تهیه و تنظیم:  عبدالجمیل تابش

 

لطفا خود را معرفی نمایید؟

اسم من جواد است و لقب من ضحاک می باشد. اسم پدرم غلام است. متولد 1344 می باشم. در ولایت بامیان، ولسوالی یکاولنگ، قریه قفقول سیاه دره به دنیا آمده ام. تا صنف 12 درس خوانده ام.

وظیفه شما در شورای ولایتی چه است؟

من عضو شورای ولایتی بامیان استم و رییس کمیسیون مبارزه با فساد اداری این شورا می باشم.

در مبارزه با فساد اداری تا هنوز چه کارهای را انجام داده اید؟

البته تا هنوز یک مقدار کارهای انجام شده است و با گذشت هر روز کارها بهتر می شود. مردم کم کم با شورای ولایتی و فعالیت هایش اشنا می شود و عرایض ومشکلات خود را به شورا می رساند و همچنان در آغاز از اینکه خیلی چیزها بین ولایت وشورای ولایتی تعریف ناشده و مشخص ناشده بود باید راهکارهای ایجاد می شد و فعلا داریم از این مرحله می گزریم. شورای ولایتی هم وظایف و مسوولیت های خودرا می شناسد و ولایت هم از موقف و مسوولیت های ان اگاهی بدست می اورند.

کارهای که تا هنوز انجام شده است شاید چیزی نباشد که وظیفه شورای ولایتی ایجاب می کرد و باید انجام می داد ولی بازهم مواردی خوبی است که شورا انجام داده است. به نظر من مهمترین چیزی که مقداری در ان رستا کار شده است این است که مردم کم وبیش با شورا اشنایی حاصل کرده اند و بخاطر حل مشکلات شان به ادرس شورای ولایتی مراجعه می کنند. بدون شک مبارزه با فساد اداری در نبود همکاری و در نبود اعتماد مردم ممکن نیست. همچنان طرف دیگر که مامورین دولت است نیز کم کم با حضور شورای ولایتی عادت می گیرند و این شورا را به عنوان یک ارگان نظارت کننده می پزیرد.

از مسوولیت های قانونی که در قانون شورای ولایتی برای شوراهای ولایتی داده شده است راضی هستید و فکر می کنید که با این صلاحیت های داده شده شورای ولایتی می تواند کار کند و در بهبودی کارهای دولتی موثر واقع شود؟

در این باره باید عرض کنم که در اغاز قانون شورای ولایتی خیلی خوب نبود و وظایف پیشبینی شده در قانون شورای ولایتی خیلی تشریفاتی بود و این مناسب با وکلای مردم نبود یعنی ارگان که از مردم رای میگیرد واز طرف مردم مستقیما انتخاب می شود نباید به ان اندازه بی صلاحیت باشد اما بعد از رفتن این قانون به پارلمان صلاحیت های این شورا ها کمی افزایش یافت. گرچه به نظر شخصی من هنوز هم این صلاحیت ها کافی نیست و باید بیشتر از این و صلاحیت اجرایی نیز داشته باشد و لی بازهم در تناسب با قانون قبلی شوراهای ولایتی بهتر شده است.

اگر حکومت افغانستان هدفش خدمت به مردم است باید نماینده های مردم از صلاحیت بیشتر برخوردار باشد و روی نماینده های مردم اعتماد کند. اگر این کار را نکند شورای ولایتی چه مفهومی دارد و  با ارای مردم بازی نکند و سیاست فریب مردم  را نباید درپیش گیرد. امیدوارم در اینده قانون شورای ولایتی بیشتر تغییر کند و صلاحیت های این شورا بیشتر و بیشتر گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

نظریاتی تعداد از مردم بامیان

نظریاتی تعداد از مردم بامیان

در باره شورای ولایتی این ولایت

 

حبیبه، شاگرد سواد اموزی در بامیان

من در باره شورای ولایتی هیچ معلومات ندارم. از دولت و این شورا می خواهم که برای خانمها زیاد کار کند چون خانمها در بامیان خیلی مظلوم است سواد ندارند و وضعیت زندگی شان خوب نیست از لحاظ صحی نیز همکاری کند و شورای ولایتی که از مردم رای گرفته است باید و باید برای مردم خصوصا برای خانمها کار کند.

 

محمد مهدی،  بامیان

من به یکی نفری رای دادم که  فعلا عضو شورای ولایتی نیست و کامیاب نشده در انتخابات. در اول نمی فهمیدم که شواری ولایتی چه وظیفه دارد زیاد نمی دانستم ولی فعلا می دانم که این شورا در مقابل رشوه و فساد کارمندان ولایت کار می کند و این بسیار خوب است که کارمندان و مامورین ولایت و ولسوالی ها از مردم رشوه نگیرند.

هرکس نظر خود را دارد ولی به نظر مه شورا ولایتی بهتر از ولایتش نیست همان رقم که قبلا دفتر های ولایت کاری نمی کرد یالی شورا هم کاری نمی کند پس فرق بین اینکه مردم رای داده است و با انکه رای نداده است چه است؟ حتی اگر بگویم در زمان علی یار کارهای بهتر و خوب تر برای مردم شد شاید مبالغه نباشد و همه مردم بخوبی می دانند ولی بعد از اینکه شورای ولایتی امد و دولت خواست که کارهای خوب تر کند ان کارهای که قبلا انجام شدنی بود نیز متوقف شد.

حالا هم دل شورای ولایتی برای مردم کار می کند یا نمی کند رای راخو از مردم گرفته است و دارای معاش و نام و نشان شده است و اینکه مردم به یاد شان است یا نیست از وجدان های شان سوال کنند. مه باور دارم اگر به مردم نیت نیک نداشته باشند و برای مردم صادقانه کار نکنند یک روز نه یکروزی مورد بازجویی قرار خواهند گرفت و مردم سوال خواهند کرد که برادر و خواهر ما برای تان رای دادیم خودت چه کردی. امیدوارم شورای ولایتی روزهای اینده شان را فراموش نکنند و با بیکاری های شان موقعیت خودرا در بین مردم شان خراب نکنند.

 

نظر احمد، دانشجو

نمی دانم برادر که امی بامیان چه رقم مشکلات دارد که هیچ حل نمی شود و هیچ کس در غم وغصه این منطقه نیست هرکسی که والی شده و ولسوال شده وقومندان شده و هرچه شده و عضو شورای ولایتی شده و از مردم رای گرفته است، زمانیکه در چوکی نشسته است مردم از یاد شان رفته است. مردم بیچاره چه کند در یک روز خیلی سرد برفی در روز انتخابات زن ومرد امدند رای دادند و فعالانه شرکت کردند و امید داشتند که شاید از یان طریق مشکلات شان حل گردد اما بازهم یک سال بیشتر از این انتخابات هم میگزرد ولی هیچ کاری صورت نگرفته است و کرزی هم در بامیان امد به مردم وعده های زیاد داد ولی تمام یک گب بود که گذشت و فقطه خواست مردم را فریب بدهد.

شورای ولایتی باید خود را در مقابل مردم مسوول احساس کند و برای مردم از فعالیت های خود گزارش بدهد اما تا هنوز چنین نشده است البته خوب شده که نشریه صلصال بعضی فعالیت های این هارا گزارش می دهد و لی خود شان کدام کاری دیگری انجام نداده است و این بسیار بد است چون مردم در تاریکی قرار دارند. اگر واقعا هدف شورا خدمت به مردم است باید خود را با مردم نزیدک بسازند و کوشش کند که فاصله بین انها ومردم ایجاد نشود.

تقاضای من از شورای ولایتی این است که تا انجای که توان دارند برای مردم کار نمایند و خدای نخواسته در عوض خدمت یک برای مردم خیانت نکنند و نام شورای ولایتی که یک ارگان مردمی و برای مردم است را نام بد نکند. اگر این بار شورای ولایتی بد نام شوند در انتخابات بعدی مردم در انتخابات شرکت نمی کنند.

. با امید اینکه در انتخبات بعدی مردم بامیان با هوشیاری وبیداری خوبتر وبیشتر رای بروند.

 

نبی تیموری

از شورای ولایتی زیاد راضی هستیم و انها کار های خوب انجام می دهند. برای مردم کار می کنند وبرای مدرم خدمت می کنند. از خدا برای شان توفیق ارزو دارم که برای مردم بیشتر مصدر خدمت شوند. مردم زمانیکه مشکلات داشته باشند می روند با شورای ولایتی صحبت می کنند وانها مشکلات شان را حل می کنند. مردم دعوا عریضه اگر دارند انها همکاری می کنند.

در باره کارهای آنها زیاد معلومات ندارم همین قدر می دانم که برای مردم خدمت می کنند و با مردم کمک می کنند که حق شان را کسی نگیرند. ما از والی راضی هستیم و از شورای ولایتی راضی هستیم و یک تعداد کارمندان دیگر ولایت خوب نیست و همچنان بعضی ولسوال ها خوب نیستند وانها مردم را ازار واذیت می کنند و از والی وشورای ولایتی سوال داریم که چرا انها را تبدیل نمی کنند و از انها تقاضا دارم که تنها فکر شان طرف مرکز بامیان نباشند بلکه ولسوالیهای این ولایت را  نیز انجا نیز باید کار کنند و به مشکلات مرد رسیدگی کنند و  بررسی کنند که ولسوال ها در انجا چه کارها می کنند.

یکی از چیزهای دیگر که من می خواهم از طریق نشریه شما برای شورای ولایتی بگویم این است که شورای ولایتی باید یک جلسه هفته وار و یا ماهوار با مردم داشته باشند ونظریات مردم را بدون سانسور وازادانه بشنوند و بعد مطابق مشکلات و نظریات انها اقدام کنند. اما تا انجای که من می دانم خیلی مردم هنوز دفتر اینها را نمی دانند. این کاری درستی نیست. همچنان اینها باید سفر های منظم در ولسوالی ها داشته باشند و در انجا نیز با مردم دوستانه بینشینند وحرفهای انها را گوشش کنند و دردهای انها خبر شوند.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

جوانان آینده سازان کشوراند

جوانان آینده سازان کشوراند

 آنها نباید عقده ی  شوند

 

مصاحبه و معرفی محمد سجاد محسنی(بابه محسنی) عضو و رییس کمیته حقوق شورای ولایتی بامیان

تهیه و تنظیم:  عبدالجمیل تابش

 

ابتدا خود را معرفی نمایید؟

این جانب محمد سجاد محسنی فرزند مرحوم محمد بخش کربلایی ساکن قریه خولنکاش مرکز ولایت بامیان استم. 52 سال سن دارم. فعلا مسوول کمیته حقوقی شورای ولایتی ولایت بامیان هستم.

از تجربه های تان بگویید؟

بعد از کودتای ارتش سرخ شوروی ما مدت سیزده سال جنگ رویا روی با ارتش روس داشتیم و من هیجگاهی از کشور خارج نشدم. بعد از بیرون شدن روس ها از افغانستان مشغول فعالیت های سیاسی و اجتماعی بودم و با احزاب گوناگون همکار بودم، با حزب حرکت اسلامی و حزب وحدت اسلامی همکاری داشتم وهمیشه درخدمت مردم وجامعه بودم. حتی در زمانی که طالبان آمدند و مدت سه سال در بامیان باقی ماندند، من هیچگاهی مردم خود را رها نکردم و در بین مردم خود بودم، هر زجر و شکنجه ای را که دیدم بالاخره، لازم ندیدم که از مردم خود جدا شوم.

تحصیلات تان در چه سطح است؟

من مرحله اول تحصیل علوم دینی را در نزد پدر بزرگوارم که یک روحانی بود، آغاز کردم و بعدا نیز در مدارس منطقه و در کابل در مدرسه تپه سلام درس خواندم و تا سطح عالی  علوم دینی درس خوانده ام.

در مورد فعالیت های اجتماعی تان بگویید؟

خدمت شما عرض کنم که زمانیکه با حزب حرکت اسلامی افغانستان همکاری می کردم مسوولیت نظامی به عهده من بود و بعدا هم مسوولیت فرهنگی داشتم. فعلا هم در سرآسیاب ولایت بامیان کانون فرهنگی دارم بنام کانون فرهنگی امام حسن مجتبی که درسهای دینی و قرانکریم تدریس می شود و یک انجمن فرهنگی است بنام فاطمه الزهرا که مربوط خواهران است.

از مشکلات ولایت بامیان چه چیز ها برایت خیلی برجسته مینماید؟

مشکلات مردم مرکز ولایت بامیان در حدی نیست که ما آن را بشماریم.  در عرصه های مختلف مشکلات زیادی دارد، ما از کابل تا بامیان و تا ولسوالی های بامیان حتی یک وجب سر قهر نداریم، این مشکلات، مشکلات کمر شکن است، مشکلاتی محروقات است، مردم در زمستان سوخت ندارند و مشکلات دیگر این است که در بسیاری ساحات مردم دسترسی به اداره های دولتی ندارند، مردم اگر بخواهند عریضه خود را به مرجعش برساند باید دو سه روز پیاده روی کنند تا در انجا برسند، بعد در ولسوالی ها هم مشکلش حل نمی شوند، پارتی بازی و رشوه وجود دارد فساد اداری هم در کشور غوغا می کند، چیزی را که بنده احساس می کنم در این اواخر فساد اداری یک مقدار کم شده، بعد از این که شورای ولایتی روی کار آمده و یکسری اقدامات را  انجام داده بعد از این که جلسات و سلسله مباحثات که با محکمه و بعضی  ارگانهای دولتی داریم رشوه ستانی یک مقداری کمتر شده و حتی فساد در نوع دیگر خود که عبارت از پارتی بازی و واسطه بازی باشد در خود ولایت کم است اما در ولسوالی ها به روشنی احساس می شود. اگر در یک ولسوالی یک طرف دعوا یک پولیس همکار داشته باشد دیگر دعوای طرف مقابل بازخواست نمی شود.

به نظرشما عامل بوجود آورنده مشکلات چه است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان 

مامورین دولت رشوه را حق خود می دانند

مامورین دولت رشوه را حق خود می دانند

مصاحبه با محترم محمد احسانی عضو شورای ولایتی بامیان

 

تهیه و ترتیب: عبدالجمیل تابش

 

لطفا خود را معرفی نمایید؟

اینجانب محمد احسانی فرزند صفدر علی از ولسوالی پنجاب ولایت بامیان هستم و متولد سال 1355 می باشم. تحصلات علوم اسلامی دارم و در مدت 14-15 سال در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل بودم و تا سطح فوق لیسانس در رشته علوم اسلامی درس خوانده ام و در سال 1383 به عنوان مدرس در داخل کشور عازم شدم و قبل از ان هم به عنوان مبلغ در اینجاامدم ودرا سال 1376 یک مدرسه علمیه در اینجا تاسیس کردیم وسال 1381 هم یک کتابخانه تاسیس کردیم که اقشار مختلف جامعه از ان استفاده می کنند. در سال 1376 هم در جریان جنگهای داخلی و احزاب، موفق شدیم پنج شش باب مکتب دخترانه و پسرانه را در داخل تاسیس کنیم و در  ایران هم موفق شدیم تا چهار پنج باب مکتب را برای فرزندان مهاجر ایجاد کنیم که در داخل شهر قم  در مناطق محروم مانند سرکره ها مردم مهاجر در انجا مشغول کاربودند و همچنین در شهرستان کرج دو سه باب مکتب برای مهاجرین فعال کردیم و مرکز فرهنگی بنام مرکز فرهنگی ابوریحان در انجا تاسیس کردیم که عده وسیعی از نونهالان و جوانان استفاده می کردند. بعد از مجموعه این فعالیت ها وقتی زمینه کار در داخل فراهم شد با تشویق وترغیب عده از فرهنگیان، عملا در جمعی از مردم در شورای ولایتی کاندند شدم ودر شورای ولاتی راه پیدا کردم و فعلا در اینجا فعالیت می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای نوسندگان