نظریات
شماره 23
سه شنبه 24 اسد/1385-15 آگست 2006
بخش نظریات
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید در اینجا بنویسید.
هفته نامه سیاسی، فرهنگی واجتماعی- چاب کابل
شماره 23
سه شنبه 24 اسد/1385-15 آگست 2006
بخش نظریات
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید در اینجا بنویسید.
ديدگاه چند تن از مقامات
در باره كوچي ها
محقق، معاون ولسي جرگه: چه كنم كه خاطر استاد سياف نازك است مي رنجد وگرنه يك كاري مي كردوم.
خليلي، معاون دولت: اگر از كوچي بگويم بايد چوكي را فراموش كنم و اين به مصلحت هزاره ها نيست.
كاظمي، عضو ولسي جرگه: در انتخابات راي ضرورت داشتم كه بدست آوردم، حالا كوچي ها و هزاره ها مي فامد كارشان! اگر بازهم راي ضرورت شد، خدا مهربان است كه اين بار بيشتر از قبل از اگان جاي پيسه پيدا شود.
كرزي، رئيس دولت: كوچي ها ره من گفتم كه تا دايكندي برويد ولي آنها از بهسود برگشتند. من حتماً از گوش شان مي كشم!
اشرف غني، رئيس دانشگاه كابل: براي برادرم گفتم كه غمي كوچي ها بخور و شبانه براي شان امكانات روانه كن.
انورالحق احدي، وزير ماليه: مه خو تا اخر استاده استوم كه كوچي ها بروند.
فاروق وردك، وزير همه كاره كرزي: بسيار تلاش كردم تا هيئت هاي بي خاصيت براي بررسي قضاياي كه كوچي ها در هزارجات خلق كرده است، فرستاده شود. نمي فاموم چه كاركنم مه خو بلدي ازينا ده چوكي در انتخابات در نظر گرفتوم در حاليكه بسياري از اينا پاكستاني استند. دلم ميشه كه ديگه به اينا كار نگيروم چون اينا شدني نيست و دراشاره نمي فامد.
ضرار احمد مقبل، وزير داخله: هرچه مردم از كوچي شكايت كردند من گذارش دادم كه كوچي ها در منطقه مشكل ندارد. اگر از قتل هم خبر دادند ناشنيده گرفتم.
عبدالرحيم وردك، وزير دفاع: مردم مي گويند چرا كوچي ها مسلح است، فكر مي كنم خبر ندارند كه پروسه خلع سلاح شامل كوچي ها نمي شوند.
جنرال دوستم، جنرال خانه نشين: اگر به من اجازه داده شود، نباشه با كوچي ها چنان رفتار كنم كه ديگر از زور گويي پشيمان شوند.
شيخ آصف قندهاري، ملا امام: به نظر من آمدن كوچي ها از نظر شرعي كدام اشكال ندارد. راستش فتوا دادن هم در اينجه كاري آسان نيست چون يك طرف قوما است و طرف ديگر هم كساني استند كه نان و نمك شان را خورده ام و از نام همينها به نان و نام رسيده ام.
كوچي گري، يك پروسهء خصومت ساز ملي
تیمور
قسمتی از نوشته: کوچی گری و رفتن کوچی ها در هزارجات یک پروسه سیاسی است، دقیقاً پس از قتل عام عبدالرحمن خان، سیاست سرکوب و غصب اراضی هزارجات از طریق های گوناگون تعقیب شد. خطر ناکترین این سیاست که نزدیک به یک قرن مردم هزارجات را تحت شکنجه و فشار قرار داده است پروسه آوردن کوچی ها است.
کوچی ها برای مردم مناطقي که راه عبور و مرور آنها از بالای مناطقي شان قرار دارند، بد تر از بلايای اسماني است که نازل می شود. مثلاً یکی از بلا هاي وحشتناك آسماني، سیلاب است. سیلاب وقتی می آید مزارع را می برد. خانه های را خراب می کند و جان آدم ها را می گیرد. ولي این حادثه برای یک مقطع کوتاه است و می گذرد. اما کوچی ها مزارع را می خوراند، خانه ها را خراب و منطقه را نا امن می سازد نه برای یک لحظه که برای روزها و ماه ها و هر سال. یعنی در یک منطقه هر روز سيلاب وحشت، کشتن، خوراندن مزارع و... توسط انبوه مواشی و لشکر کوچی ها جاری می شود.
حامدكرزي
و آزمايش هاي بي هوده
جلیل بینش
قسمتی از نوشته: اصلاحات اخیر پولیس، تقرري دو باره والی ارزگان، تعیین قومندان عطا به عنوان حاکم بلا منازع و مادام العمر مزار و در بست در اختيار قرار دادن مزار به قومندان عطا و گماشتن شیر علم به عنوان والی غزنی، نمونه های برجسته ي روي گرداني كرزي از مردم و توسل وي به آزمايشهاي بي هوده است.
آورده اند که یعقوب لیث سرداری از بستگان خود را در لشکر داشت بنام ازهر. در یکی از جلسات عمومی دربار پس از پایان جلسه، متوجه شدند که ازهر از جای خود بر نمی خیزد. يعقوب خطاب به او گفت: "جلسه پایان یافته است، تو را چه شده که از جای خود بر نمی خیزی؟" ازهر جواب داد: "جانم به فدایت، انگشتم در یکی از حلقه های تزئینی پشتی گیر کرده است. هر حیلتی که کردم، موثر نیفتاد و من همچنان در بند این انگشت در بند هستم."
يعقوب بی درنگ فرمان داد زرگری را به دربار فراخواندند و او با بریدن حلقه، انگشت ازهر را آزاد کرد. چندی گذشت و جلسه ای دیگر برگزار شد. بار دیگر همین اتفاق افتاد و انگشت ازهر در حلقه پشتی گیر کرد. چون از او پرسیدند، چرا از حادثه ی گذشته عبرت نیندوختی؟ جواب داد: "خواستم امتحان کنم که آیا حلقه پشتی گشاده تر شده است یا نه؟!"
حزب وحدت
تشکیلاتی که از درون پوسیده است
فرید خروش
قسمتی از نوشته: هرچند که حزب وحدت مردم نیز در پی ائتلاف سیاسی محمد محقق با عبدالرب رسول سیاف به میزان زیادی محبوبیت مردمی اش را از دست داده است.ولی این از دست دادن محبوبیت به این معنا نیز نیست که دوباره نفوذ حزب وحدت اسلامی در بین مردم افزایش یافته است.
استقرار وضعيت جديد در افغانستان پس از سقوط طالبان، در كنار تأثير بر ساير حوزه هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي، چارچوب بازيگران قدرت، يعني احزاب سياسي را نيز متأثر ساخته است. هرچند كه اكثر اين احزاب سياسي همچنان بر اهداف و راهكارهاي پيشين شان به عنوان يك آرمان مقدس تأكيد مي ورزند، اما به تغيير و تبديل فضای سياسي و اين موضوع نيز بي توجه نبوده اند كه پس از اين قاعده بازي سياسي به میزان زيادي تغيير يافته است. به تعبير ديگر آنان تغيير فاز از وضعيت آنارشيك جنگي به وضعيت استقرار نظم و بازي دموكراتيك را به خوبي دريافته اند و به همين علت هركدام به فراخور توانايي شان تلاش دارند خود را با وضعيت جديد تطبيق داده و حداقل در ظاهر هم كه شده بازي در چوكاتِ روش های جديد را بپذيرند. از سوي ديگر، تأثيرات يادشده هم به لحاظ تفاوت ماهيت ساختاري اين احزاب با نيازهاي جديد و هم بدين لحاظ كه اين تأثيرات بسيار ناگهاني و در كوتاه مدت اعمال گرديد، براي تعدادي از احزاب موجود فعلي بسيار شكننده بوده است. بطوري كه برخي از آنها عملاً با فروپاشي تشكيلاتي روبرو گرديده و در واقع موجوديت فيزيكي و عملي شان را از دست داده است.
از معلمين به عنوان
مبلغين صلح استفاده كنيم
گفتگويي اختصاصي با محترم اسماعيل اكبر محقق و تحليل گر مسائل سياسي افغانستان، در باره بي امنيتي ها و چالشهاي كه اخيراً در برابر دولت افغانستان قرار گرفته است.
قسمتی از مصاحبه: كنفرانس بن با همان خشت و مثاله سابقه كه محصول جنگ وکشمکش ها و برخوردها بود و با همان ساختار هاي قبلي، بناي سياسي را گذاشت. به مسائل اجتماعی افغانستان هم یک برخورد مصلحتی و سطحی صورت گرفت که گویا حل مناسبات میان اقوام افغانستان و تامین عدالت اجتماعی با عزل و نصب چند وزیر از این و آن قوم آن هم به پیشنهاد تنظیم ها حل می شود.
دایکندی بعد از بامیان، امن ترین ولایت افغانستان است
مصاحبه و معرفی ملا محمد ابراهيم رحماني بلوچ، معاون شورای ولایتی دایکندی.
موضوع مصاحبه نقش شورای ولایتی دایکندی در بهبود وضعیت امنیتی این ولایت می باشد.
قسمتی از مصاحبه: در ولسوالی چارچینه ارزگان تقریباً هشت ماه می شود که طالب ها در انجا حاکم است. در این ولسوالی طالب ها شورا ها درست کرده است و مشکلات مردم را حل وفصل می کند. متاسفانه این بی امنیتی ها در ولسوالی های همجوار دایکندی مثل کجران وقبلاً گیزاب، نیز بعضی اوقات تاثیر می کند.
صلصال: خود را معرفی کنید؟
بلوچ: اینجانب ملا محمد ابراهیم رحمانی بلوچ فرزند محمد صفدر هستم. از قریه تافی ولسوالی کجران ولایت دایکندی می باشم. در 1348 متولد شده ام. تا صنف 5 در مکتب متوسطه کجران درس خوانده ام و بعد از آن کودتای ثور 1357 بوقوع پیوست و مکاتب بسته شد. بعد از آن درسهای دینی تا کتاب سیوطی را خواندم.
بازار براي صنايع دستي زنان وجود ندارد
مصاحبه و معرفي فاطمه هاشمي
عضو شوراي ولايتي دايكندي
صلصال: خود را معرفي کنید؟
فاطمه هاشمی: من فاطمه هاشمی استم. 22 سال عمر دارم. در پاکستان متولد شده ام. در ایران درس خوانده ام و مدرک فراغت صنف 12 را دارم. هنوز ازدواج نکرده ام. در ایران جزء همکاران سازمان حلال احمر بودم و یکسال با موسسه خیریه اکشن در دایکندی کار كردم. فعلاً در دایکندی زندگی می کنم و عضو شورای ولایتی اين ولايت هستم.
صلصال: شما بطور عمومی وضعیت معارف را در دایکندی چگونه می بینید وتعریف شما از معارف این ولایت چگونه است؟
شماره ۲۲
سه شنبه ۱۰ اسد/ ۱ آگست ۲۰۰۶
نظریات
اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید در اینجا بنویسید.
تظاهرات علیه سیاف سه قربانی گرفت
یکی از موضوعات جنجال برانگیز و پر سر و صدای که دامنگیر مردم و دولت افغانستان در این چند سال اخیر بوده است و همواره نارضایتی ها و حتی زمینه ساز آشوب های کوچک و بزرگی نیز شده است، مسئله ملکیت های زمین وشهرک سازی ها در افغانستان می باشد. عمدتاً کسانی که متهم به غصب زمین شده اند و طرف دعوا با مردم و یا دولت بوده اند، مقامات بلندرتبه دولتی و یا شخصیت ها و قومندانهای جهادی بوده اند. یکی از این نمونه ها، زمین های شیرپور بود که به زور توسط مقامات بلندرتبه دولتی و جهادی تصرف شد و ساکنین قبلی آن که جزء فقیرترین شهروندان کابل به شمار می رفتند، به زور اخراج گردید و از شیرپور یک محله اشراف نشین ساختند که به عنوان یکی زورآباد های شهر کابل، در تاریخ افغانستان به ثبت رسید.
در چند روز اخیر نیز چندین تظاهرات پی هم از سوی مردم پغمان علیه کسانی که به ادعای آنها زمینهای شان را غصب کرده اند، صورت گرفت. به باور این مردم در سردسته افراد که زمین های شان را به زور تصرف کرده است، عبدالرب رسول سیاف یکی از رهبران پرآوازه مجاهدین می باشد. گرچه گفته می شود تعداد بیشتری از رهبران مجاهدین در این معامله شریک هستند اما دلیل اینکه چرا تنها آقای سیاف با این مردم در تقابل قرارگرفته است، هنوز روشن نیست.
قرار گزارش های منتشر شده، تا هنوز سه نفر از مردم پغمان در این تظاهرات به قتل رسیده اند. تظاهرات مردم پغمان و قتل سه تن از آنها، بعد از شیرپور بدترین مورد جنجال و بدنامی برسر زمین به شمار می رود که در این چند سال اخیر بوقوع پیوسته است.
همچنین شکایات زیادی علیه بلند منزلهایی که در حومه و شمال شهر کابل ایجاد شده است، از سوی مردم وجود دارد. انتظار می رود که دولت یک استراتژی مشخص و شفافی را برای حمایت از ملکیت های دولتی و مردم روی دست گیرد و جلو ادامه زورآباد ها را سد نماید. البته این چیزی است که در سالهای گذشته هرگز ممکن نگردید.
یورش کوهستان پایان یافت، قهر کوهستان آغاز شد
جنگ در افغانستان فرسایشی می شود
رهاورد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آغاز و تداوم بیش از انتظار عملیات بزرگ «یورش کوهستان» توسط نیروهای ائتلاف علیه شورشیان طالب در ولایات جنوبی از دید مردم افغانستان و جامعه بین المللی هم قابل درک بوده است و هم اجتناب ناپذیر. اما به موازات این اجتناب ناپذیری، به درازا کشیده شدن این عملیات و اینکه تا چه میزان بر توانایی های این گروه تاثیر تعیین کننده داشته، بسیاری از کارشناسان سیاسی و نظامی و حتی دولت افغانستان را با تردیدهای جدی مواجه ساخته است. عملیات یادشده اکنون به پایان رسیده است و قرار است بعد از چند روز وقفه، عملیات مشابهی تحت عنوان «قهر کوهستان» دوباره در ولایات جنوبی آغاز شود که این امر بیش از هر چیزی بیانگر این است که عملیات یورش کوهستان به رغم شدت و زمان طولانی اش نتوانسته است تاثیر قابل ملاحظه ای بر تحرکات نظامی طالبان داشته باشد. بویژه اینکه در عملیات یورش کوهستان تلفات افراد غیر نظامی نیز افزایش یافت و این امر می تواند پیامدهای بسیار منفی را برای نیروهای ائتلاف، و فرصت های تبیلغاتی مهمی را برای طالبان به همراه داشته باشد.
واقعیت امر این است که طالبان نسبت به سه سال قبل از نفوذ به مراتب گسترده تری بین مردم ولایات جنوب برخوردار است و این نفوذ آنان نه از راه توانایی نظامی شان، بلکه در نتیجه اشتباهات نیروهای آمریکایی هنگام عملیات در این مناطق و طولانی شدن روند بازسازی بوده است.
باززایی طالبان از زیر عبای شیخ ربانی
فرید خروش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوازده سال پیش هنگامی که ظهور راز و رمزآلود و دور از انتظار طالبان مردم افغانستان را حیرت زده کرده بود، در تحلیل و تبیین عوامل این ظهور عجیب، تمام توجهات به سمت عامل خارجی و بیرونی یعنی پاکستان و توانایی های خارق العاده و واقعی و غیرواقعی سازمان استخبارات این کشور(ISI) معطوف گردید و به این ترتیب بیان و تحلیل بسیاری از زمینه های سیاسی داخلی ظهور طالبان در زیر هیاهوی افسانه سازی از قدرتISI گم شد.
در سال 1371 مجموعه عوامل و فعل و انفعالات سیاسی و نظامی که منجر به سقوط حکومت داکتر نجیب الله گردید آنقدر سریع اتفاق افتاد که بسیاری از گروهای سیاسی- نظامی موجود در افغانستان را غافلگیر کرد. خوش چانس و برنده این وضعیت غافلگیر کننده حزب جمعیت اسلامی به رهبری برهاندالدین ربانی بود که به مدد نزدیکی موقعیت این حزب به شمال کابل، قبل از ورود رقبا تسلطش را بر قلب پایتخت و مراکز دولتی مستحکم کرد. آنچه که پس از آن و در فردای این تسلط یک جانبه روی داد، یک تراژدی مصیبت بار و یک فاجعه بزرگ انسانی بود که هزاران انسان را به دامن مرگ فرستاد. در پرتو رقابت های قومی، حزبی و شخصی، حزب جمعیت به رهبری برهان الدین ربانی، اما مسؤولیت بلامنازع و مستقیم احمدشاه مسعود، نه تنها از ورود نیروهای حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار به داخل شهر کابل جلوگیری به عمل آورد، بلکه انحصارطلبی این حزب، جنبش ملی اسلامی و حزب وحدت را نیز وارد ماجرا کرد و بدین ترتیب در یک جنگ همه جانبه ظرف مدت سه سال کابل به تلی از خاک و خاکستر تبدیل گردید. سه سال تمام طول کشید تا مشخص شد که حزب جمعیت اسلامی- که نه تنها از یک قوم معین، بلکه از یک دره مشخص نمایندگی می کرد- حتی حاضر نیست به تناسب حضور جمعیتی هر قوم آنان را در قدرت سهیم کند. وقتی حزب اسلامی که مدعی نمایندگی از یک قوم معین دیگر در کشور بود نتوانست توفیقی در ورود به کابل به دست آورد، برای نخستین بار زمینه برای ظهور یک گروه جدید فراهم شد. این گروه جدید نه تنها باید ممثل مطالبات جدید قومی می بود، بلکه زمینه را برای بلعیدن افغانستان توسط پاکستان نیز فراهم می کرد. در حالی که اهمیت زمینه داخلی ظهور طالبان به هیچ وجه از عامل و زمینه خارجی کمتر نبود، توجه به تجزیه و تحلیل آن در افسانه پردازی از قدرت و توانایی های سازمان استخبارات پاکستان گم شد. به این ترتیب آنچه به علل و عوامل داخلی ظهور طالبان مربوط می شود، زمینه های ظهور طالبان در زیر قبای شیخ برهان الدین ربانی که هم رئیس جمهور کشور و هم رهبر حزب جمعیت اسلامی بود، ساخته و پرداخته شد؛ امری که ربانی نه در طراحی و نه در اجرای آن نقشی داشت و در واقع تا زمانی که طالبان به دروازه های کابل رسید و آوارگی های غم انگیز وی همراه با تخت ریاست جمهوری هم آغاز گردید، اصولا متوجه نشد که تمام این رویدادها و زمینه سازی ها به نام او و از زیر پوستین او، توسط کسی دیگر کارگردانی و اجرا شد.
شكست انديشه، ميراث نخبگان ما
قسمت دوم
محمد علي واعظي
2- «خداوند مي خواست اسلام دين باشد، اما آدمها از آن سياست ساختند.» محمدسعيد عشماوي روشنفكر مسلمان مصري در مقدمه كتاب خود به نام «اسلام سياسي» كه در 1987 انتشار يافت، با بيان جمله فوق، به ديدگاه و هويت گروههايي اشاره دارد كه با تمسك به دين، آن را در خدمت سياست و اهداف دنيوي خويش به كار ميگيرند. عشماوي ضمن بيان ديدگاه خودش مبني بر اينكه «دين كلي، جهاني و فراگير است. سياست جزئي، قبيلهاي و محدود به مكان و زمان است» به انتقاد از كساني ميپردازد كه سعي در «سياسي كردن امر ديني يا قدسي كردن امر سياسي» دارند. او آشكارا به جريانهاي افراطي و خشونتگرايي اشاره دارد كه در جهان اسلام با توسل به خشونت و اعمال زور، سعي در تحميل ديدگاه خود از دين بر جوامع اسلامي دارند. شايد او فكر نميكرد كه مصداق عيني اين امر در افغانستان به ظهور برسد و اين سرزمين خاستگاه و محل صدور اسلام پيكارجو با ساير كشورها گردد. اما چنانكه تجربه دو دهه گذشته نشان داد، افغانستان با پيشينهاي از خشونت كه با قدرت گرفتن چپگرايان بوجود آمد، با ظهور تفكر اسلام سياسي، تكميلكننده دور باطل خشونت و وحشت در اين كشور گرديد.
سرتاج التواریخ
اندر باب
کارشناسان
کاتب باشی
آنان که علم لغت به طرایق تسعه دانند و بر مفاهیم و دقایق آن به احسن صور واقف اند، گویند که کارشناسی لغتی است آمیخته و مر آنانی را اطلاق گردد که کارها بدانند و کارها بکنند و بفهمند آنچه در دایره فهم دیگران ناید و مرتبتی از عقل در آنان حاصل گردد که اغلب امور به طریق بداهت فهمیدی و سررشته و سرنوشت چنان بهم بافتی که حقایق امر از آن استنباط و استخراج گشتی.
و نظر و بصر چنان گشتی که چون جام سکندر و آیینه ذوالقرنین از برزخ به اینسو همه را دیدی و القصه چنانچه گفته اند که در خشت خام بینند آنچه را دیگران در آیینه نتوان دید.
دولت افغانستان؛
ناکامی در سیاست
و پریشانی در مدیریت
حمزه واعظی
در هفته های اخیر، دامنه ناامنی ها در افغانستان شدت بی سابقه ای یافته است. بر اساس شواهد و گزارش ها، گروه طالبان یک ولسوالی را در ارزگان وسه ولسوالی دیگر را در هلمند به تصرف خود در آورده و گستره فعالیت های نظامی و اقدامات انتحاری خود را علاوه بر مناطق جنوب و شرق، حتی در ولایات شمال، غرب و پایتخت کشور نیز، وسعت بخشیده اند.
حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان چندی پیش با اظهار نگرانی از شدت حملات طالبان، با لحن گزنده ای از جامعه بین المللی انتقاد کرد که در مبارزه خود با تروریزم جدی نیست و تاکید نمود که دنیا باید چاره تازه ای برای مهار پدیده تروریزم بسنجد.
تحولات نگران کننده اخیر، سئوالات و گمانه زنیهای زیادی را در این روزها در میان حلقات داخلی و مطبوعات خارجی، نسبت به راهبرد های ابهام آمیز جامعه بین المللی، بویژه آمریکا در قبال دولت و رهبری افغانستان برانگیخته است. برخی از مطبوعات خارجی، گسترش نا امنی ها را نشانه رویگردا ندن جا معه بین المللی از رهبری افغانستان تعبیرکرده اند؛ عده ای از آگاهان و ناظران داخلی، از شکل گیری یک ائتلاف تازه با مشارکت عناصر شناخته شده ای چون علی احمد جلالی ، اشرف غنی احمدزی و داکتر عبدالله در مقابل کرزی خبر می دهند. اما، وزیر خارجه آمریکا خانم رایس، در سفر اوایل ماه جولای خود به افغانستان بر حمایت مجدد ایالات متحده از کرزی تاکید و او را رهبر باکفایت توصیف کرد. بلافاصله سفر ناگهانی دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا به کابل روز سه شنبه 11جولای، نیز بصورت نمادین نشاندهنده جدی بودن ایالات متحده نسبت به ادامه حضور در افغانستان و حمایت از دولت حامد کرزی بود. با این وجود، آنچه غیر قابل پیش بینی و موجب تامل می نماید، شدت و سیر حوادث کنونی است.
در اینکه جامعه جهانی در مبارزه با پدیده ترویزم و طالبان در افغانستان صادق است یا نه، جای بحث دارد، اما آنچه مسلم و غیرقابل انکار است حمایت گسترده جامعه بین المللی از پروسه ای بوده که از کنفرانس بن آغاز و به دولت منتخب کرزی منتج گردیده است. واقعیت این است که دولتهای افغانستان در طول پنج سال گذشته، پیوسته از کمکهای عظیم و بی دریغ اقتصادی، سیاسی، نظامی، مشورتی و معنوی آمریکا و جامعه جهانی برخودار بوده است؛ اما پرسش اصلی و اساسی در این است که با وجود این حمایتها و هدایتها، چه دلایل و عواملی باعث می گردد که دولت افغانستان نتوانسته است از عهده مدیریت کلان ملی برآید و در نتیجه، زمینه را برای بروز اوضاع و شرایط نگران کننده جاری فراهم سازد؟
صلاحیت شوراهای ولایتی باید بیشتر گردد
مصاحبه و معرفی محمد یاسین اکبری رئیس شورای ولایتی دایکندی
صلصال: لطفاً شما خود را معرفی کنید.
یاسین اکبری: اسم من یاسین اکبری است. از ولسوالی اشترلی ولایت دایکندی هستم. درسال 1349 متولد شده ام. تحصیلاتم در منطقه آغاز شده است. تا سال 1342 در همانجا درس خواندم واز سال 1363 تا 1368 در مدارس دینی منطقه درس خواندم وبعد از آن بنا بر مشکلاتی نا امنی که ایجاد شد در کشور ایران مهاجر شدم واز سال1368 تا 1381 تحصیلاتم را در ایران ادامه دادم. تا سطوح عالیه وکمی هم درسهای خارج را خواندم. البته تمامی تحصیلاتم در باره معارف اسلامی و علوم دینی می باشد.
در انتخابات سال 1384 شورای ولایتی دایکندی شرکت کردم ومردم به من اعتماد کرد و مرا به عنوان نماینده شان انتخاب کردند و هم اکنون به عنوان رئیس شورای ولایتی دایکندی ایفای وظیفه میکنم.
صلصال: کمی در باره تجربه های فعالیت های اجتماعی تان بگویید؟
یاسین اکبری: اکثراً در کنار تحصیلاتم فعالیت های اجتماعی را نیز انجام داده ام. در سالهای جنگ در بین مردم می رفتم و برای تحکیم صلح تلاش می نمودم و این تلاشها بالای گروه های در گیر خیلی موثر واقع شد. همچنان من تجربه تدریس درسهای علوم دینی را دارم ودر مدت چهار سال تدریس مشغول فعالیت های اجتماعی نیز بودم.
صلصال: تعریف شما از شورای ولایتی که یک ارگان تازه تاسیس در ساختار اداری وتشکیلاتی حکومت افغانستان است، چیست؟
یاسین اکبری: آنچه ما از مواد 138 و139 قانون اساسی افغانستان برداشت می کنیم و همچنان قانون شوراهای ولایتی به ما چنین چیزی را تفهیم می کند که شورای ولایتی یک نهاد مردمی است که برای مشارکت مردم در اداره کشور و برای اداره جامعه ایجاد شده است. اعضای شورا توسط انتخابات انتخاب می شوند وهدف آن نیز بهبود وضعیت مردم ورسیدگی به مشکلات مردم است.
در تمام دایکندی
یک شفاخانه نیست
صلصال: خود را معرفی کنید؟
ریحانه مهدی زاده: من ریحانه مهدی زاده استم اسم پدرم محمد عسی می باشد. 19 سال سن داردم. از ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی استم. فارغ صنف 12 هستم، متوسطه را در شهرستان و لیسه را درکابل خوانده ام. تجربه های کاری که دارم عبارت است از پنج ماه کار در ریاست پزیرش وزارت انکشاف دهات در مرکز و یکسال به عنوان رئیس امور جوانان ولایت دایکندی.
صلصال: در ریاست جوانان دایکندی که شما ریاست آن را به عهده داشتید چند نفر عضو داشت و در آن ریاست چه فعالیت های را انجام می دادید؟
ریحانه مهدی زاده: این ریاست 25 نفر عضو داشت که شامل جوانان دختر وپسر می گردید. مشکلات جوانان را شناسایی می کردیم وبعد آن را برای وزارت جوانان انتقال می دادیم.
صلصال: فکر نمی کنید در این سن که شما قرار دارید یعنی 19 سالگی خیلی موفق استید؛ وظیفه های بزرگی را تا هنوز انجام داده اید و فعلاً نیز به عنوان نماینده مردم در شورای ولایتی و منشی شورای ولایتی کارمی کنید؟
ریحانه مهدی زاده: البته از این بابت من خودم نیز خوشحالم که به عنوان نماینده مردم برای مردم زحمت میکشم. من قبل از اینکه وکیل شوم نیز همیشه در حل مشکلات اجتماعی وسیاسی مردم با مردم همکاری می کردم. من در بورسیه ترکیه قبول شده بودم و علاقمندی به ادامه تحصیلم را داشتم اما زمانیکه من را مردم به عنوان نماینده شان در شورای ولایتی انتخاب کردند من از رفتن در ترکیه و ادامه تحصیلم منصرف شدم.
صلصال: از این جهت که شما یک زن استید آیا زمانی اتفاق افتاده است که محض به همین جهت با مشکلی مواجه شده باشید؟
ریحانه مهدی زاده: بلی. مثلاً من نمی توانم تنها مسافرت کنم. باید یک نفر محرم مرد همراهم باشد و افغانستان یک کشور اسلامی است وما مجبور استیم که باید این چیزها را رعایت کنیم. اما در دیگر موارد روحیه مردم در مقابل یک خانمی که می خواهد برای شان کار کند بسیار خوب است.
صلصال: صحبت اختصاصی ما وشما در باره صحت است. شما بگویید که وضعیت عمومی صحت در دایکندی چگونه است؟
ریحانه مهدی زاده: صحت در دایکندی خوب نیست وما شدیاً نگران وضعیت صحت ومشکلات صحت در این ولایت استیم. در شش ولسوالی دایکندی اصلا مراکز صحی وجود ندارد وکلینیک شخصی هم نیست. در خود ولایت شفاخانه ولایتی نداریم و در بسیاری از مناطق دایکندی نه دواخانه یافت می شود ونه داکتر. مردم مجبور است که چندین روز مسافرت کند تا یک مریض خود را در ولایات همجوار انتقال دهد وبسیاری از مریض ها در مسیر راه جان می دهند در حالیکه اکثر این مریض ها ممکن با دوای بسیار عادی جور شدنی باشند. حتی بعضی اوقات همین بردن در ولایات دیگر هم میسر نیست مثلاً شش ماه-هشت ماه بخاطر برف وآب خیزی، راه های مواصلاتی دایکندی با ولایات بیرون از دایکندی کاملا مسدود می باشد. حتی محاسباتی وجود دارد که در هر 15 دقیقه یک نفردر دایکندی میمیرد.